تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - چگونه اختلاس کنیم!

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

به نام خدا


چگونه اختلاس کنیم یا راهنمای یک اختلاس خفن در 1+12 قدم!

با عرض سلام مفتخرم که به شما بازدید کننده محترم اعلام کنم که اولین و جامعترین راهنمای اختلاس کلان را خدمتتان عرضه کنم

یک : اول از همه مثل یک دانشجوی موفق دکتری مدیریت دولتی اهدافتان را مشخص و زمان بندی کنید و کلا ببینید عرضه این کار ها را دارید یا نه به عنوان مثال رقمی که به آن چشم دارید را مشخص کنید

دو: باید خدمتتان عرض شود که چون هدف ما یک اختلاس درست درمان و پدر مادر دار است ارقام زیر صد میلیارد را بی خیال می شویم شما هم اگر می خواهید فکر می کنید که این رقم بزرگ است همین حالا از مقوله اختلاس بیرون بیایید که به هیچ کجا نمی رسید و نهایت پیشرفتتان می شود یک صندوق قرض الحسنه داغان که چند پیرمرد اداره اش می کنند .

اصلا خدمتتان عرض کنم که اختلاس زیر صد میلیارد زیر عمرا به درد سرش نمی ارزد ،  تازه نمی بینید در رقم های پایین مثل آب خوردن گیر می افتند و خانه و زندگی شان سر پنجاه هزار تومان به باد می رود؟ اما در رقم های بالا پوستشان کنده می شود تا پیدایتان کنند تازه اگر لو بروید!

بیت : دردم از پول است و درمان نیز هم

       هرچه هم باشد فراوان هست کم!

 

پس نتیجه گیری اختلاسی ما اینکه بزرگ فکر کنید

سه : چون این رقم ها را از جیب ملت نمی توانید بیرون بکشید باید جایی بروید که پول های ملت آنجاست . کجاست؟ بانک است دیگر!

به جایی که کلی پول ملت خوابیده است و منتظر شماست تا یک صفایی بهش بدهید بانک می گویند.

چهار: بانک هدف را انتخاب کنید دقت کنید که این یکی از مراحل مهم است چون باید دنبال یک بانک اساسی بگردید که هم مدیر عامل پایه ای دارد و هم اصطلاحا شیر تو شیر است و علاوه بر آن پول خفنی هم داشته باشد که اگر از رویش یک چند صد میلیارد پییچاندید کسی نفهمد .

توضیح چهار: بانک ملی بانکی بسیار عالی و ایده آل بود که متاسفانه عزیزان مختلس(!) ترتیبش را دادند. و مدیر عاملش را فرستادند هوا خوری در فرنگ یعنی الان بانک ملی مدیرعامل پایه ای ندارد اما دو شرط دیگر را دارد هم شیرتوشیر است هم کلی پول دارد تازه شعارش هم عوض شده است " هرجا که سخن از اختلاس است نام بانک ملی ایران می درخشد! ". اما ریسکش بالاست چون با این شاهکار اخیر دوستان ، بازرس زیاد می آید.


پنج : عمرا اصلا هیچوقت دنبال بانک های خصوصی نروید چرا چون که این بانک ها پولشان را مثل بانک های دولتی از توی جوب پیدا نکرده اند که بیایند دودستی تقدیم کنند . اغلب بانک های خصوصی مدیرعامل هایی پایه دارند اما چون خود این مدیران یک روزی مثل من و شما یک لا قبا بوده اند الان تازه به دوران رسیده حساب می شوند و حالتان را می گیرند و نمی گذارند به ملت خدمت کنید.

شش : حالا که بانک را انتخاب کردید باید دنبال یک مدیرعامل گشاده رو بگردید مشکل ترین قسمت کار همین جاست اما اگر یک آشنای دولتی داشته باشید دیگر نورعلی نور است و حداکثر یک ماهه پیدا می کنید مدیر عزیز را!

بیت : سود بانکی نزد او باشد حلال اندر حلال

آن که باشد رهرو دین مبین اختلاس!


هفت : مرحله بعدی درخواست یک وام است . ببینید برای درخواست وام چند چیز لازم است یکی اینکه کلا روی ارقام زیر صد میلیارد حساب باز نکنید ، یابد اعتماد بنفس داشته باشید و سرتان را بالا بگیرید و بروید پیش رییس بانک و درخواست دهید . اصلا نگران نباشید که شک کنند و پا پیچتان شوند اتفاقا کلی هم حال می کنند که چنین مشتری دانه درشتی دارند و برایتان رانی هم باز می کنند! تازه به این دقت کنید کسی که می آید یک وام دو سه میلیونی می گیرید واضح است که شدید پول لازم است و احتمال بسیار زیاد هم در قسط ها می ماند اما شما کسی که می آید میلیاردی وام می گیرد خیال بانک راحت است .


توضیح هفت: وام را باید به یک اسمی گرفت مثلا توسعه زیرساخت های اجتماعی فرهنگی شهرستان فسا . اما پیشنهاد ما این است که نیت خیرتان در گرفتن وام را به همه ثابت کنید اینها نام های پیشنهادی ماست: ایجاد و افزایش سرانه فضای ورزشی برای بانوان در استان بوشهر ترجیحا بندر عباس . تکمیل آزادراه تهران شمال . جبران کسری بودجه متروی تهران یا اصفهان . خرید هواپیما برای آب پاشی آسمان تهران در روزهای آلوده . شست و شوی برج آزادی . مرمت و بازسازی کل میراث فرهنگی های کشور . افزایش مبادلات با کشور دوست و برادر ونزوئلا . واردات سیر و شامپو و سی پی یو از چین ، ایجاد بیست میلیون شغل تا پایان سال.

بیت : شیر مرغ و جان آدم را ستاندن سخت نیست

       وام بستاندن ز دست بانکداران مشکل است!

هشت: بسیار بعید است که ازتان ضامن و سفته و این چیز ها بخواهند فقط یک چیز لازم دارید : آشنای گردن کلفت دولتی که خرش برود . هرچه نزدیک تر به دفتر ریاست جمهوری بهتر! یک وقت خیال بد نکنید منظور آدرس محل کار آن بنده خداست! این عزیزان را می توان از طریق مدیرعامل های بانک های خصوصی پیدا کرد.باور ندارید امتحان کنید!

نه : دیگر همه چیز ردیف است و شما منتظر وام تان هستید در این مدت کوتاه سعی کنید به اهداف و آینده طلایی که پیش شماست فکر کنید و هوای همای سعادتان را داشته باشید. دنبال زمین برای کارخانه و کشتی برای قاچاق و هواپیما برای تفریحات برون مرزی هم باشید . راستی فراموش نکنید که شما خدمتگزار مردم هستید

ده : خب حالا که پول رسید دستتان باید بجنبید چون خیلی ها به سود پولتان چشم امید و دست دعا دارند بروید به اسم کمک به مناطق محروم تا می توانید میراث فرهنگی با مجوز سازمان میراث فرهنگی  قاچاق کنید چون هم مطمئن است هم جواب داده .

برای تاسیس یک گاوداری چند طبقه مجوز بگیرید و جایش در دوبی هتل بسازید ، یا مثلا  تا می توانید سکه به نرخ دولتی بگیرید و قایم کنید تا گران شود (البته این راه کمی طول می کشد ) اما بهترین و ساده ترین راه این است که ده بیست درصد همان پول را به یک بانک دیگر بدهید و قدر پول اولیه دوباره وام بگیرید بعد این دو پول را تنگ هم بزنید و بروید در کار تاسیس بانک آنوقت دوبرابر پولتان هم بهتان وام می دهند و تا اینجای کار اگر سوتی ندهید سیصد چهارصد میلیاردی کاسب هستید


یازده : برای شروع خوب است اما ابدا به این پول خرد ها راضی نشوید هدف ما الگوی سه هزار میلیاردی اساتید هستند آنها که با رفتارشان چراغ راه مختلسین است . به اینجا که رسیدید می بینید که دورتان چقدر شلوغ است و همه شما را دوست دارند و کلی هم دوست و آشنا پیدا کردید و خرتان هم پل خر بگیری را رد کرده است و به دشت های سرسبز مشاء و خاور افتاده است . سعی کنید از بین این مگسان گرد شیرینی یک چند تایی خرمگس پیدا کنید و بروید در کار شراکت

بیت : پولت به اتفاقِ تورم جهان گرفت

       آری به اتفاق جهان می شود گرفت!

دوازده : برای اینکه احیانا به تور چشمان تیزبین بازرسی که همه جا و همه کس را می بینند و برخوردی می کنند که آدم از زنده بودن پشیمان می شود نخوردید یک چند درصدی را صرف کارهای خیر بکنید (که البته سود هم داشته باشد دیگر!) دیگر باید بفهمید که هدف ما خدمت به مردم است.

دوازده به اضافه یک : تبریک می گویم شما به سندیکای اختلاس پیوستید و این مهم بجز همت بلند و نیت خیرتان نبود شمایی که هدفی بجز نوکری مردم نداشتید اینجا مزد کوچکی از کارهایتان را گرفتید . لابد می پرسید آن بزرگانی که سه هزار میلیارد رکورد زدند را چرا گرفتند؟

باید عرض شود آنها در کار خیر و خدمت زیاده روی کردند و این شد که این عزیزان به جرم خدمت به اقتصاد دستگیر شدند . پس هیچ وقت زیاده روی نکنید ملت پر رو شوند .

راستی گفتم دستگیر حواستان را جمع کنید اگر احیانا خواستید زیادی به ملت و اقتصاد خدمت کنید حتما یک جای خیلی دور (کانادا پیشنهاد نمی شود چون لو رفته است ) یک جایی برای خودتان داشته باشید .

کشورهای آفریقایی خوب هستند چون هم منابع اقتصادی دارد هم مردم فقیری که محتاج دستهای نیازمند شمایند  هم کلی جای خدمت و ساخت و ساز . ما هم که رویایمان خدمت به محرومین است حالا فرقی نمی کند ساحل عاج یا ساحل فارس!

 

به رویاهات فکر کن!


والسلام

.

.

.

.

.

در همین رابطه ببینید :

سه هزار میلیارد اختلاس (فیلم)


کاریکاتور های اقتلاسی(!) مازیار بیژنی