تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - یادداشت ابوالفضل اشناب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

بسم الله

اگر خانواده را یک درخت فرض کنیم که پدربزرگ و مادربزرگ ریشه محکم آن هستند و قدیمی ترین جز آن ، پس "نوه" به منزله میوه این درخت است ، و تمام حاصل درخت از ریشه و تنه و برگ و شاخه میشود همان میوه ، که شیرین ترین و عزیزترین جز یک درخت است. پدربزرگی را سراغ نداری که نوه اش را دوست نداشته باشد . گاهی پیش می آید نوه برای پدر بزرگ عزیزتر از فرزند میشود ! یعنی حتی اگر پدری از فرزندش دل خوشی نداشته باشد نمی تواند از محبت فرزند زاده اش بگریزد.

 پدربزرگی میگفت که ایام با نوه داری(!) یکی از دو ایام خوش زندگی است . موی سپید و نوع حرف زدنش اش نشان می داد که اهل گفتن حرف بی ربط نیست. و می شود به تجربه اش به راحتی و با خیال راحت اطمینان کرد.

این یک

رابطه پدربزرگ و نوه عینا مثل نوه و پدربزرگ است ، همان قدر که خاطر پدربزرگ ها برای نوه ها عزیز است خاطر آنها نیز برای پدربزرگ خواستنی است .

پدر بزرگ ها اغلب انسانهای دوست داشتنی و عزیزی هستند برای ما ، تقریبا از هرکسی بپرسی یک دو جین خاطره از پدر بزرگش در آستین دارد ، برای خیلی ها پدر بزرگ ، حتی اخم و بی حوصلگی هایش هم دوست داشتنی است و پدر بزرگ معنی مهربانی می دهد . اصلا اینکه بشینی کنارش و او شروع کند به تعریف کردن خاطرات اش ، از سفر حج اش بگوید و ماجرای های آن ، از شهرش بگوید که پنجاه سال قبل چه شکلی داشته و حالا چه شده ، حتی کنارش بشینی و او شروع کند به نصیحت کردن و تو بخاطر عزیز بودنش برخلاف همیشه به آن ها گوش کنی و بخاطر گل روی پدر بزرگ آنها را بشنوی.

برای خیلی از نوه ها ؛ عزیزترین قوم و خویش همین پدربزرگ ها هستند.

 این دو

 

آن که اینجا باید برایش بنویسم هم نوه عزیزی برای پدربزرگ بزرگواری است هم پدربزرگ بزرگواری است که نوه بسیار عزیزی دارد.

علی بن موسی ، محمد بن علی ، ((علی بن محمد)) ، حسن بن علی ، مهدی المنتظر

هادی عشق ! میدانم امام رضا به مهربانی شهره است ، پس میتوان او را مهربان ترین پدربزرگ دنیا هم نامید که شما را که میوه دل پدرتان "جواد" هستید بسیار دوست دارد. از جنبه دیگر هم شما نوه عزیزی دارید که "خاتم الاوصیا" است. انگار هم باب المهدی ، هادی است و هم ((باب الجواد)) ، علی النقی.

هادی نور ! برای ما که ، هم ایرانی هستیم و زیر سایه حضرت سلطان و هم شیعیان دوره امامت قائم آل محمد ، نعمت نام شما مثل کلیدی است که هیچ قفلی در برابرش بسته نمی ماند . حلقه های "سلسلة الذهب" این خاندان بدون شما ناقص می شد ، هادی یعنی "ابن الرضا" و "باب المهدی" ، و متبرک تر از این القاب مگر نزد قوم ما هست؟

هادی محبت ! شیر نقاشی شده روی پرده از عظمت و بزرگی تو جان گرفت و شیران در قفس منتظر فرمانت بودند تا به پایت جان دهند. تو امام هادی خداوندی ! تو مظهر راهنمایی خدایی و در این عالم ذره ای نیست که مقام تو را نشناسند.

هادی مظلومیت ! همنام جد بزرگوارتان امیرالمومنین هستید و مثل ایشان مظلوم ، قبر شما و گنبد طلایی تان در خاک مدینه نبود که ویرانش کردند بلکه در سامرا بود همان شهری که اسمش معنای نشاط هنگام تماشای اش است اما امروز جز درد و غم چیزی نصیب زائر سامرا نمی شود . ولی تو هادی هستی حتی اگر قبرت فقط یک پارچه سبز باشد .  حتی اگر گنبد نداشته باشی. تو ساکن ایوان طلای دلی ، ایوان طلا سامرا به فدای سرت . تو ساکن گنبد قلبی ، گنبد حرم ارزانی خاک پایت .

هادی ما !  تو نزد ما عزیزی ، حقیرند آنها که خیال توهین به شما را دارند ، حقیرند آنها که خیال کوچک کردن شما را دارند ، دوست دارم یادآوری کنم برایشان ماجرای ساحری را که با شما هم سفره شد و به خیال کوچک کردن شما نزد جمع با جادو نمیگذاشت شما لقمه در دهان بگذارید اما به اذن شما شیر نقاشی شده روی پرده اتاق جان گرفت و ساحر را لقمه ی دهانش کرد و به همان پرده بازگشت ! ماجرای اینها هم ماجرای همان ساحر است .

 

هادی خدا ! جانهای ما فدای تو باد ...!

 

قال الله تعالی فی القرآن الکریم:


  یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

 

والسلام

یا علی .