تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

دوشنبه 23 شهریور 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

با جان عاشق کار داری...

کلمات کلیدی : مگر اعجاز جز این است که باران بهشت زادگاهش برهون عربستان باشد , نامش ستوده است ستایش بر او , امتش را دوست دارد و امتش هم او را دوست دارد , رحمتی برای جهانیان , پرچمدار سینمای دینی , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله




میان بغض های ساموئل اشک میریزی و همراه ابوطالب به آسمان مکه خیره می شوی.
دلت انگار با فرو ریختن بت ها می ریزد و بارش رحمت را در #نورباران_فاران به تماشا می نشینی
عظمت پروردگار را نه در میان طواف پرندگان و نابودی ابرهه که در صدای #محمد حس میکنی: الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل...

میان بغض های گاه و بیگاه نفس عمیق میکشم و عطر گلهای محمدی مدینه که تو در میانشان می دوی را حس می کنم.
دل میان موهای خوش رنگ بلندت گیر افتاده است مثل لباس تو به بوته ی خاری!
تو آنچنان به دنبال صدای مظلوم می دوی که انگار مادری به دنبال فرزندش
و آن وقت که فرزند دختری را به آغوش مادر بر میگردانی، پدر فاطمه (س) را مهربان ترین پیامبر تاریخ می یابم.
آنقدر مهربانانه که خداوند پیک اش را بفرستد به سلام ک تحیت و دلداری تو ! که تو اینقدر غصه درد های امتت را نخوری.
هرچند که خالق خودش از احوال برترین مخلوقش خبر دارد، می داند که محمد (ص) تمام مهربانی و محبت عالم است و هموست که بخاطر این عاطفه اینگونه مورد لطف خداوند است.



قدم به صحن ساحل می گذاری و صورتم را میان صحنه دریا خیس می بینم.
این آغازی ست بر پایان بت پرستی
برده داری
زنده به گور کردن دختران
همه تاریکی های تاریخ
.
ماه بر پرده نقره ای می تابد ...
..................................................
..................................................


مهرنوشتـ : تو میر عشقی عاشقان بسیار داری
پیغمبری با جان عاشق کار داری...

ماه نوشتـ : 
پدر آن بزرگوار، بنابر روایتی قبل از ولادتش، و بنا بر روایتی دیگر چند ماه بعد از ولادتش از دنیا می‌رود و آن حضرت پدر را نمی‌بیند. به رسم خاندانهای شریف و اصیل آن روز عربستان که فرزندان خودشان را به زنان پاکدامن و دارای اصالت و نجابت می‌سپردند تا آنها را در صحرا و در میان قبایل عربی پرورش دهند، این کودک عزیزِ چراغ خانواده را به یک زن اصیل نجیب به نام حلیمه سعدیّه - که از قبیله بنی سعد بود - سپردند. او هم پیامبر را در میان قبیله خود برد و در حدود شش سال آن کودک عزیز و آن درّ گرانبها را نگه‌داشت؛ به او شیر داد و او را تربیت کرد. لذا پیامبر در صحرا پرورش پیدا کرد. گاهی این کودک را نزد مادرش - جناب آمنه - می‌آورد و ایشان او را می‌دید و سپس باز برمی‌گرداند. بعد از شش سال که این کودک از لحاظ جسمی و روحی پرورش بسیار ممتازی پیدا کرده بود - جسماً قوی، زیبا، چالاک، کارآمد؛ از لحاظ روحی هم متین، صبور، خوش اخلاق، خوش رفتار و با دید باز، که لازمه زندگی در همان شرایط است - به مادر و به خانواده برگردانده شد.
مادر این کودک را برداشت و با خود به یثرب برد؛ برای این‌که قبر جناب عبداللَّه را - که در آن جا از دنیا رفت و در همان جا هم دفن شد - زیارت کنند....

+ کودکی پیامبر از زبان حضرت ماه



والسلام



شنبه 7 شهریور 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب برای محمد

عطر «محمد» در سینما پیچید

کلمات کلیدی : این یک قله درخشان است , محمد پیامبر مهربانی ها , پیوست نامه رهبر انقلاب به جوانان غربی این است , اثر دینی باید حرفه ای باشد , عطر گل محمدی در سینما , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله



سینما یک هنر است. نگوییم یک هنر معمولی که سینما مهم ترین هنر بشریت بوده و هست. آنقدر مهم که جریانات عظیم انسانی و معنوی و مادی را در طول تاریخ تاسیسش ایجاد کرده است و تاریخ با شکوهی دارد.
در سالیانی که سینما مردم را پای پرده نقره ای خود میخکوب کرده بود، بسیاری از قالب های این هنر کشف و امتحان شدند، کمپانی های هالیوودی که تمام همت شان را بر این موضوع گمارده بودند که این هنر یا بهتر بگوییم صنعت جذاب را شکوفا تر کنند.
این قالب های گوناگون چرخیدند و چرخیدند تا به این عصر رسیدند.
عصری که سینما تثبیت شده و قالب ها شکل گرفته اند. سلیقه ها شناخته شده و موضوعات با دقت بالایی بررسی می شوند.
در این میان فرم های تاریخی و اصیل و داستان های حقیقی و اسطوره ای دنیا آثار ماندگاری شکل گرفتند که هنوز در آسمان سینمای جهان جزو درخشنده ترین ستاره ها هستند.

سینمایی که اغلب یا به نام سینمای مذهبی و یا سینمای تاریخی به مردم جهان معرفی شده اند و در ذهن ها مانده اند.
کسی در این میان البته دقت نکرد که داستان این آثار بزرگ بر چه مبنایی ساخته شدند، داستان پردازی های هنرمندانه کارگردان و یا وحی؟
ترکیبی از افسانه های تاریخی و یا همراهی کتب تحریف شده ادیان مختلف؟

آثاری که در برخی موارد، به شدیدترین شکل ممکن خلاف کتب الهی هستند و این جادوی سینماست که آن ها را اینگونه دلربا نمایان می کند.



در تاریکی تحریف و حمله به چهره حقیقی آسمانیان، «محمد» از افق سینمای ایران طلوع کرده است.
مگر نه اینکه خورشید وجودی پیامبر گرامی اسلام(ص)  در اوج جهل و نادانی و تحریف طلوع کرد؟ حال، آخرین ساخته مجیدی نیز رسالتی از جنس رسالت نبی مکرم اسلام در سینمای پر از جهالت و تاریک امروز دارد. نمایشی از حقیقت برترین مخلوق آفرینش در هاله ای از مهربانی
نمایش حرفه ای چهره ای حقیقی از فردی آسمانی که تمامی ادیان نام او را به نیکی و عظمت یاد کرده اند.



در میان همه اهانت ها، همه کشتار ها و جنایت ها و تمام آنچه که به نام اسلام اما به کام دشمنان پیامبر تمام می شود، «محمد» تصویری معطر از رحمت پیامبر جهانیان نمایش می دهد؛ و چه چیزی از این ارزشمندتر؟

این رخداد باشکوه را در عصر حاضر به تماشا خواهیم نشست.

«محمد» پرچمدار سینمای آیینی جهان خواهد بود و تاریخ سینما این اثر قدرتمند را فراموش نخواهد کرد.

 از محمد بیشتر خواهیم شنید ...
............................

ماهـ نوشت: با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟...



بعد نوشت اول : به همراه خانواده و نزدیکانتان به سینما بروید و این اثر را بنوشید

بعد نوشت دوم : از این فیلم بیشتر خواهم نوشت ...

والسلام


دوشنبه 2 شهریور 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

خطرناک تر از انگلیس!

کلمات کلیدی : روباه پیر , انگلیس خبیث , کاش همیشه اینقدر آماده باشد پلیس ما ! , سیلی میخورند آنها که برای حفظ لبخند دروغین تلاش می کنند , سرکوب اعتراض خطر بزرگی است , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله



تصاویر سرکوب مقتدرانه دانشجویان توسط پلیس محترم جمهوری اسلامی ایران را که نگاه می کردم، سعی کردم حواسم را از چند مفهوم مهم که در ذهنم پدیدار شد، منحرف کنم اما نتوانستم.
من اصلا کاری ندارم به اینکه کلیپ های کتک خوردن و عجز و التماس نیروی انتظامی در فتنه 88 چند بار در سایت یوتیوب کلیک خورد
و یا اینکه این مانور مقتدرانه علیه دوستان انقلاب علتش چه بود؟ همان کسانی که وقت دیدار های دانشجویی و حمایت از حاکمیت تصاویرشان را به عنوان عزیزان انقلاب از سیما پخش می کنند و فردا روزی به دلیل اعتراض به بازگشایی سفارت انگلستان آنها را بازداشت می کنند.



یا اصلا کاری ندارم به اینکه پشت سر این قضایا کدام حکم مقتدرانه و پنهانی وجود دارد
یا حتی اینکه سردار اشتری بزرگوار به عنوان فرمانده نیروی انتظامی نظرشان در مورد سخنان رهبر معظم انقلاب در همین دیدار اخیر با فرماندهان این نیروی زحمت کش چیست و وقتی رهبری مثال اقتدار خشن پلیس آمریکا را برایشان زدند چه حسی داشتند.
من اصلا کاری ندارم به اینکه دقیقا وزارت کشور کجای این قضیه ایستاده است و خب حال و هوای کسانی که دیروز حتا فرصت شعار دادن هم پیدا نکردند و سرکوب شدند چیست؟
.
.
مهم تر از همه اینها نکته ای است که خطر اصلی برای انقلاب هم همان است.
یعنی حفظ لبخند دیپلماتیک و جلب رضایت قدرتهای پوشالی جهان به هر قیمت
قیمتش گاهی حمله به جوان انقلابی ست که به تعبیر رهبری وقت خطر سینه سپر خواهد کرد و گاهی هم امتیازات عجیب و غریب اقتصادی.
اینکه جمهوری اسلامی ایران حاضر است همه مناسبات گذشته را فراموش کند و یادش برود که همین سفارت سال 1388 چه بلایی بر سر جوانان کشور آورد و یادش برود که پرچم بریتانیای کبیر در تمامی اختلافات جدی مذهبی بلند است و با تمام اینها مذاکره خواهد کرد.
صدالبته که سرکوب اعتراضات همیشه خطر بوده و هست.
اینکه کسی حق اعتراض ندارد زیرا دور جدیدی از مناسبات ایران و انگلیس آغاز شده است
اینها برای یک کشور انقلابی تهدید است.

.
موضوع آن وقتی خطرناک می شود که این سوی دیوار سفارت را با آن طرف دیوار اشتباه بگیریم...




والسلام
..............................................................................


رونوشت به: دکتر روحانی - سردار حسین اشتری  - دکتر ظریف - دکتر رحمانی فضلی 


..............................................................................

ماه نوشت اول : ما از فرانسه، از ایتالیا، از اسپانیا خاطره‌ی بدی نداریم. بله، از انگلیس خیلی خاطره‌ی بد داریم؛ انگلیس را میگوئیم «انگلیس خبیث»


ماهـ نوشت دوم: واقعاً باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را همه بدانند، همه؛ این جوانان مؤمن و انقلابیاند که روز خطر سینه سپر میکنند، هشت سال جنگ تحمیلی میروند توی میدان؛ اینها هستند. افرادی که نسبت به این جوانها با چشم بدبینی نگاه میکنند یا مردم را بدبین میکنند، خدمت نمیکنند به کشور؛ به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمیکنند. این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانی کرد، امروز هم بحمدالله کم نیستند و زیادند. [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند؛ آن جوانهای مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوی نمیشوند اینها؛ لکن خب، ما باید قدر اینها را بدانیم.

ماهـ نوشت سوم : خودتان را آماده کنید برای ادامه‌ی مبارزه‌ی با استکبار.



شنبه 24 مرداد 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

خیلی دور خیلی دورتر !

کلمات کلیدی : دید باز و روشن و متعهدانه , موسیقی ارزشمند , جذب و دفع های عجیب غریب! , میثم محمدحسنی , خب برید بخونین نظرات حضرت رهبر رو , نوک بینی بینی! ,


بسم الله



تا نوک بینی دیدن در هیج موردی خوب نیست!
این مدل نگاه باعث می شود که تو خالکوبی های روی بدن یکی را ببینی و حواست به کنده کاری های دشمن روی روح فرزندت نباشد

باعث می شود که تمام جامعه از دید تو بشوند خودت و دوستانی که با هم هیات می روید!

باعث می شود که به دریادار سیاری هشدار بدهی که اگر به اصول انقلابی خودش باز نگردد باید پست خودش را ترک کند!!

باعث می شود که گوش هایت فقط صدای مداحی و صوت قرآن دوستانت را بشنود و اصلا صدای موسیقی هایی که خیلی از مردم دارند گوش می دهند را متوجه نشود!

باعث می شود معنی "خاکریز های فتح نشده" را نفهمی

معنی "جنگ بدر فرهنگی" را که رهبر گفت متوجه نشوی

باعث می شود بگویی که فریدون و چاووشی حق خواندن از شهدا را ندارند چون در کنسرت هایشان دختران بد حجاب جیغ می کشند!




تا نوک بینی دیدن چیز خیلی بدی است اما کار راحت تر همین است


مشکل خیلی ها اینجاست که اینطوری نگاه نمی کنند...

خیلی مشکل بزرگی دارند پس!

اینطوری نه عرشه  ناو جای "مقصود لو" ست و نه عرصه فرهنگی جای کسی که نوک بینی بین نیست!
 
...........................................

تقدیم نوشت: تقدیم به مجرم بزرگ ! میثم محمد حسنی



...............................................................

ماهـ نوشت :
من میخواهم این را عرض کنم که هنر دینی به‌هیچ‌وجه به معنای قشریگری و تظاهر ریاکارانه‌ی دینی نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی‌آید. ای بسا هنری صددرصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیردینی استفاده شده باشد. نباید تصوّر کرد که هنر دینی آن است که حتماً یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینی - مثلاً روحانیت و غیره - صحبت کند. هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‌اند و جانهای پاکی در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینی است. اینها حقایقی است که همه پیامبران الهی برای آوردن آنها به میان زندگی بشر، بارهای سنگینی را تحمّل کردند. نمیشود ما این‌جا بنشینیم و تلاشهای زبده‌ترین انسانهای عالم را - که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند - تخطئه کنیم و نسبت به آن بیتفاوت بگذریم. هنر دینی این معارف را منتشر میکند؛ هنر دینی عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفی میکند؛ ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیه‌ای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومی ندارد که در محاورات سینمایی یا در تئاتر، نام و یا شکلی که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینی باشد؛ نه. شما میتوانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهای نمایشی بیاورید. در این صورت به هنر دینی توجّه کرده‌اید.





والسلام 



( تعداد کل صفحات: 71 )

[ ... ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ 11 ] [ ... ]