شارژ ایرانسل

فال حافظ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات
یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

سه شنبه 15 مرداد 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب درباره احمدی نژاد

... با این همه، دلمان برایت تنگ خواهد شد.



بسم الله

برای مشاهده در ابعاد اصلی کلیک کنید

سلام آقای دکتر ! خداقوت، الان که این چند سطر را برایتان می نویسم دیگر بار مسئولیت از روی دوش شما برداشته شده است. یعنی شده اید رئیس جمهور اسبق ایران و نامتان برای همیشه در تاریخ سیاسی مانده است. این چند خط شاید تشکری باشد از شما شاید گلایه ای شاید انتقادی و شاید دلنوشتی خطاب به محمود احمدی نژاد آنکه هشت سال در صدر اخبار ایران بوده و هزاران هزاران واقعه و اتفاق پیرامونش رخ داده است .

آقای دکتر ! 
در کل رئیس جمهور خوبی بودید شما . آن اوایل که از "بهشت" به "پاستور" آمده بودید و سادگی عجیب و غریب تان توجه خیلی ها را در داخل و خارج جلب کرده بود و خیلی ها هم شروع کرده بودند به تمسخر شما که در حد و اندازه های ریاست جمهوری نیستید و تیپ و قیافه تان مال این حرفها نیست! کسی نبود به آنها که بگوید اگر ریاست جمهوری از منظر شما با قطر شکم سنجیده می شود بله احمدی نژاد رئیس جمهور نیست ذاتا ! کارتان را که شروع کردید خیلی ها ساکت شدند؛ لکن آنها که مثلا خود را صاحبان انقلاب و ستونهای نظام می دانستند با رئیس جمهور انقلاب و نظام سر لجبازی داشتند و تا لحظه آخر هم این کینه زشت را فراموش نکردند. اینها را دیدیم ما، آقای احمدی نژاد .
رئیس جمهور هشت سال کشور ایران !
حیف شد. واقعا حیف شد . زمانی بود که فشار داخل و خارج روی شما بی نظیر بود ! یعنی اصلا سابقه نداشت اینگونه یک نفر را مورد هجمه قرار بدهند . لکن خیالی نبود برای شما، چرا که بالاترین حمایت را داشتید. حمایت همین مردم شریف و عزیز اما این روزها...
با همه ی قیل و قالت، با همه ی لجباری ها و همه ی غصه هایی که به جان مان ریختی، با همه ی لحظه هایی که شاهد ریختن محبوبیت تو بودیم، با همه ی آنچه که با اشتباهات شخصی و مدیریتی بر این کشور تحمیل کردی، با همه ی اعصاب خردی ها وقت تعصبت روی یک شخص با مراسم ختم چاوز و دورکاری و وزیر بازی ها!  با همه ی اینها دلمان برای تو تنگ می شود.
دلمان برای خیلی چیزهایت تنگ می شود . برای تلفن های وقت و بی وقتت به وزرا و مسئولین جهت پیگیری کارها ، برای سر زدن به همه روستاها و شهرستانهایی که حتی یک معاون وزیر را هم از نزدیک ندیده بودند. برای نشست و برخاست با مردمی که نه مال و ثروت آنچنانی داشتند و نه آقا و آقازاده بودند، بلکه پابرهنگانی بودند که انقلاب کردند و آنرا نگه داشتند. برای انرژی تمام نشدنی ات و کم آوردن وقت در شبانه روز. برای خسته کردن مردم از افتتاح پروژه های عمرانی ! برای جا انداختن فرهنگ کار و تلاش، برای کنفرانس های خبری متعدد و جواب های تند و تیز و گاهی پیچاندن خبرنگارهای متعجب! برای هلیکوپتر سواری و پریدن از پله آن قبل از نشستنش! برای تمسخر آن خبرنگار بی بی سی در فرودگاه . برای همان صراحت تو ، برای مردمی بودنت آنچنان که کشاورز روستایی ساده دل با تو احساس صمیمیت می کرد و درد دل بدون اینکه تشریفاتی او را اذیت کند. برای بوسه های بر دستان چروکیده و پینه بسته زحمت کشان صورت سوخته ، پدران و مادران شهدا ، برای عدم انتصابت به هیچ گردن کلفت و یا رانت خواری. برای آزار تیم حفاظتی ات! برای تنبیه مدیران پرخرج دولت، برای تغییر روز به روز چهره ات از خستگی، برای لبخند همیشگی ات وقت دیدن مردم، برای صبوری ات در چهارسال اول خدمت . برای اخلاق خاص تو . برای محمود احمدی نژاد ...
آقای دکتر ! 
خوب میدانم که مدتهاست توهین و تحقیر تو یک پز با کلاس است! دو سه سالی میشود که هرکس هم بخواهد انصاف به خرج بدهد و خوبی ها و بدی های تو را با هم ببیند می شود مشایی چی و احمدی نژادی و انحرافی! می شود عقب مانده ی متحجر کج فهم ! می شود هوادار دولت و جیره خوار . اما می دانم آقای دکتر که هیچکس مثل تو در این مدت مورد تمسخر و تحقیر و توهین قرار نگرفت. صبوری ات را می ستایم احمدی نژاد. هرچند که ماحصل این صبر را خودت خراب کردی ... همه ی سر و صداهایی که در کشور را انداختی و جنجال های زشتی که باعث و بانی اش شدی شد آفت آن صبوری هایی که فقط خداوند دید و این مردم و رهبر ... حرمت این صبوری را کاش نگه می داشتی . می دانم دکتر می دانم خیلی هم خوب واقف ام که این جنجال ها و سرو صدا ها نسبت به توهین و تحقیر تو ، ده درصد تلافی بود از صد درصد فشاری که بر تو آوردند. ای کاش بر این هم صبوری می کردی... ای کاش ...
آقای احمدی نژاد ! همین مردم عزیز و شریف اگر دلسرد نمی شدند تو دلتنگ نمی شدی ، دلتنگ هواداران ساده دل و پابرهنه ات ، دلسرد شدن این مردم شد آبی بر آتش تحقیر ها و توهین ها و آتشی بر آب زلال حمایت مردم مستضعف از تو و دیگر این روزها کسی به تو نمی خندد به جرم نوکر نامیدن خودت...

آقای احمدی نژاد ! 
با این همه دلمان برایت تنگ خواهد شد .

والسلام



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
رضا یکشنبه 20 مرداد 1392 11:00 بعد از ظهر
سلام اخوی..

طاعات قبول
عید فطر مبارک..

یاعلی
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / ازین طرفها؟! / ممنون مبارک شما هم / یاعلی
ی جمعه 18 مرداد 1392 01:34 قبل از ظهر
گاهی به قدری حرف داریم که میشود مثنوی هفتاد من کاغذ .
حرفهایی که گفتن اش یه درده ,,
نگفتن اش یه درد ,,

و این پست از اوناییه که داغ دل من رو تازه میکنه .
خرابیهایی که به اندازه ی حمله ی مغول بود آسیبهای اقتصادیش ..
و بیشتر از اون؛ به خاطر اینکه معنویات مردم رو هم تا حد زیادی تقلیل داد و تناقضاتی که توی هیچ جایی نمونه اش یافت نمیشه..

فقط خوب که تموم شد.
باورش سخت بود
روزشمار و ساعت شمار و دقیقه شمار منفی ، گوشه ی ذهنمون نصب بود
تا رفتنش رو جشن بگیریم..

الهی که هیچ وقت دیگه این مدل معجزه های هزاره ی سوم رو توی سیاست ایران نبینیم ..

ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
خب دیدیم پس همچین سکوت هم نبود !! ممنون
پنجشنبه 17 مرداد 1392 04:44 بعد از ظهر
سلام دوست و همسنگر عزیز لطفا به سنگر محقر من هم سر بزنیدبا خدا اجازه !!!منتظرتونم
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / خب کجایی رفیق عزیز؟! نه آدرسی نه اسمی نه ایمیلی!
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.