تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - آسمان جای هنرمند است

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

دوشنبه 30 دی 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب نظرات

آسمان جای هنرمند است



بسم الله

از آنجایی که طبیعتا آنها که نمی دانند با آنها که می دانند برابر نیستند و روز روشن است و شب تاریک و جهل و عقل متضاد اند یک سری چیزهای دیگری هم هست که مثل همین ها سخت نیست تفسیر و توصیف شان .
و از آنجایی که ذات انسان بر مبنای خلقت خداوند، عاشق زیبایی و هنر است، پس هنرمند هرچه قدر فعالیت اش به فطرت انسانی نزدیک باشد ارزشش بیشتر است و صدالبته محبوبیت آن بین جماعت انسان بیشتر.
این صحیح است که ذات هنر به خودی خود زیبایی است اما ارزش هنرمند را پرداختن به ارزشها تعیین می کند. 
امروز می توان روی خیلی از رفتارها نام هنر نهاد و آنرا روی سن برد و یک جماعتی هم گذاشت که آن پایین کف بزنند و هنرش (!) را بستایند. اما مگر می شود هرکسی که در تقسیم بندی بشری هنر کاری انجام می دهد را هنرمند نامید؟ 
در دنیای هنر امروزی خیلی ها هستند که هنر را وسیله ای نه برای معرفی و نمایش زیبایی ها که مسیری برای نمایش زشتی ها و پستی ها می دانند و کلا در مسیر تاریکی قدم می زنند که هی نسبتی با ذات خداوند ندارد. 
از طرفی وقتی به خداوند ایمان می آوری باید نسبت به بعضی ها کینه و دشمنی داشته باشی و نسبت به بعضی ها مهربانی و دوستی... این یک قانون است.
حالا همه ی اینها را بگذارید کنار همدیگر و رابطه اش با هنر را پیدا کنید...
رابطه اش می شود دقیقا همان جمله اول یادداشت!
کسی که ارزش خودش را می داند با کسی که نمی داند برابر است؟
مطمئنا کسی که هنرش - صدای خوبش - را در جهت خواندن از زیبایی های خلقت و آسمان به کار می گیرد با آن کسی که در یک قطعه موسیقی به همه چیز  - حتی پدر و مادر خودش !! - توهین می کند و اسم هنرمند را هم یدک می کشد برابر نیست!
کسی که وظیفه ی خودش را نسبت به خدای خودش و دشمنی و دوستی با این و آن می داند و بر این مبنا روبروی دوربین قرار می گیرد با آن کسی که در مقابل در مقابل دیدگان بیگانه به سادگی برهنه می شود، برابر نیست!
کسی که قلم بی حیا و سیاهش صفحه ی سفید کاغذ را آلوده می کند با کسی که با دلی پر درد از دغدغه های عمیق انسان می نویسد یکی نیست...
کسی که هفت هنر را هفت شلاق رنگارنگ برای تاختن بر تن رنج دیده هنر می داند نمی تواند خودش را هنرمند بداند.
در دنیای امروز هر هنری ارزش نیست و هر هنرمندی هم باارزش نخواهد بود ...

هنرمند مثل کبوتر آزادی است که آسمانها جای اوست...


والسلام

....................
دلنوشت : چقدر دلم برای حضرت ماه  تنگ شده است...

شاید با ربط : نمی دانم این خاصیت شبکه های اجتماعی است که آدم را از وبلاگش غافل میکند یا نه ! البته بنده که کم کار نیستم؟ هستم؟ داریم چنین چیزی ؟ مردم؟!! :) 

بازخوانی :
آرى؛ هنر گوهر بسیار گرانبهایى است كه ارزش و گرانبهایىِ آن فقط بدین جهت نیست كه دلها و چشمهایى را به خود جذب مى‌كند - خیلى از چیزهایى كه هنرى نیست، ممكن است چشمها و دلهایى را به خود جذب كند - نه، این یك موهبت و عطیه الهى است. حقیقت هنر - هر نوع هنرى - یك عطیّه الهى است. اگرچه بُروز هنر در چگونگىِ تبیین است، اما این، همه حقیقت هنر نیست؛ پیش از تبیین، یك ادراك و احساس هنرى وجود دارد و نكته اصلى آن‌جاست. بعد از آن كه یك زیبایى، یك ظرافت و یك حقیقت ادراك شد، از آن هزار نكته باریكتر ز مو كه گاهى آدمهاى غیر هنرمند نمى‌توانند یك نكته‌اش را هم درك كنند، هنرمند با همان روح هنرى و با آن چراغ هنر كه در درون او برافروخته شده است، ظرایف و دقایق و حقایقى را ابراز مى‌كند. این مى‌شود هنر واقعى و حقیقى كه ناشى از یك ادراك و یك بازتاب و یك تبیین است.
بعضى كسان مى‌گویند در هنر متعهّد، كلمه اوّل با كلمه دوم تناقض دارد. هنر، یعنى آن چیزى كه مبتنى بر تخیّل آزاد انسان است و متعهّد، یعنى زنجیر شده؛ این دو چگونه با هم مى‌سازد!؟ این یك تصوّر است؛ البته تصوّر درستى نیست. بحث مسؤولیت و تعهّد هنرمند، قبل از هنرمند بودن او به انسان بودن او برمى‌گردد. بالأخره یك هنرمند قبل از این‌كه یك هنرمند باشد، یك انسان است. انسان كه نمى‌تواند مسؤول نباشد. اوّلین مسؤولیتِ انسان در مقابل انسانهاست. اگرچه انسان در مقابل طبیعت و زمین و آسمان هم تعهد دارد، اما مسؤولیت بزرگ او در قبال انسانهاست.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 21 بهمن 1392 06:24 بعد از ظهر
خب من سر کار هم میرم!!
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 9 بهمن 1392 10:26 بعد از ظهر
صحیح است!
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
تسنیم چهارشنبه 9 بهمن 1392 10:23 بعد از ظهر
با توجه به تجربه ای که دارم بله می شود! بدجور هم می شود! :-|

پ.ن: یادش بخیر برام کامنت گذاشتید افسران نمیذاره وبتونو آپ کنید!!
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
البته قصه شما فرق می کرد! ما ده روز بیشتر نهایتا نشده است که بروز نباشیم! بعله!
سجاد کمالی جمعه 4 بهمن 1392 02:56 بعد از ظهر
انسانی
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
به به ! گروه مورد علاقه من! پس منتظرم تو یک وبلاگ نویس حرفه ای اهل مطالعه و سیاسی و خوش برخورد بشی تا آینده نزدیک!
رسول حق منش جمعه 4 بهمن 1392 09:16 قبل از ظهر
سلام.
اگر از جملات سید شهیدان اهل قلم نیز استفاده می شد، فوق العاده بود.
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / اینجا همیشه سعی شده است که تفکر این عزیزان در متن باشد و جملات از بنده حقیر ... بستگی دارد که چقدر مطالعه کنم...
پرستو پنجشنبه 3 بهمن 1392 08:40 بعد از ظهر
سلام
با مطلب باز خوانی یاد و خاطره کتاب هایی در باب هنر برایم زنده شد ...
کتابی همچون (هنر باید متعالی باشد) از حضرت ماه :)
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / کتاب بسیار خوبی است انصافا ...
سجاد کمالی پنجشنبه 3 بهمن 1392 06:23 بعد از ظهر
ما هم در شبکه اجتماعی هستیم اما رفقایمان فراموش نکرده برایشان نظر می گذاریم.
به نظرت من تو کدوم رشته درس می خونم؟
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
عزیزی سجاد / به نظرم یا انسانی میخونی یا ریاضی یا تجربی دیگه!!
سجاد کمالی پنجشنبه 3 بهمن 1392 02:43 بعد از ظهر
هوالواحد
بله
البته هنرمند داریم تا هنرمند
گندکاری پیمان معادی را دیده/فهمیده اید؟
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
بله دیدیم!
منتظر چهارشنبه 2 بهمن 1392 10:12 قبل از ظهر
سلام.فوق العاده متن قابل تاملی بود...این جمله که دیگه محشر بود...!
کسی که هفت هنر را هفت شلاق رنگارنگ برای تاختن بر تن رنج دیده هنر می داند نمی تواند خودش را هنرمند بداند.
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / خوش آمدید / چیزی اگر هست از جانب اوست...
پرستو سه شنبه 1 بهمن 1392 10:30 بعد از ظهر
از آنجایی که خیلی دلم میخواست علاوه بر هنرمند بودن انسان معتقدی هم باشم ... خدا را شکر که استاد بزرگی سر راهمان سبز شد و دین را به هنر برایمان پیوند زد تا در این گیر و دار لشگر کشی نا هنرمندان هنرمند نما دستی بر آتش نداشته باشیم ...
هنرمند حقیقی کسیست که در دلش جای خدا و در لفظش نام خدا و در دستانش قدرت خدا نمایان باشد ...
ممنون از بابت این پست ... خیلی به دل نشست ...
سلام ...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
خب پس شما سعادت داشته اید ... و خوش به حال آن استاد که حقیقت هنر را می آموزد... همینطور است که می فرمایید / چیزی اگر هست از جانب خداست .../ سلام علیکم ...
قلبم را به حـبّــ ت خوش دار ... سه شنبه 1 بهمن 1392 02:23 بعد از ظهر
http://uk.masjedun.com/?siteid=301&pageid=36235&newsview=337971

سی دی !!
......................................
سلام

پس فرداست ک بگن هنر برای هنر حرفی ست با معنا!!!!!!!!!!
..
دل ما نیز
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
من را باش! می گویم سی دی چه خبر است! هرچند که از خواب بیدار شده بودیم تازه و هوش و حواسمان نبود! ممنون از شما / سلام علیکم ، خب حرف بالاخره زیاد است...! چاره ای نیست
شهیدبی پلاک دوشنبه 30 دی 1392 11:46 بعد از ظهر
سلام-
روز به روز داریم دلتنگ تر می شویم...

هر روز غمی و غصه ای... چه کنیم با این همه تازه تر از تازه که از این باغ میرسد!!!

30 دی ماه هم.!
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / سی ده ما هم ... :( بعله ...
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 09:49 بعد از ظهر
حرف برای گفتن زیاده و مجال کم

لاکن در دفاع از خودم باید بگم ابدا نقدم بر قلاده های طلا مغرضانه نیست
مگر نه این که دست های خالی را هم همین کارگردان ساخت
من با دست های خالی زندگی کردم و به نظرم یکی بهترین فیلم های سینمای دفاع مقدس بود
پس عنادی با شخص ابوالقاسم طالبی ندارم
ابدا هم به واسطه ی حمایت از جنبش سبز نقد نمی کنم و نکردم
لاکن ساختار فیلم کاملا نشون میده که سفارشی و عجولانه ساخته شده

سناریوی ضعیف و باور ناپذیر
تنظیم غلط ارتباطات طولی و عرضی فیلم
طراحی صحنه آماتوری
دیالوگ های خنثای بیشمار
نگاه مطلق و سیاه و سفید به شخصیت ها
جلوه های ویژه ی غیر حرفه ای و پایین تر از سطح سینمای ایران
انتخاب غلط بازیگر
و ده ها نقطه ی ضعف دیگه
این ها همه نقد های من به قلاده های طلاست که برای هر کدوم توضیح دارم

و همون طور که می بینید ربطی به پیام اصلی فیلم که با اون مخالفم نداره

ــــــــــــــــــ
راستی برادر
300 دو هم استارت خورده و داره ساخته میشه
با تکنیک های فوق حرفه ای و تماما بصورت رایانه ای
به زودی به مرحله ی اکران عمومی میرسه
ــــــــــــــــــــــــــــ
موفق باشید
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
روی این نقاط ضعفی که فرمودید می شود بحث کرد لکن نقاط قوتش؟! / نگاه قلاده های طلا به اوضاع سال 88 نگاه جذاب و خوبی است، یک فیلم ملی خوب برای شروع سینمای سیاسی که جایش بشدت در ایران خالی است. قبلا از قلاده ها نوشته ام.../ 300 دو ... باز منتظر می نشینم تا به فرهنگ و تمدمان حمله شود و ما .... / همچنین
مرجان.م دوشنبه 30 دی 1392 08:56 بعد از ظهر
سلام
نمیدونم چرا احساس می کنم این پستتون رابطه نسبتا مستقیمی با جشنواره جام جم داره!
به نظر من هنر مثل یه دارو میمونه که هم میتونه برای پیشگیری استفاده بشه هم کنترل و هم درمان.پس اگه غلط تجویز بشه میتونه حال یه آدم سالم رو بد و یه آدم بیمار رو بدتر بکنه.اینجاست که هنرمند هم نقش پزشک رو ایفا میکنه.نتیجه اینکه یه هنرمند باید مفاهیمی رو در قالب هنر ارائه بده که باعث پیشگیری یا کنترل و یا درمان بیماری های موجود در جامعه بشه نه چیزی رو خودش یا مخاطبش می پسنده.
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / رابطه با خیلی چیزها دارد! جشنواره فجر، جشنواره جام جم، دکتر روحانی و صحبت هایشان و ... / تشبیه تان را می ستایم، همینطور است. هنرمند در قبال جامعه بسیار مسئولیت دارد... او پزشک روح جامعه است.
بیرق دوشنبه 30 دی 1392 07:48 بعد از ظهر
السلام علیک یا اباالفضل العباس
سلام
در مورد دلنوشت:
حالا یه بار رفتی آقا رو دیدی این همه نگو خب! :d
دوم:
اینجاها در خدمتیم:
rahimgraph.deviantart.com
anaammar.ir
سوم:
کلا در خدمتیم
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / خوبی رحیم عزیز؟ / در مورد دلنوشت: عاشق نبوده ای که ببینی چه می کشم... / دوم اینکه بیرقت رو گذاشتی توی گنجه؟!! بیرق را سرپا کن. راستی این "انا عمار" همون سایتیه که بهم گفتی؟ / چهارم : خدمت از ماست رفیق !
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 07:45 بعد از ظهر
جشنواره ی عمار برای چی راه افتاد؟

غیر از این بود که فیلم ها و سریال های مورد نظر آقایون راهی به جشنواره های معتبر بین المللی نداشت و می خواستند این خلا را به نحوی جبران کنند؟

میشه بفرمایید وحید جلیلی چه تخصص هنری داره که شده منتقد اول آثار هنری برای جریان حزب الله؟
چرا شهاب مرادی باید بشه رئییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران؟

شاید هم توی حوزه درس هنر میدن و ما خبر نداری

چرا فراستی و جیرانی برای به نقد کشیدن آثار غیر هنری سینمای ایران از جمله همین اخراجها باید ممنوع التصویر بشن؟

این ده نمکی فیلم ساز امروز مگه همون چماق به دست کوی دانشگاه نیست؟

فرج الله سلحشور مگه همونی نیست که به جرم سرقت ادبی فیلمنامه ی یوسف پیامبر محکوم شد؟
اصلن به نظرتون آثار تلویزیونی این فرد چقدر ارزش هنری داره؟

سوال آخر
چرا رئیس صدا و سیمای این مملکت را باید رهبر تعیین کنه .چرا مثل سایر نهاد ها و وزارت خانه ها نباید دولتی و مردمی باشه؟
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
یک: جشنواره عمّار را پیشنهاد میکنم که وارد متن اش بشوید! کناری نیاستید و نقد کنید، در همین جشنواره آثار بسیار خوبی از جنس جامعه تولید شده اند و ارزش دارند، آن دخترک روستایی یک مستند جوان شهرستانی ارزش دارد، نمایش واقعیت جامعه ارزش دارد
دو : چه کسی گفته وحید جلیلی منتقد اول جریان حزب الله است؟!
سه : شهاب مرادی را نمیدانم، نه دفاع می کنم نه رد، چون اطلاع خاصی ندارم راجع به سوابقشان
چهار : ممنوع التصویر کردن مثل پلمپ کردن خانه سینماست! به نظرم راه حل اشتباهی است. هرچند که اطلاع ندارم اینها ممنوع التصویر شده باشند و دلیل این حرکت هم نقد شان باشد و اینگونه باشد که می فرمایید.
پنج : اگر مسعود ده نمکی جرمی مرتکب شده است و محاکمه شده است می توان اینگونه گفت، هرچند که نمی دانم چرا بنده باید پاسخ این سوال را بدهم!!
شش : در مورد آقای سلحشور نقد زیاد دارم، اگر خاطرتان باشد مصاحبه شان را هم به طنز و شدید ترین شکل ممکن نقد کردم، لکن در مورد کیفیت آثارشان مردم باید قضاوت کنند. بنده صرفا به عنوان یک جوان می توانم بگویم از بسیاری از سریال های سیما بهتر بود(حداقل از کلاه پهلوی!) در مورد سرقت فیلمنامه هم باز بنده چرا باید پاسخگو باشم؟ :)
و اما سوال آخرتان. رئیس صداوسیمای را اتفاقا باید رهبر انقلاب تعیین کند ! فکرش را بکنید که تغییر دولت ها و حاکمیت های جریانهای مختلف سیاسی چه بلایی می توانست سر سازمان مهم صداوسیما که دقیقا با ذهن و جو جامعه در ارتباط است بیاورد. اصولگرا می آمد طبق سلیقه خودش سیما را اداره می کرد، اصلاح طلب یک جور. اینطوری هیچ چیزی از سیما باقی نمی ماند لکن رهبر یک شخصیت فراجناحی است که وظیفه حراست از کشور و مردم و امنیت و آرامش را بر عهده دارد. پس طبیعی است اگر صداوسیمای ایران را رهبری نظارت کند و ریاستش را تعیین کند.
در مجموع بسیار از شما و نقد و نوشته هایتان ممنونم و حضورتان را سپاس می گویم و نظرتان را محترم می دانم.
راستی خبری از سرکار "ی" ندارید؟
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 07:34 بعد از ظهر
چرا باید آثار قوی سینمای ایران صرفا به خاطر انتقادی بودن و یا مخالفت با ارزش های حکومتی بایکوت بشن؟

جدایی را محکوم به سیاه نمایی شد
گشت ارشاد را توقیف کردند
جلوی اکران خصوصی را گرفتند
برف روی کاج ها را کسی ندید

و چی باقی موند؟
آثار خنده داری مثل اخراجی های 3 یا قلاده های طلا که انمیشه اسم فیلم روی اون ها گذاشت تا چه رسد به اثر هنری

سینمای سیاست زده
انتشارات سیاست زده
هنرمند های حکومتی
هنرمند های منزوی

هنر مطرود
هنر مقبول

یادمون نره هنر جلوه گاه آزادی اندیشه و بیان در یک کشوره
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
قابیل عزیز !مخاطب گرانقدرم بنده راجع به نحوه ساخت فیلم در ایران قبلا توضیح داده ام، شاید مطالعه نکرده اید. همین فیلم هایی که می فرمایید در همین جمهوری اسلامی تولید شده اند و با مجوز همین حکومت به مرحله اکران رسیدند. متاسفانه در این کشور چرخه تولید فیلم ناقص و یا به شکل معنا داری سیاسی است. فکرش را بکنید که فیلمی تا جشنواره فجر هم می رسد، جایزه هم می گیرد اما در مرحله اکران مردمی دستهایی اجازه نمی دهند که دیده شود. سلیقه های خاصی که حاکمیت سیاست زده سینما را در اختیار دارند. خب یا تولید نکنید یا بگذارید حرفش را بزند! این منطقی تر است! همان جدایی با بیشتر اقبال در جشنواره دنبال شد و اکران موفقی داشت، گشت ارشاد را به هیچ دلیل منطقی برایش سر و صدا راه انداختند و برف روی کاج ها هم البته اکران شد ولی ضعیف . با همه اینها بپذیرید که باز فضا باز است و فیلم ها ساخته می شود و بایکوت به آن شکلی که می فرمایید نیست. / راستی قلاده های طلا را نمی توانید به صرف اینکه با عقایدتان مخالف است فیلم ضعیفی بدانید!
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 07:28 بعد از ظهر
نشون دادن هر سازی به جز دف و نی توی صدا و سیمای ما ممنوعه
چرا؟
چون دف ساز دینی ماست و نی ساز ملی مون
این نسل چطور باید با هنر سرزمین خودش آشنا بشه؟

همه ی این ها به خاطر اینه که متصدیان هنر توی این مملکت سیاست مدار ها هستن نه هنرمندان
نمونه اش دوران سیاه تصدی جواد شمقدری بر سینمای ایران
یا اقدام نا بخردای محمود احمدی نژاد در تعطیلی خانه ی سینما صرفا به این خاطر که جامعه ی سینمایی مخالفش بود
این ها اثار مستقیم همون چیزی ست که شما بهش میگید هنر برای ارزش ها و حاصلش میشه هنر برای حکومت ..
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
فکر کنم امروز صبح سیمای جمهوری اسلامی ساز را برای بار اول نشان داد ! http://sharghdaily.ir/?News_Id=30548
حال بگذریم مجددا بسیار جالب است که به موضوعی که شما در این نظر اشاره کردید بدون اطلاع از متن این نظر در پاسخ قبلی گفتم . بله ، مدیران سیاسی که از هنر چیزی نمی فهمند ضربه می زنند به اصل هنر لکن هیچکس بجز هنرمند نمی تواند به هنر خدمت اساسی یا خیانت اساسی کند.
اما راجع به تعطیلی خانه سینما به نظرم ماجرا اینگونه نبوده است، خانه سینما در ایامی که قبل از تعطیلی سپری کرد بیشتر شبیه دفتر حزب بود تا یک محفل هنری! در همان خانه سینما هنر در اختیار سیاست بود و این متاسفانه ادامه دار شده بود .موارد بسیاری قانون شکنی در این خانه اتفاق افتاد هرچند بنده مخالف برخورد اینگونه بوده و هستم، تعطیل کردن خانه سینما به این شکل به نظرم صحیح نبود.
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 07:21 بعد از ظهر
من شجریان دوست دارم و گوش می کنم
شما از عقایدش بیزاری اما آیا می تونی توان هنری بی نظیرش و این که این فرد استاد اول آواز این مملکته را کتمان کنی؟

ی سرچ کوچیک توی همین یو تیوب بکنید و ببینید چه خواننده ها و موسیقی دان های بی نظیری داریم که صرفا به خاطر این که زن هستند استعدادشون داره می سوزه
اساتید زن آواز و موسیقی این مملکت مجبورن اجراهای خانگی و گاها زیر زمینی داشته باشن

صحبا مطلبی بهترین شاگرد علیزاده در تار و ستار
کسی که میگن قراره موسیقی ایرانی را به جهان معرفی کنه با هنرش
مرجان و مهسا وحدت
مژگان شجریان
و ...
فقط نمونه های کوچکی هستن از استعدادی که داره میسوزه
اسمای دیگه ای هم هست که الان من یادم نیست
...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
خیلی هم خوب! شما شجریان را دوست داری و من هم هنرش را دوست دارم لکن آقای شجریان چقدر خودش را دوست دارد؟؟؟!! ایشان هم به هنرش همینقدر علاقه مند است؟ منظورم اینجاست که اگر ایشان ایشان برای هنرشان ارزش قائلند آیا مایه تاسف نیست که وارد دنیای سیاست بشوند و به صرف "هنرمند بودن" اظهار نظر سیاسی کنند و بعد هم آنرا ادامه دهند؟ کسی طبیعتا نمی گوید صدای آقای شجریان چون فلان عقیده را دارد بد است! نخیر ! ایشان استاد مسلم موسیقی اند و کسی نمی تواند منکر این بشود طبیعتا در بقیه موارد هم همین است. البته در نظرتان دو بحث مجزا را در ادامه هم آورده اید، من می پذیرم اشتباهاتی را که مسئولین سیاسی هنر که متخصص نیستند، مرتکب شده اند. بله اینها هست، نگاه تک بعدی هست، تحجر هست، اسلام تحریف شده هست.
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 07:12 بعد از ظهر
اصلن توی سیر هنری جهان هنر از یک برهه ای به بعد کارکرد وسیله ایش را از دست میده و خودش تبدیل میشه به هدف
یعنی هدفش میشه تعالی و رشد خودش
همون چیزی که ما بهش میگیم هنر برای هنر
و درست از همین نقطه هست که رشد و تعالی هنر شتاب میگیره و دچار جهش میشه

این ها را گفتم که بگم همه چیز را باید در سایه ی پلورالیسم و جمع گرایی دید
و باید پذیرفت که اون چه برای من ارزشه ممکنه برای دیگران ارزش نباشه
و هیچ چیز تحمیلی نیست
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
کسی صحبت از تحمیل نکرد. و چقدر خوب که در نظرات قبلی گفتید که هنر نباید در اختیار چیزی بجز هنر باشد. کسی منکر حریم شخصی نیست لکن باز مثل پاسخ نظر قبلی عرض میکنم که کسی که دوست دارد در نوشته هایش به مقدسات و یا ارزشهای انسانی (مثل رابطه فرزند و مادر) توهین کند حق ندارد در این دایره جمع گرایی حضور پیدا کند. او ارزشش برای خودش تا هنگامی که به عرصه ظهور عمومی نرسیده است محترم است. کسی هم حق تحمیل ندارد اما اینکه می گویید هنر برای هنر صحیح است اما اجازه بدهید من هم در ادامه جمله ای اضافه کنم. هنرمند برای هنر و هنر برای هنر و هنر برای ذات انسانیت...
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 07:09 بعد از ظهر
ممکنه کسی در برهنگی نوعی زیبایی ببینه
در سکشوالیته نوعی زیبایی ببینه
هنر آروتیک از همین جا به وجود اومد دیگه
نمیشه هنر اون فرد را رد کرد
هنر اون فرد در خدمت ارزش های خودشه و کاملا با ارزش هاش مطابقه
سلایق متفاوته و احترام به تفاوت ها لازمه ی دست یابی به تفاهمه

اتفاقا همین ایدئولوژی همه چیز در خدمت ما و ارزش های ما عامل اصلی عدم تفاهم و جدایی ما از دنیاست که بخصوص توی اسلام و بیشتر توی کشور ما دیده میشه

در اروپا هم جنبش های هنری وجود داشتند که هدف هنر را خدمت به سیاست یا مذهب میدونستن و همه با شکست مواجه شدند
نمونه ش فوتوریسم که از ایتالیا شروع شد و شکست خورد
...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
چقدر جالب در جواب قبلی اشاره کردم به همین موضوع که گفتید! / طبیعتا ذات یک انسان به پوشیدگی علاقه مندتر است تا برهنگی حال اگر هم کسی در برهنگی زیبایی ببیند قطعا بی بند و باری را نمی پسندد. در تمامی ادوار تاریخ و تمامی تمدن ها حجاب (البته نه حجابی که در ذهن ماست) توسط اکثریت جامعه رعایت می شده است. کدام انسانی می پسندد که برهنه مثلا در خیابان قدم بزند؟ حرف اینجاست اگر کسی در برهنگی زیبایی می بیند نباید آنرا به جامعه بسط بدهد. سوال دارم. این درست است که احترام به سلایق باید باشد لکن اگر کسی در هنر اروتیک فعالیت میکند و یا علاقه مند است و اسم هنرمند را یدک می کشد آیا نباید هماهنگ با ارزش های انسانی قدم بر دارد؟ هنر اروتیکی که امروز در سطح جامعه غربی دنبال می شود آیا هدفی بجز تحریک جنسی مخاطبانش دارد؟ ممکن است اصلا کسی در همجنس بازی هم زیبایی ببیند! این که ملاک نیست! حرف اینجاست اگر کسی اسم هنرمند را یدک می کشد نسبت به بشریت و نسبت به انسانیت انسانها مسئول است و این انسانیت هیچگاه نه برهنگی را پسندیده است و نه هنرهایی که هدفی بجز تحریک جنسی ندارند
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 07:00 بعد از ظهر
سوال
منظور از هنر برای ارزش ها چیه؟
این ارزش ها آیا ارزش های خود هنرمنده؟
اگر این طوره خب طبیعیه که ارزش ها برای افراد مختلف متفاوت ند
ممکنه هنرمند عقاید سیاسی ش متفاوت باشه
عقاید مذهبیش متفاوت باشه یا اصلا مخالف مذهب باشه
ممکنه مذهب داشته باشه ولی مذهبش با من و شما متفاوت باشه
در این صورت آیا چیزی از ارزش کارهای این هنرمند کم میشه؟
به نظر من که نه
ارزش ها شخصی هستند و هنر یک زبان عمومی و انسانی
هنر یعنی زیبایی نمایی
در این که هر چیزی در دنیا باید در خدمت ارزش های صاحبش باشه شکی نیست لاکن ارزش های قوم یا ملت خاصی نمی تونه به عنوان معیار و ملاک برای سنجش در نظر گرفته بشه
...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
من ملاک رو مذهب نگرفتم رفیق ! ملاک رو ذات انسان گرفتم. میدونی که طبیعتا هیچ انسانی آلودگی رو نمی پسنده هیچ انسانی زشتی رو دوست نداره، هیچ انسانی سر و شکل نا مرتب و بهم ریخته و بد بو رو تحمل نمی کنه. بر اساس علاقه انسان به زیبایی هاست که بعضی از هنر ها ایجاد شدند اصلا. انسانیت یک ملاک کلیه نه مذهب اینجا هم برای هنر من ملاک رو نه محدود به شخص و فرد کردم و نه کشور و نه قوم و نه مذهب
قابیل دوشنبه 30 دی 1392 06:50 بعد از ظهر
عرض شود کهههههههههههه
سلام
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
علیک سلام :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.