تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - خانه ای که دوستش دارم!

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

دوشنبه 10 آذر 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب دوستانم

خانه ای که دوستش دارم!

کلمات کلیدی : یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب , آرام باش . توکل کن . تفکر کن , لذت وبلاگ نویسی , هیج جا خانه خود آدم نمی شود , پرورشگاه نویسندگی , :) ,


بسم الله

راستش را بخواهید اواخر سال 88 بود که متوجه جوشیدن جملات و کلمه ها در وجودم شدم. مثل مادری که احساس میکند نوزادی در رَحِم دارد!! حجم خبر ها و واکنش ها و تحلیل ها از یک سو و جذابیت ذاتی نگارش از طرف دیگر بر آنم داشت که این کلمات جوشنده را به جوی کاغذ بریزم.
 
 
کاغذ هایی البته از جنس پیکسل صفحات نمایشگر ! چقدر دنیا از پاپیروس تا مانیتور پیشرفت کرده است....!
نمی دانم چرا وبلاگ ولی این دلیل می توانست حداقل خودم را قانع کند که سالیان سال است در این کشور هرکسی حرف و تحلیلی دارد که دوست دارد آنرا منتشر کند و کسی هم کاری به کارش نداشته باشد و روزنامه کاغذی نباشد، می رود و وبلاگ نویس می شود. به همین سادگی!
بعدتر ها به گوش اسم فضای مجازی خورد و متوجه شدم این وبلاگ نویسی در بستر فضای مجازی شکل میگیرد و این فضا به همین سادگی که آن بالا گفتم نیست... 

وبلاگ نویسی لذتی مثل خواندن انشاء در کلاس دارد. همینطور که سر کلاس تمام تلاشت را میکنی که نوشته ات بهترین باشد، اینجا هم باید تلاش کنی که نوشته ات ایراد و نقصی نداشته باشد.
البته هیچکس اینجا به تو نمره نمیدهد، اجباری هم در کار نیست، میتوانی هرجور که دوست داری بنویسی و باشی.
به تعداد آدمهای این فضا سلیقه هست و به تعداد انگشتان دست هم قانون درست درمانی که به درد بخورد نیست.
این می شود که باید برای خودت قانون بتراشی. به تناسب حالت و حال مخاطبانت باید قانون تعریف کنی و واقعا به آن عمل کنی.
البته یادم نرفته است که ارزش قانون به پویایی آن است. قانونی که به تناسب زمان تغییر نکند قانون نیست! خودش منشا بی قانونی می شود.( هیچ منظوری هم ندارم!!) 

قانون تعریف میکنی مثلا در موضوعات نگارش. گاهی دوست داری از سیاست بنویسی و گاهی از اجتماع و گاهی هم اعتقاداتت را تحریر کنی.
قانون تعریف میکنی در استفاده بجا از تصاویر در مطالب
قانون تعریف میکنی در ایجاد یک فضای دوستانه و محترمانه که هرکسی هر عقیده ای دارد بیاید و بگوید و کسی هم کاری نداشته باشد به او
قانون تعریف میکنی در تحمل کردن مخالف
قانون تعریف میکنی در بجا آوردن حق همسایگی دوستانت 
قانون تعریف میکنی که بی تفاوت و خودمانی تر "سیب زمینی" نباشی!
قانون تعریف می کنی که به هرکسی قدر شخصیت خودش احترام بگذاری 
قانون تعریف میکنی که دیدگاه ها را تمام و کمال پاسخ بگویی مگر اینکه لزومی نداشته باشد که جواب بدهی
قانون تعریف میکنی که اعتقاداتت را در این طوفان بی اعتقادی به زیباترین شکل نمایش بدهی
قانون تعریف میکنی که جذابیت عنصر اصلی کارت باشد
قانون تعریف میکنی که فعالیتت مداومت داشته باشد 
قانون تعریف میکنی که استقلال و شخصیت وبلاگ را به هر قیمتی نگه داری
مجموع این قوانین یک شخصیت شکل میدهد پیرامون وبلاگ، شخصیتی که باید برایش وقت بگذاری و دوستش داشته باشی و همراهی اش کنی ...

وبلاگ نویسی خانه ای است که می توانی مبلمانش را خودت بچینی به تناسب حال و هوایت و مهمان هایت را هم خودت انتخاب کنی هرچند که درب باز است و قدم مهمانان ناخوانده هم روی چشم است.
خانه ی تو می شود محل رفت و آمد و گاهی مامن گرمی برای بودن اهالی قلم.
و حالا مگر میشود وبلاگ نویسی را دوست نداشت؟...
 

 

 
نمی دانم اصلا چرا این چند خط را نوشتم، نمی دانم چه شد که این شد ولی می دانم که هر خشت این بنا را باید با دستان خودت ببری و بگذاری سرجایش و کاری نداشته باشی که چه کسی چه میگوید. مسیرت را مشخص کن و قدم بردار که این مسیر هم قطعا رنج قضاوت و تحلیل و حکم کردن غریبه ها را دارد، هم مزاحم و مهاجم دارد.

با وجود آمدن هزار هزار شبکه اجتماعی دیگر و کلی وسیله ارتباطی هنوز انگار وبلاگ می تواند همان خانه ای باشد که هیچ جا مثل او نبوده و نیست... هیچ کجا خانه خود آدم نمی شود!

اینجا خانه است که دوستش دارم!
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب :)


والسلام


بعدنوشت: از همراهی همگی ممنونم. راستی دوستانی که اسباب کشی کردند و رفتند از این فضا هم یادشان بخیر ...


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
nbaoo_shahrivar چهارشنبه 19 آذر 1393 01:24 بعد از ظهر
سلام
بودن و داشتن همچین فضایی برای نوشتن و گفتن، خیلی خوبه...

من خیلی وبلاگ هارو دنبال نمیکنم ولی به وبلاگ شما هر از چندگاهی سر میزنم
و بدون اقرار واقعا از همه پست ها استفاده میکنم...
این فضا خیلی خوبه برای گفتن و نوشتن از خیلی چیزایی ک محدودیت هایه ایسنتا بهت اجازه نمیده تو اون فضا بگی...
هم محدودیت های کمی هم کیفی!
به پیشنهاد دوستان چند بار ب فکر وبلاگ نویسی افتادم ولی با دیدن وبلاگ ها و قلم هایی مثل وب و قلم شما کامل پشیمون میشم..
بلاخره باید قلم توانا داشت برای نوشتن..
و حرفی ک ارزش نوشتن و خونده شدن داشته باشه!!

قدر قلمتون رو بدونید و همین راه و ادامه بدید..تا آخرش!
ان شاالله موفق باشید!
یاعلی
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام بر شما / خوش آمدید/ ممنون از همراهی و حضورتون. چیزی اگر هست از لطف خداست. بله فضای وبلاگ فضای مناسبی است که به این راحتی ها نمیشه ازش دل کند. / اما نکته دوم. توصیه شخصی من اینه که وبلاگ نویسی رو شروع کنید. یقینا قلمش رو دارید و اگر شروع کنید این قلم روز به روز قوی تر خواهد شد. معطل نکنید !/ دعا کنید همینطور ادامه بدیم/ سلامت باشید/ همچنین
مارال آخوندی دوشنبه 17 آذر 1393 01:30 بعد از ظهر
سلام
وبتون بسیار زیباست و قلم زیباتر

به من هم سریزنید
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام خوش آمدید / ممنون / خدمت می رسیم
هابیله پنجشنبه 13 آذر 1393 11:43 بعد از ظهر
سلام و دروود
انشاالله همواره در مسیر حسین ع ثابت قدم بمانید...
راستی
گاهی این همه قانون مندی، تصنع به همراه دارد... یکی از بزرگترین موانع تاثیرگذاری.
...التماس دعا...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / ممنون از همراهی شما و لطفی که به این بنده حقیر داشته اید/ عرض شود که قرار نیست قوانین نوشته شود حالا ما اینجا نوشتیم یعنی اینکه اینها رعایت باید بشود! وگرنه مخاطب نباید به قول شما در میان قوانین غرق شود و احساس تصنع کند. و اینکه دقت کنید گاهی لازم است که در وبلاگ قانون شکنی کنیم :) / محتاجیم/ سپاس
دختر حوا چهارشنبه 12 آذر 1393 09:48 بعد از ظهر
موفق باشید..
یادشان بخیر...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
ممنون / همچنین/ سرشان هم سلامت
تسنیم سه شنبه 11 آذر 1393 11:35 بعد از ظهر
سلام
تازه وقتی جالب تر میشه که من چندوقتی است میخواهم سلامی عرض کنم و بعد بخورم به این پست!!
چه خوب که هنوز تنور وبلاگتان داغ داغ است. چه خوب تر که قلمتان دغدغه مند است...
ان شاالله که همچنان در مسیر اسلام و انقلاب مستدام باشید...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم/ ما دیگر داشتیم از حضورتان ناامید میشدیم مثل باقی دوستان که تشریف آوردید :) ممنون از حضورتان و لطفی که در این مدت داشتید به این وبلاگ کوچک . همراهیتون مستدام/ همچنین. ممنونم
جناب ما دوشنبه 10 آذر 1393 08:48 قبل از ظهر
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.