تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - ... تا آبی آسمان

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

دوشنبه 25 خرداد 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب قطره

... تا آبی آسمان

کلمات کلیدی : خوش اومدین... , اهل سوز اند غواص ها... , مروارید های خاکی , تا آسمان... , کی شود که روی دست برویم , دنیا به نام آل حسین است والسلام ,


بسم الله


تمام ماهی ها دارند با اشک تماشایشان می کنند، چگونه "آب" بعد از ورود این مردان "خاکی" زلال تر شده است ؟! صدای گریه ماهی ها را کسی نمی شود...

کسی چه می داند؟ کسی چه می داند از نجوای شهیدان، در لحظاتی که آرام میان آب شنا می کردند تا برسند به خاک؟
من اصلا چرا دارم میان خاک و آب دست و پا می زنم، چرا خودم را میان گِل حبس کرده ام؟!!
بگو آسمان !
بگو آب را با آبی آسمان تفاوتی نیست...

نفس ماهی ها در سینه حبس شده است و سربرآورده اند از آب به تماشایشان... دارند دستانتان را می بندند... دارند عشق را زنده زنده زیر خاک دفن می کنند... اما ... چرا فکر کردند که اگر دستانتان را ببندند و شما را به جای آب در خاک محبوس کنند، تحقیرتان کرده اند؟ چرا نفهمیدند که آب و خاک همه بهانه ست برای کسی که نگاهش به آن بالاست...


و حالا تمام شهر غرق در صدای بال است... شهر غرق در صدای آب است... فرشته ها را کاری ندارم که خودشان را چگونه به تابوت های پرچم دار آنان می سایند، من نگاهم به دستان بسته ای و بالهای بازی است که تمام شهر را سایه انداخته اند. عجب داستان شگفتی ست!  آسمانیان خاک نشین که دل به آب زدند و در میان خاک ها دوباره به آسمان رسیدند و امروز کناره عرش پرواز می کنند... راستی من شنیده ام که غواصان اهل سکوت اند، شنیده ام اهل هور، اهل سوزند... دوباره گوش کن؟

صدای دریا را می شنوی...؟
 صدای گریه ماهی ها را می شنوی...؟

.......................................................

 اشکـــ نوشتـ :     

 در آسمان دهیم به هم ما نشانشان

  آنان که گم شدند سحرها یکی یکی...



ماهـ نوشت: مجاهدت آنها ــ که به‌عنوان غوّاصان دریادل، در قضایای کربلاى چهار و پنج معروف شدند ــ هرگز از یاد تاریخ این مرز و بوم نخواهد رفت. آنها همچنان که خداى متعال فرموده است، زنده‌اند. ما باید تلاش کنیم آن ارزشهایی را که آنها به‌خاطر آن در این میدانها وارد شدند، زنده بداریم. ۱۳۸۲/۷/۲۲





می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شهیدبی پلاک شنبه 30 خرداد 1394 12:02 قبل از ظهر
تابوت» نام آن چیزی نیست که شما در آن آرمیده‌اید! تابوت، همین دنیای ما است! و مرده ماییم که گمان برده‌ایم دست شما بسته است! تو شهید وطن! خوب شد باز هم آمدید و چه خوب موقعی آمدید... که با دست های بسته، گره باز کنید....
باز هم معرفت شما را عشق است..
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
به به ... خیلی هم عالی بود / بسیار ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.