تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - تهاجم مقدس

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

یکشنبه 10 آبان 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

تهاجم مقدس

کلمات کلیدی : تهاجم مقدس , نمایش پوسته دین , دین کسل کننده دست نیافتنی , خیانت به فرهنگ و مردم , به اینا میگن آثار دینی اونوقت! , خود حاج خانم میگه به من میگن نفست گرمه دعا کن!!! , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله



سلام.
عموما مردم در دو فصل پایانی سال بیشتر زمان برای دیدن سریال دارند و کنار خانواده تولیدات جدید سیما را مشاهده می کنند. در این میان تولید کنندگان سریال همه تلاش خود را برای ساخت تولیدات جدید می کنند و آنها را در این روزها به صداوسیما می رسانند.
امشب قسمت اول سریال نفس گرم در بهترین ساعت شب و از شبکه اول سیما پخش شد و باز شخصیتی مذهبی در راس آن ایفای نقش می کند که خانمی محجبه و سخنران است و به اصطلاح خانم جلسه ای است. هنوز داستان اصلی شکل نگرفته است اما باز ما با شخصیتی مواجهیم که هم آشناست و هم نا آشنا!
آشنا بودن آن برمیگردد به تعدد شخصیت های مذهبی کاریکاتوری که ظاهر را به شکل قدرتمندی دارد و آدم خوبی است ! نا آشنا بودن آن هم باز می گردد به اینکه این شخصیت های نورانی و کاملا سفید بخش بسیار حداقلی جامعه را تشکیل می دهند و مخاطب هیچ قرابتی با آن نمی بیند بجز همان ظاهر...
آنچه باعث شد باز زخم کهنه سر باز کند و این کلمات به صفحه سرازیر شود، نمایش دوباره جلد مفاهیم دینی و ظاهر اسلام بجای اصل و ذات آن بود.
سریالی که حلقه ی دیگری از "زنجیره نمایش ظاهری ترین مفاهیم اسلامی" در سیماست که پیش از این در سریال های ماه رمضان و آثاری چون : سقوط یک فرشته، پرده نشین، تنهایی لیلا، روز حسرت و ... آن را دیده بودیم.
خانمی که تسبیح به دست روی منبر می رود و دیگران را با لحنی کاملا اسلامی ارشاد می کند و خودش می گوید که دیگران او را صاحب نفس می دانند و از منبر پایین می آید و به دنبال حل مشکلات دیگران است!







چگونه رسانه ما از نمایش ذات مفاهیم والای دینی بدون مطرح کردن نام اسلام، به نمایش خنده دار و کسل کننده آدمهای مسلمان که اقلیتی از جامعه هستند، رو آورده است؟

چرا خیال می کنند که اثر دینی یعنی نمایش خود دین؟!
.
ای کاش به همه کسانی که خیال می کنند مشغول کار دینی و رسانه ای اند و اینگونه دین را میان کلمات و رفتارهای تظاهرانه نمایش می دهند، بشود گفت که شما سربازان تهاجم مقدس اید. تهاجمی که از جنس برهنگی نیست بلکه از جنس حجاب برتر است، تهاجمی که از جنس محاسن پرپشت و تسبیح است.
تهاجمی که هدف آن نمایش نسخه ای کاریکاتوری و موهن از اسلام است و شخصیت های مذهبی را یا بسیار دوردست و سفید تصور می کند یا آنها را دارای قدرت هایی می داند که از توان بشر خارج است! آنها یا خواب های عجیب و غریب می بینند و یا به آنها الهام می شود و خداوند در مکاشفه هدایت شان می کند!
ما امروز با چنین حمله ی مسمومی طرفیم. به سریال های دینی چند سال اخیر دقت کنید؟ زهر تلخی که به جان مخاطب نشانده اند و تصور جامعه را از افراد مذهبی کاملا تغییر داده اند و آنها را به کسل کننده ترین موجودات رسانه ای تلویزیون تبدیل کرده اند.
حال آنکه کشور هایی چون ترکیه، کره و آمریکا به بهترین نحوه و بالاترین استاندارد های جذابیت، مخاطب را سحر کرده اند و او را پرورش داده اند و در انتقال غیر مستقیم مفاهیم استادانه عمل می کنند...

سریال هایی که در تمام دنیا بیننده دارد و طرفدارانی که برای مشاهده قسمت بعدی لحظه شماری می کنند.

فراموش نکنید که آخرین مقابله اسلام نه با کفر که با اسلام تحریف شده خواهد بود...

والسلام
..........................................
ماهـ نوشت: من میخواهم این را عرض کنم که هنر دینی به‌هیچ‌وجه به معنای قشریگری و تظاهر ریاکارانه‌ی دینی نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی‌آید. ای بسا هنری صددرصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیردینی استفاده شده باشد. نباید تصوّر کرد که هنر دینی آن است که حتماً یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینی - مثلاً روحانیت و غیره - صحبت کند. هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‌اند و جانهای پاکی در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینی است. اینها حقایقی است که همه پیامبران الهی برای آوردن آنها به میان زندگی بشر، بارهای سنگینی را تحمّل کردند. نمیشود ما این‌جا بنشینیم و تلاشهای زبده‌ترین انسانهای عالم را - که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند - تخطئه کنیم و نسبت به آن بیتفاوت بگذریم. هنر دینی این معارف را منتشر میکند؛ هنر دینی عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفی میکند؛ ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیه‌ای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومی ندارد که در محاورات سینمایی یا در تئاتر، نام و یا شکلی که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینی باشد؛ نه.




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
تاتا سه شنبه 17 آذر 1394 08:10 بعد از ظهر
اما من این سریال بر خلاف سریال های دیگه خیلی دوست دارم چون یک فیلمنامه قوی بر اساس تعلیمات اسلام داره،‌ دیالوگ های هدف دار مسیر مشخص داره نه مثل تنهایی لیلا که حتی از یک جمله کوتاه در بیان اینکه چرا لیلا می خواد ازدواج کنه ناتوان بود.
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
خب این نظر شخصی شماست و محترمه اما بحث من محتوای معنوی فیلم بود نه شاکله فنی اثر. حرف اینجاست که این مدل تولیدات آسیب زننده اند
شاگرد کریمۀ اهل بیت یکشنبه 24 آبان 1394 07:59 بعد از ظهر
براستی چه غیرواقعی قصه می سازند. مگر سازنده در بین ما زندگی نمی کند؟
اینجا ما همه به خدایمان ایمان داریم و مسلمانیم؛ مثل شخصیت های درون قصه.
پس چرا آنان با ما تا این حد فرق دارند؟
در بین ما که "الیاس"ی نیست..
" یک فرشته"ی مددرسانی هم نیست حتی...
چادری هایمان هم فقیر و "تنها" نیستند.
باور کنید ما اینجا روح شخص درحال "اغماء" را نمی بینیم
ما به "ملکوت" سفر نمی کنیم..
ما "روز حسرت" را به چشم ندیده ایم..
ما......
اصلا می دانید؟! قصه های کلید اسراری می سازند..
اینجا که قصه نیست! اینجا به محض خطا، گرفتار بلا نمی شوی!
زندگی که "کلید اسرار" نیست! که همیشه تا بد کردی خدا مجازاتت کند!
اینجا حتی "لیلا" هم واقعی نیست...

بلکه "از لاک جیغ تا خدا" واقعیست
لیلای لاک جیغ که قصد حجاب می کرد، از طرف خداوند با عزت و با شکوه برایش چادر هدیه می آوردند..
لیلا که چادری می شد، امام رئوف جلوی پایش می ایستاد و خوش آمد می گفت..
واقعیتش یک جور دیگری بود اصلا.. می دانی؟ لیلای واقعی وقتی که چادر بر سر می انداخت، غم رخت بر می بست و شادی به زندگی اش سرازیر می شد...

باور کنید اینجا اسلام دست یافتنی ست..
مسلمانی دست یافتنی ست
ایمان، دست یافتنی ست
خدا حتی دست یافتنی ست

باور کنید اینجا قصه نیست....
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام . قبل از پاسخ به دیدگاه مثل همیشه خوبتان باید خوشحالی خودم را بابت حضور دوباره تان ابراز کنم. حقیقتا باعث مسرت است که نامهای قدیمی همراه را دوباره می بینم. امیدوارم حالتان خوب باشد.
ممنون از دیدگاه مثل همیشه دقیق و هنرمندانه تان . صدالبته که همین است و این اسلام دست یافتنی جای خالی میان تولیدات رسانه است. خدایی که اینها نشان می دهند با خدایی که کنار ماست تفاوت بسیاری دارد. امیدوارم که این روند اصلاح شود .

کلیک رنجه کردید.
ممنونم

سلامت باشید
سبحان یکشنبه 17 آبان 1394 03:38 بعد از ظهر
سلام!
ابوالفضل این انتقادت یك بخشی اش وارده اما بخش دیگرش نه!
درسته كه ما باید بتوانیم چهره ی مذهبی كه در بطن جامعه است را نشان دهیم، لكن نباید از نشان دادن شخصیت های دینی در مدینه ی فاضله هم غافل شویم
چه بخواهیم و چه نخواهیم، جامعه ی دینی ِ در عصر غیبت یك جامعه ی آرمانگراست و شخصیت های دست نیافتی ِ الگو را ارج می نهد...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
ببین کی اینجاست !! به به به ! چطوری آقا سید جان؟ ارادت ویژه !
عرض شود که بله ! اما این در شرایط ایده آله نه در شرایط بحرانی رسانه امروز ما که باید پلن بحران تعریف بشه و مانع ضربه خوردن بیشتر دین و شخصیت های دینی در اذهان بشه. نمایش شخصیت های دینی(نه اسطوره ها! دقت!) به نظرم امروز سومین اولویت ماست.
آیه یکشنبه 17 آبان 1394 01:27 قبل از ظهر
سلام
خوب هستید!؟
با این پستتون هم موافق بودم هم مخالف
مثلا سریال تنهایی لیلا به نظر من سریال خوبی بود بجز بخشی ک شخصیت ب اسم محمد دستشو توی اتش کرد ک واقعا در جامعه ی امروز دور از باور بود
ولی خود کارگردان میگفت ک خیلی از خانم ها بهم گفتن تنها فیلمی بود که از چادری شدن و .. میگفت و ما بدمون نیومد و این خوبه
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام علیکم / شما خوب هستید. / ببینید این چادر و اینها ظاهر قضیه ست منم حرفم همین بطن داستان و ماجرا بود و ضربه ای ک توی طولانی مدت به این جریان میزنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.