تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - اقلیم ما

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

یکشنبه 8 فروردین 1395
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

اقلیم ما

کلمات کلیدی : عاشقانه ها , فاتح خود تویی , یک لشگر دل به همراه , بگویید آن کمان ابرو سپاه خود نگه دارد , دژ قلب , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله

قبل نوشت : لازم است آنچه نوشته ام را تصور کنید...


دیدمت بالای بلندترین قلعه قله اقلیمت... رویای فتح از همان روزها شکل گرفت از همان روز هایی که لباس های رنگارنگ تنت که در باد تکان میخورد پرچم حکومت قلب مرا به سخره گرفت.
حال با دلی تنگ لشگر کشیده ام برای کشور گشایی... دلگشایی ...
اقلیمی که در صلح و آرامش بر آن فرمانروایی می کنی بهم خواهد ریخت... لشگر کشیده ام به هوای فتح اقلیمی که می دانم اگر تو ملکه آن باشی آرامش خواهد داشت... پس از این نبرد گریزی نیست. من به دنبال همان آرامشم.


نگاه کن به زیر و رو شدن خاک های اقلیم قلبت، به دژ هایی که یکی پس از دیگری سقوط می کنند به سربازان پرهیزگارت که به حکم تو بناست هیچ غریبه ای را به سرزمین ات راه ندهند...
نگاه کن چگونه به خاک میافتند... باران گرفته است... تو هنوز برروی بلندترین قلعه، من را نظاره می کنی که قدم به قدم نزدیکتر می شوم، هنوز پرچم اقلیمت در اهتزاز است...سقوط دژ ها تورا نگران کرده است اما می دانی که این هجوم فرق دارد... سلطنت عقل را یارای مبارزه با لشگر اقلیم عشق نیست... من از دیار گرم محبت می آیم، سرمای عقل بزودی خواهد شکست...

نزدیک تر شده ام، پای دژ آخر به چشمانت خیره می شوم و پا بر روی پله های عقل و تدبیر و اندیشه و پرهیز و منطق می گذارم و بالا می آیم... باران می بارد و خونهای روی لباسهایم را می شوید... همه اقلیمت را نظاره کن که چگونه زیر و رو شده است... روبرویت ایستاده ام، فرا رسیده است لحظه ای که از آن می هراسیدی ... تورا تنگ در آغوش خواهم کشید و بعد از آن بر تمامی اقلیم تو حکم خواهم راند... این ملک حالا غیر قابل نفوذ ترین کشور دنیاست... راز رمز آلود زندگی همین بودن ما کنار همدیگر است...
اقلیمی که هیچ قدرتی را یارای فتح آن نیست...
تو ضامن آرامش اقلیم عشق خواهی بود و ملکه ی قلبی که خود قبلا آنرا فتح کرده ای...
در اصل فاتح اصلی خود تویی...

والسلام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عمار شنبه 21 فروردین 1395 05:04 قبل از ظهر
سلام از ماست...
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلامت باشین :)
aseman یکشنبه 15 فروردین 1395 04:07 بعد از ظهر
می خواستم بمانم، رفتم.
می خواستم بروم، ماندم.
نه رفتن مهم بود و نه ماندن؛
مهم من بودم که نبودم!

متن قشنگی بود مثل همیشه
کلی لذت بردم
آسمان دلت آرام و آبی و شاد
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
ممنونم از نگاهتون و لطف تون / سلامت باشی
عمار سه شنبه 10 فروردین 1395 07:39 بعد از ظهر
احسنت
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
سلام و ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.