تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - و این روزهایی که می گذرند...

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

شنبه 12 تیر 1395
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

و این روزهایی که می گذرند...

کلمات کلیدی : یاهو هم تموم شد... , یه روز کلا همه اینا خاطره میشه , کیا یادشونه چقدر بازار وبلاگ نویسی گرم بود ؟ , ما هم میشیم یه خاطره :) , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله



خبر کوتاه و مفهوم بود. قرار است که یاهو مسنجر برای همیشه غیرفعال شود.  با این حساب، یاهو هم یک وسیله ارتباطی بود شبیه باقی وسایلی که دوره شان تمام شد و رفتند جز خاطرات ما، مثل نامه و تلفن عمومی و خیلی چیزهای دیگر.
خرده خاطراتی که رفته اند ته ته ضمیر ناخودآگاه مان و دیگر اثری ندارند.
مثل خاطره وصل کردن کابل تلفن به مودم و صدای هراس انگیز اما لذت بخش اتصال به اینترنت و لذت تماشای کیلوبایت کیلوبایت دانلود شدن یک آهنگ.
یا باز کردن صفحه یاهو مسنجر - همان تنها پیام رسان رایگان و سریع روزگار - و روشن شدن چراغ زرد که اعلام می کرد من هستم و منتظرم که "او" به من پیام بدهد. که پنجره چت ناگهان روی صفحه باز شود و ضربان قلب آدم را ببرد روی هزار و برویم به دنیایی که دوستش داریم.
یا باز شدن صفحه مدیریت وبلاگت و خواندن کامنت هایش و تلاش چند ساعته ات برای نوشتن یک متن و قرار دادنش در صفحه ای که وسط میلیارد ها میلیارد صفحه اینترنتی برای خود خودت بود.
لذتی مثل دیدن اولین بار یک فلش 2 گیگابایتی دست رفیقت و تعجب از ظرفیت فوق العاده ش در عین کوچکی!
یا لذت اولین بار تماشای فیلمی که هنوز اکرانش در آن سوی دنیا تمام نشده است و میدانی که حالا حالا قرار نیست تلویزیون پخشش کند! روزگاری که هنوز هارد های هزارگیگابایتی صدها فیلم را در خود جای نداده بودند. .
و ده ها خاطره از دست که رفتند و در عمق فراموشی از یاد ها گم شدند و ما - نسل مانده میان جهش های سریع ارتباطی - ماندیم و کلی خاطره.
کسی چه می دانست که چند سال بعد برنامه ای با لوگوی یک موشک کاغذی خواهد آمد، که بدون دردسر و هزینه و بوق اتصال و روشن کردن مانیتور، پیام و صدا و تصویر و موقعیت و همه حال و هوایت را در کسری از ثانیه به همه جای دنیا منتقل کند.
حالا هم کسی چه میداند
شاید یک روزی فرزندمان بیایید و خودش را با خنده در آغوش مان پرت کند و بپرسد: "تو هم اینستاگرام داشتی؟!"
و ما با حس و حالی که فقط خودمان می دانیم، پرت شویم به همین روزهایی که دارند با سرعت می گذرند...


والسلام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
fanooss یکشنبه 17 مرداد 1395 02:10 بعد از ظهر
بسیار عالی بود.. ان شالله درفرصت مناسبی بتونید در محضرشون قرائت کنید
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
امیدوارم!
اندیشه پویان شنبه 16 مرداد 1395 10:07 بعد از ظهر
بسیار عالی بود دوست عزیز وبلاگ خوبی دارید
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
ممنون
ایمان شنبه 12 تیر 1395 07:19 بعد از ظهر
ماکه رفتیم روی اسکایپ برای جبرانش
ابوالفضل اشناب پاسخ داد:
کارت درسته :))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.