تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب اسفند 1391

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

سه شنبه 29 اسفند 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب بهارانه

بهار با دستان تو ...



بسم الله 

السلام علی الربیع الانام

سلام
آغاز زیباترین فصل سال بر همگان مبارک باشد .برای همه دوستان آرزوی سالی خوب همراه با سلامتی آرزومندم.

.....................

طرح : بهار با دستان تو خواهد آمد ...



جمعه 25 اسفند 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب تبریک

خاتون خاندان خدا



بسم الله 

همه عرش را آذین بسته اند، دریاها به تلاطم دل حسین به جوش و خروشند، ابرها در آسمان می رقصند و باد ها خبر از اتفاقی بزرگ می دهند.
انگار خبری است ...
این سالها که چون برق سپری می شود، عظیم ترین شاهکارهای آفرینش ،بزرگتر از خلق هفت آسمان و دریاها و کوهها رقم می خورد. مدتی از حضور حسین در جمع عالمیان نگذشته است که هستی باید خود را برای قدم های بزرگ بانوی آل علی (ع) آماده کند، تا زینب (س) قدم بزند به عرصه ی عالم ... تا سینه دنیا را بی تاب تر کند.
...
زینب است ...



دوشنبه 21 اسفند 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب حق با علی است

قاضی حضرت امیر (ع) است



بسم الله 

زنی را نزد عمر آوردند، شوهر زن ، پیرمرد سالخورده ای بود که مدتی پس از نزدیکی با زن از دنیا در گذشته بود و زن آبستن شده و فرزند زائیده بود.
پسران پیرمرد (از زن دیگر) بر زن ادعای زنا می کردند ( و بدین وسیله می خواستند پس زن را از ارث محروم کنند) و نزد عمر بر آن گواهی دادند.
عمر دستور داد زن را سنگسار کنند. اتفاقا حضرت علی (ع) از کنار زن عبور می کرد، چون نگاه زن به حضرت افتاد، گفت ای پسر عم رسول خدا (ص) کاغذی دارم.
علی (ع) گفت ببینم کاغذت را، چون کاغذ را مطالعه کرد به همراهان زن رو کرد و فرمود : این زن تاریخ ازدواج با شوهر و کیفیت آنرا در این ورقه یادداشت کرده است، زود باشید او را برگردانید.
و روز دیگر آن حضرت کودکانی همسن و سال آن کودک جمع نمود و کودکان را با پسر زن به بازی مشغول ساخت. چون سرگرم بازی شدند به آنان فرمود : بنشینید ، چون نشستند بر آنان بانگ زد برخیزید.
در این هنگام که پسر زن خواست برخیزد بر دو دست تکیه زد. حضرت امیر (ع) از مشاهده این حالت پس را به پیش خواند و او را از پدر ارث داد و بر تمام برادرانش حد افترا* جاری کرد!
عمر حیرت زده گفت یا علی چه کردی؟
حضرت فرمود : از تکیه پسر بر دستها ضعف پیرمرد را دریافتم.
.......................................................................................................................
*هشتاد تازیانه

درّی از دریا :

من مات قلبه دخل النّار 
کسی که دلش بمیرد ، داخل دوزخ شود .

.................................

والسلام


دوشنبه 14 اسفند 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب کامنت. همون دیدگاه

مصاحبه با خانم کاترین اشتون.



بسم الله

مصاحبه با خانم کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا!

ما : سلام خانم اشتون !‌ ممنونیم از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید .

اشتون : سلام ،‌ خب حالا ، سریع بپرس کار و زندگی داریم

ما : بگذارید از اینجا شروع کنم ، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بودن چه طعمی دارد؟

اشتون : چه طعمی ؟ طعم بدبختی! طعم آوارگی،  والا از خروسخوان تا بوق سگ ،‌ مثل چهارپا می دویم آخرش هم هیچ.





( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]