تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب آبان 1391

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

سه شنبه 30 آبان 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب اشک

به یاری امام ...



بسم الله

تقدیم به غیور ترین کودک دلاور کربلا ...

مگر دستش را رها می کند؟ نه ! عمو او را به عمه سپرده است . عبدالله جزو سفارش های خاص حسین به خواهرش بود . مگر به این راحتی ها دستش را رها می کند ؟...

روز دهم این کودک با عمه و عمو ، پا به پای آنها صحنه ها و بدنهای شهدای کربلا را دیده و تشییع کرده است ، اصحاب کربلا ، برادرش ، پسرعمویش اکبر ، عمویش عباس و حتی شش ماهه ی کربلا را دیده است . غیورمرد حسنی تا لحظه ی رفتن عمو نمی توانست در رکاب پسر پیامبر بجنگد . جای تمامی مردان در میدان جنگ است ! و هرکس حتی این پسر آماده ی شهادت پیش پای حسین باشد ، مرد است .




پنجشنبه 25 آبان 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب یا حسین

نوشتیم حسین ، خواندیم عشق .



بسم الله 



السلام علیک یا اباعبدالله 

جلوی درب حسینیه غوغاست . بوی اسپند مشام را نوازش می کند . چراغ های سبز و گرد گیری شده ی سردر حسینیه معنویت پمپاژ می کند .
تا چندصد متری حسینیه همه چیز تحت تاثیر این فضاست . دسته دسته جوانانی که شال بر دوش به سمت محل مراسم در حرکت اند و صدای نوحه و ایستگاه های صلواتی و حتی شلوغی خیابان ، همه جزو دانه های تسبیح عزایند . هنوز ساعتی به شروع مراسم مانده ست اما جوانان سینه زن زودتر خودشان را رسانده اند ، داخل حسینیه گرم است و صمیمی . وقتی مجلس تمام میشود قیافه ی جوانانش دیدنی است ! ... مجلس شروع می شود و صدای آشنای مداح معروف می پیچد ، توی حسینیه جا نیست ، در حیاط هم ، مردم حصیر انداخته اند و در خیابان نشسته اند . گاهی زیر باران و برف هم می نشینند ، ناله ی نمناک "یا حسین" زن و مرد دارد در آسمان شهر می پیچد ...
............................................



شنبه 20 آبان 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب جانان

جانان نبی ، جانهای شما (ریسمان آسمان)



بسم الله 
.




دلنوشت : هفته دیگر ، چنین شبی ، شب سوم محرّم است ...

خشم نوشت : به همه "سوسک های بالدار"ی که این روزها شاخک هایشان فعال شده است برای ایجاد بحران در کشور و فتنه گری ، هشدار می دهیم که اشتباهات قبلی را تکرار نکنید . آزموده ایم ما که آزمودن بار دیگرمان قطعا خطاست ... تا روز انتخابات ...


والسلام 


جمعه 12 آبان 1391
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

نامه سیصد و چهل و ششم دکتر احمدی نژاد !



بسم الله 

اول از همه عید غدیر را تبریک عرض می کنم ، انشاالله همگی زیر سایه ولایت دوست داشتنی حضرت امیر (ع) بمانیم .
دوم .
در این یکی دو هفته ی اخیر اتفاقاتی در دنیای سیاست افتاد که اگر زبان مان برای بررسی و نوشتن آنها به کار بیفتد قطعا مو در خواهد آورد .
لیکن ما بین این اتفاقات کشمشی یک ماجرا بیشتر خبر ساز شد و آن نامه دکتر احمدی نژاد (محمود) به آیت الله لاریجانی (آملی) بود .
گویا در خلال نامه اول آقای دکتر می نویسند که هوس دارند به زندانیان مهرورزی کنند و این موضوع اصلا به موضوع بازداشت آقای جوانفکر مربوط نیست !! 
جناب آقای آملی هم از آنجا که خیلی به فکر مصالح انقلاب هستند بر می دارند پاسخ نامه را محرمانه به دکتر می دهند . دکتر هم از آنجا که عمرا کم بیار نیست و نصف شان زیر زمین است برمیدارند نامه ی دیگری می نویسند و قسمت هایی از آن را به رسانه ها میدهند. آقای آملی هم از آنجا که خیلی به فکر افکار عمومی است صرفا و صرفا و صرفا جهت روشن شدن افکار پاسخ نامه دکتر را می دهند و قس علی هذا .




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]