تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب بهمن 1392

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

سه شنبه 29 بهمن 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب وطنم

وطنم ...



بسم الله 

پوستر : وطنم ای شکوه پابرجا ...


والسلام


دوشنبه 14 بهمن 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب سبد نظرات!

نوکر تدبیر؛ مدیر اعتدال!



بسم الله

سلام. بی مقدمه سراغ اصل مطلب می روم:

یک : طبیعتا از آنجایی که قسط اول تحریم ها به حساب دولت واریز شده است و دولت بدون ایستادن در صف و رد شدن از زیر داربست ها پولش را دریافت کرده است، و از آنجایی که سازمان تحریم ها تِرِک بر داشته است و ترک اش بسیار اساسی است و از آنجایی که عیدانه ی اعیانی دولت تدبیر و امید با راستگویی هرچه تمام تر و با سیستم دقیق شناسایی فقیر و غنی به مردم اهدا شده است ما بسیار حس خوبی داریم.
اصلا کجای دنیا دیده اید عیدی را مستقیما به شکم طرف مقابل واریز کنند؟! پول کثیف بهتر است یا قالب پنیر؟! شاید شما بگویید که با آن پول می شود قالب پنیر خرید و استفاده کرد، بدانید که سخت در اشتباهید. بی تدبیری همان چیزی است که باعث می شود شما فرق پول و پنیر را ندانید و بروید پنیر بخرید و پول را به باد بدهید طبیعتا دولت مدیر محور تدبیر صلاح شما را خیلی بهتر می داند و به شما پنیر می دهد تا پولتان به باد نرود. شما فکرش را بکنید که وقتی سبد کالایی پر و پیمان هشتاد هزار تومانی و مملو از پروتئین را در دست دارید و وارد منزل می شوید بچه ها بیشتر خوشحال می شوند یا اینکه بگویید یارانه ها به حساب واریز شد؟ (اینجا فقط همسرتان خوشحال می شود) بچه یارانه چه می فهمد چیست؟! حقیقتا احسنت که شادی کودکان ایرانی هم در این سبد کنار شانه تخم مرغ لحاظ شده است.


دو : نفت را که نمی شود آورد و سر سفره خورد! نفت خوردنی است؟ کسی نفت خورده است تا بحال؟ اما محتویات سبد کالایی را می شود خورد. تفاوت دولتها را ببینید از کجاست تا کجا ! یکی می خواهد نفت به خورد مردم بدهد و دیگری قسط تحریم را در قالب سبد کالایی به خورد مردم می دهد. در ثانی نفت را اگر بشود خورد هم به معده ی خیلی ها نمی سازد...! فلذا دولت قبل عجب دولت بی سوادی بوده است. 
برداشته اند نوشته اند که به روستاییان سبد کالایی تعلق نمی گیرد و به این بهانه دارند تدبیر دولت را زیر سوال می برند و امید ها را ناامید می کنند، آخر آن آدم روستایی چه احتیاجی به سبد کالایی دارد؟ مرغ را که خودش دارد در حیات خانه اش، تخم مرغ هم طبیعتا دارد، پنیر را هم از شیر می گیرد و خیلی بهتر از این پنیر های بسته بندی است علاوه بر اینها کره و سرشیر و خامه هم دارد، روغن هم که دارد، برنج هم شمالی ها دارند، شهری ها دارند و بقیه هم خب نان بخورند جای برنج و گوشت را هم که گاو گوسفند هست دیگر. 


سه : چندی بیش معاون وزیر خارجه اعلام کرد که از لای ترک سازمان تحریم ها کلی پول بیرون می زند و دست دولت شب عید حسابی پر پول می شود. این خیلی خبر خوبی است و کلی نتیجه به دنبال دارد. شمایی که انتقاد داری خود تو شب عید می توانی چقدر عیدی بدهی؟ می دانی سیر کردن سی میلیون نفر آدم یعنی چه؟ اگر پول واریزی آمریکا به حساب مان نبود از کجا می خواستیم مردم را سیر کنیم؟
ضمنا دولت گدا پرور قبلی که در بدترین شرایط اقتصادی و تحریم، سال پیش 85 هزار تومان به هر نفر عیدی داد بجای سبد کالا، احتمالا از کشور های همسایه دزدی می کرده است! 

چهار: با توجه به اینکه زمزمه های افزایش قیمت سوخت به گوش می رسد، بنظر می رسد دولت یازدهم - که تجربه موفق تقسیم سبد کالایی بین مردم را در کارنامه درخشان خود دارد- با اجرای بی نظیر و بدون نقص و عیب فاز دوم هدفمندی، یکبار دیگر معاندان و بدخواهان افراطی خود را با صورت به زمین خواهد زد. 
از آنجایی که در دولت تدبیر و امید کسی رئیس است که معتقد است مردم نیاز به دلار ندارند و نیاز به صداقت دارند فلذا دلار ها پیش دولت می ماند و صداقت می رود در جیب و شکم مردم و باز از آنجایی که ایشان معتقد است ما نیاز به نوکر مدیر داریم ما از همین تریبون ایشان را "مدیر ترین نوکر" تاریخ ریاست جمهوری ایران می مانیم. 
باشد تا این مدیریت "نوکرایانه" تداوم داشته باشد و سبد های کالایی بعدی و بعدی و فاز هشتم هدفمندی و بسیاری از چیزهای دیگر را با ایشان تجربه کنیم.

والسلام

بعدنوشت اول : گویا نظریه های اقتصادی قدیمی که هم اکنون پوسیده اند بار می خواهند اجرایی شوند، نمی دانم چه اصراری است اینگونه دولت متکی به خارج از این آب و خاک باشد... ما برای اداره ی کشور الزاما نیاز به دلار های نفتی نداریم. حال که پول های آزادشده بعد از توافق وارد کشور شده است، باید به همراه پول نفت برای مستحکم کردن قدرت درونی استفاده شود نه اینکه در خزانه خاک بخورد و یا خرج شود. فعلا بنا بر صبر است لکن عملکرد اقتصادی دولت و همچنین برنامه های ارائه شده ابدا رضایت بخش نیست.
 
تیتر نوشت : سال پیش دکتر روحانی قبل از ریاست جمهوری سخنانی گفته بودند. شدیدا منتظر اجرایی شدن حداقل بخشی از این دیدگاه ها هستیم!

بعدنوشت دوم : گزینه ی "لبیک یاحسین" ما هم روی میز است...

بازخوانی :
همین مسئله‌ى سهام عدالت، همین مسكن روستائى، همین هدفمند كردن یارانه‌ها، یك كار بزرگى است. اگر ان‌شاءاللَّه مسئولین كشور بتوانند این را خوب اجرا كنند و عمل كنند، این خیلى مهم است. این یارانه‌اى كه دولت براى نیروى برق به همه‌ى مردم میداد، خب، آن كسى كه توى خانه چهلچراغ و لوستر روشن میكند و مصرف برق بیشترى میكند، آن كجا، آن كسى كه یك شعله، دو شعله‌ى برق توى خانه دارد، این كجا؟ آن كسى كه ثروتمندتر است، بیشتر از این یارانه استفاده میكرد؛ این ظلم بود. میخواهند جلوى این ظلم را بگیرند. همین طور در قضیه‌ى نان، همین طور در قضیه‌ى بنزین و غیر اینها. ما ایستادیم. نظام بر روى شعار عدالت اجتماعى ایستاد. 
۱۳۸۹/۱۱/۱۵


...................................

خواهش نوشت : در مصرف گاز صرفه جویی کنیم... خیلی ها هم اکنون خیلی بیشتر از ما به این نعمت محتاج اند...


دوشنبه 7 بهمن 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

همان حق مسلّم



بسم الله 

سال 86 بود که رهبری داشتند صحبت می کردند و میان کلامشان که در مورد انرژی هسته ای بود دانشجویی پرشور شروع کرد به شعار دادن که : "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" ! 
بعد جمعیت همراهی اش نکردند و رهبری هم که دیگر کلامشان قطع شده بود با لبخندی گفتند :  بله آن را که می دانم حق شماست!
همه خندیدند و رهبری به ادامه صحبتهایشان پرداختند.
سخنانی که در آن صریحا صحبت از تجربه "تعلیق" کردند ...
انرژی هسته ای برای یک ملت (خصوصا ملت ما) عامل اعتماد به نفس ملی است، همان اعتماد به نفسی که وقتی دورت را دیوار می چینند و همه دنیا را علیه ات متحد می کنند تو را امیدوار و زنده نگه می دارد.
انرژی هسته ای همان نمایش قدرتی است که خیلی ها در دنیا تاب و تحملش را ندارند
همان حق مسلمی است که  برای بدست آوردنش حتی خون داده ایم.
لکن اگر در جمهوری اسلامی -که اگر جمهوریت مهجور بماند اسلامیت هم منزوی می شود- طبیعتا وقتی جو عمومی مردم چیزی را طلب می کنند باید آنرا پذیرفت. جامعه کنونی ایران یکبار دیگر احتیاج به تجربه دارد در زمینه تعلیق، هرچند تعلیقش غیر رسمی باشد و یا بر تنش لباس غنی سازی 5 درصدی پوشانده باشند.
این تجربه مفید است برای ما. چه ضرری دارد؟
برای دوستانی که خیال می کنند خون مصطفی شهید و رضایی نژاد و شهریاری و علیمحمدی لگدمال شده است میگویم که حافظ خون اینها نه آمانو است و نه 5+1 و تیم مذاکره کننده و نه حتی رئیس جمهور... حکایت شهید حکایت دولت ها نیست، حکایت دلهاست. حافظ خون شهید هم رهبر شهید است و نه کس دیگر...
شاید این بار آخری باشد که سایت های هسته ای کشورمان پلمپ را تجربه می کنند و بعد از این ما یک جهش تا قله داشته باشیم و پرونده هسته ای مان برای همیشه بسته شود.
هرچند که می دانیم مشکل آنها با ما هسته ای نیست! مشکل بنیادی و خیلی اساسی تر از این حرفهاست! حالا پس فردا می آیند و فناوری موشکی ایران را عامل تهدید صلح جهانی می خوانند! 
...........
هیچ مشکل این سرزمین از خارج از آب و خاک حل نمی شود. عادت کرده ایم وقتی می گوییم که "ما با هیچکس بجز زورگو مشکلی نداریم"، بشنویم: "ما با تو مشکل داریم". سالهاست داریم می شنویم...
همه مشکلاتمان از جایی حل می شود که نامش ایران است. همینجا 
همین وطن.

بگویید تا همه دنیا بشنوند :

عشق که تعلیق نمی شود ! 

.............................

بازخوانی : این فرایند عقب‌نشینى البته براى ما یك فایده‌اى داشت - بى‌فایده نبود این عقب‌نشینى‌ها - فایده‌اش این بود كه هم خودمان وعده‌ها و حرفهاى رقباى اروپائى و غربى را تجربه كردیم، هم افكار عمومى دنیا تجربه كرد. امروز هر كس به ما میگوید آقا تعلیق موقت بكنید، ما میگوئیم تعلیق موقت را كه یك بار كردیم؛ دو سال! دو سال تعلیق موقت كردیم. فایده‌اش چه شد؟ اول گفتند موقت تعلیق كنید، گفتند تعلیق داوطلبانه بكنید؛ ما هم به خیال موقت و به خیال داوطلبانه، تعلیق كردیم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعلیق آمد، یك قرشمال بازى‌اى در سطح دنیا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‌ها و محافل سیاسى - واى، داد، داد، ایران میخواهد تعلیق را بشكند! تعلیق شد یك امر مقدس كه ایران اصلاً حق ندارد نزدیكش برود! ما این را تجربه كرده‌ایم؛ دیگر، تجربه‌ى جدیدى نیست. آخرش هم گفتند: این تعلیق موقت كافى نیست؛ اصلاً باید بكلى بساط اتمى را جمع كنید. همین اروپائى‌ها كه میگفتند شش ماه تعلیق كنید، وقتى این كار را كردیم، گفتند بایستى جمع كنید! این فرایند عقب‌نشینى، این فایده را براى ما داشت؛ هم براى خود ما تجربه شد، هم براى افكار عمومى دنیا تجربه شد. لیكن عقب‌نشینى بود دیگر؛ عقب‌نشینى كردند.