تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب اسفند 1392

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

یکشنبه 25 اسفند 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب تسلا

با این چه شورش است... (بازنشر)

کلمات کلیدی : حضرت زهرا , فاطمیه , طرح حضرت زهرا , پوستر فاطمیه , ایام تسلیت باشد , مادر , عزای مادری ,


بسم الله 

بازنشر یک طرح قدیمی به مناسبت ایام شهادت مادر سادات، حضرت فاطمه زهرا (س) ...



والسلام


دوشنبه 19 اسفند 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب سبد نظرات!

کاترین خوش اومدی !

کلمات کلیدی : کاترین اشتون , سفر اشتون , تصاویر جالب سفر اشتون به تهران , شیخ حسن , دکتر ظریف , دیپلماسی خیلی فعال! , یک شوخی وبلاگی! ,


بسم الله 


پیرو سفر کاترین اشتون به تهران بر آن شدیم تا گزارش تصویری ویژه ای را تقدیم دوستان کنیم! در این گزارش تصویری آنچه که می بینید را هیچ جایی ندیده اید و طبعا هم جایی نخواهید دید! با کسب اجازه از آقایان ظریف و جلیلی و روحانی و بقیه ی مخاطبان همیشگی کاترین !

تقدیم به کاترین ! 
با احترام به وزیر محترم امور خارجه آقا محمد جواد خان ظریف و شیخ اعتدال ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران دکتر حسن روحانی !

تصاویر کار خبرگزاری ایرنا و فارس است.

.....................................................................................................

 
آقای رئیس و آقای وزیر منتظر بانوی انگلیسی هستند:
 



اشتون وارد می شود!


شیخ با اشتون سلام و احوال پرسی می کند!



کاترین برای شیخ لطیفه معنی دار تعریف میکند!
وزیر می خندد!



وزیر کاترین را سر کار می گذارد!



آقای ظریف از دست انداختن کاترین دست بر می دارد و توضیح می دهد!
صدای شیخ به گوش می رسد!



برای تصویر یادگاری اشتون و ظریف کنار هم می ایستند




اشتون می خواهد یک حرکتی بکند!
ظریف نگران است






اشتون چنین حرکتی می کند!
صدای رئیس به گوش می رسد! وزیر هم عکس العمل نشان می دهد!






............................................................
بعد نوشت : خیلی خوشحال می شویم اگر آقای ظریف در تهران و در خاک وطن فارسی صحبت کنند ... اصلا جالب نیست که ایشان رسما به زبان انگلیسی سخن می گویند و قبول ندارند که فارسی زبان رسمی دستگاه رسمی دیپلماسی کشور است...
 
بعد نوشت بعدی! : سال آینده دولت را در اجرای طرح هدفمندی یارانه ها یاری کنیم...
 
بعدنوشت بعد تر! : همه گزینه های ما هم روی میز است!
..............................................................

بازخوانی : مجموعهی سیاستهای اقتصاد مقاومتی در واقع یک الگوی بومی و علمی است که برآمدهی از فرهنگ انقلابی و اسلامی ما است؛ متناسب با وضعیت امروز و فردای ما است. من شرح خواهم داد که این مربوط به وضع کنونی و شرایط کنونی کشور نیست، این یک تدبیر بلندمدت برای اقتصاد کشور است؛ میتواند اهداف نظام جمهوری اسلامی را در زمینهی مسائل اقتصادی برآورده کند؛ میتواند مشکلات را برطرف کند؛ درعینحال پویا هم هست؛ یعنی ما این سیاستها را به صورت یک چهارچوب بسته و متحجر ندیدهایم، قابل تکمیل است، قابل انطباق با شرایط گوناگونی است که ممکن است در هر برههای از زمان پیش بیاید؛ و عملاً اقتصاد کشور را به حالت "انعطافپذیری" میرساند؛ یعنی شکنندگی اقتصاد را در مقابل تکانههای گوناگون - که اشاره خواهم کرد - برطرف میکند. 
 کار بزرگی شروع شده، این کار بزرگ را ما میتوانیم انشاءالله با همت، با توکل به خدای متعال، قدم به قدم، با شتاب متناسب و لازم پیش ببریم. و جوری هم هست که به اعتقاد من آثار و نتایج آن بلندمدت هم نیست؛ برنامهها برنامههای بلندمدتی است، لکن نتایج آن خیلی زود به دست خواهد آمد انشاءالله؛ یعنی شروع ثمرات این کار و احساس عمومیِ مردم برای شیرینی نتایج این کار انشاءالله دیر و دور از دسترس نیست. انشاءالله امیدواریم در همین دولت، با پیشرفتی که انجام میگیرد، با کاری که انجام میگیرد، مردم این را احساس کنند و ثمرات این حرکت عمومی و بزرگ را بچشند.
 
والسلام
 


شنبه 10 اسفند 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب آسمانی ها

دلـــــــــآراممـــــــــــ

کلمات کلیدی : آسمان , دل آرامم , خداوند , روی ماه خداوند , بنده عاصی امتحان شده ی مردود! , دلنوشت , شرمندگی ,


بسم الله 

قبل نوشت: به این نفس نمیشود اعتماد کرد...! 
...................................................

چشمانم هر طرف خیره شد و حواسم پرت شد باز دستت را برایم تکان دادی که آهای رفیقم! من را ببین! هرکسی را دوست داری بخاطر زیبایی اش بخاطر اعتقاداتش بخاطر شباهتش به خودت باز بدان خالق او منم. من نیم نگاهی به آسمان کردم و بچگانه و از سر بی حوصلگی "خیلی خب" ای تحویلت دادم و باز درگیر زمینت شدم... 
اینقدر که شاید مجبور شدی صورتم را با دستانت بگیری و ته چشمانم نگاه کنی و بگویی تمامی عشق های این کره خاکی یک ستاره از کهکشان محبت من است عزیزم... دستانت را کنار زدم و باز مشغول خودم شدم و دلبستگیهایم.
 بعد از آن بود که با رحمتت و با غصه ات و با دلشوره ات برایم، دلم را از دلبستگی های عمیقم جدا کردی. امتحان کردی ... و من اینبار بجای فهمیدن دلیل کارت تو را متهم کردم به بی مهری و بی توجهی و به رویت اخم کردم... نمیدانم چقدر غصه داری. چقدر غصه من بیخیال را میخوری. نمیدانم چقدر مشتاقی که بجای همه تعلقاتم صاحبش را دوست داشته باشم.

 نمیدانم چقدر این مخلوق کوچک جسور سر به هوای خودت دوستم داری... اما میدانم اگر میلی نداشتی به من، ظرفم را نمی شکستی... سرم اگر گرم چیزی شد آنرا بالا بگیر... با دستانت صورتم را رو به خودت نگه دار و با چشمانم را به چشمانت بدوز. هنوز قلبم از درد امتحاناتت تیر می کشد... کسی نمی داند... تو که می دانی...

عظیم ترین و بزرگترین و با شکوه ترین آفریده ات یعنی آسمان استعاره حقیری است از تو ... اما رویم را به سمت آسمان می گیرم چون از تو بزرگتر که چیزی نیست اما این استعاره ی کوچک یعنی آسمان در ذهن حقیر من جلوه ای از توست، همانگونه کوه ها هستند و همانگونه که دریاها هستند...
ای کاش بدانی که این بنده مغرور نه از سر عناد و لجبازی که از روی نافهمی اش مقابلت می ایستد و بجای تو بنده تو را می بیند و اگر آن بنده به او جفا کرد شکایت اش را به تو می کند!
می بینی؟
جالب است واقعا!  کسی مثل تو مهربان نیست اما گلایه نامهربانی ها همه به سوی تو می آید! تو برای هرکسی یک نوع پروردگاری می کنی... و خدای من خدایی است بس صبور و دوست داشتنی و عزیز که هنگام نافرمانی ام سرش را پایین می اندازد و جلوی چشمان عالم را می گیرد به امید روزی که بازگردم به سویش...

چه دیدنی هستی ... 

............
همانی که از مخفی ترین احساسات عالم نیز با خبری اما صبور تر از هر چیزی آنان را تحمل می کنی شاید که باز ببینی عاصی ترین ها را در محضرت!

چه دوست داشتنی هستی ....


والسلام

................
بعد نوشت اول : خداوند حائل است میان انسان و قلبش...

بعد نوشت دوم : قلب حرم خداست!

..............
پ.ن : جمله سال حضرت ماه را انتخاب کنید ! 



...................................

سرو رعنای ایران نهال می کارد :)