تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب شهریور 1392

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

یکشنبه 24 شهریور 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب اهالی ولایت عشق

ولایت عشق



بسم الله

به مناسبت میلاد هشتمین خورشید، کلیپ هشت دقیقه ای زیر تقدیم می شود . 
اینجا ایران است! سرزمین خورشید، خراسان ، حرم مطهرّ حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، صحن انقلاب . ساعت حدود دوازده شب !




در ادامه : همیشه از شدت گوناگونی زائران حرم امام مهربان (ع) شگفت زده و مبهوت بوده ام! یکی از جذابترین قسمت های زیارت برایم همیشه همین دقت به تفاوت آدمها در حرم بوده و هست. یکی از شبهای نورانی حضور در حرم، با خودم گفتم شاید بهترین راه نمایش قسمتی از زائران امام رضا همین باشد که دیدید. یعنی دوربین (گوشی!) را روی زمین بگذارم تا قدم زدن زائران روی سنگفرش های حرم را ثبت کنم. 
ضلع شرقی حرم نشسته و گوشی را تنظیم کردم . تقریبا هیچ توجهی به نمای گنبد و گلدسته نداشتم، خب نمیشد یعنی! همین قدم زدن زائران ثبت شود هم نمای گنبد و گلدسته و از مهم تر گوشی توی همین حالت ایستاده باقی بماند! 
نمیدانم حکمت رسیدن دو عدد پیامک این وسط چه می توانست باشد بجز اینکه با دو لرزش ساده زاویه دید تصویر را طوری تنظیم کند که هم گنبد و گلدسته پیدا باشد هم قدم زدن زائران. دقیقا همان چیزی که باید باشد! 
راجع به هشت دقیقه اش می توانم هشت صفحه تمام بنویسم. از کودکانی که دستهاشان را به دست بزرگتران سپردند و بعضی شان خسته اند و بعضی شان هنوز مشغول شیطنت شبانه. از صدها جفت کفشی که پای این زائران است و نشان دهنده ی فرهنگ گوناگون آنهاست و یا پاهای برهنه ای که خنکای کف صحن را احساس میکند یا نوع قدم زدن هرکدامشان. از دختر کوچولوی چادر به سری که با همه سرعتش می دود و باد چادرش را تکان می دهد. از لباس های محلی که بر تن بعضی هاست و یا لباس نظامی که بر تن چند سرباز است که شاید در مرخصی باشند . از پسر بچه ای که دقیقه چهارم بی توجه به صدای "یواش یواش" پدرش می دود و زمین می خورد و بلند می شود و باز میدود. از زنی که میان فرش ها مشغول نماز است و رکوعش را با نهایت سرعت ممکن انجام می دهد. از چند جوان با تیپ امروزی که شاید اردوی "زیارتی - سیاحتی" آمده باشند. از مردی که با پای شکسته و با کمک عصا صحن را به سرعت طی میکند از کالسکه تا ویلچری که می گذرند و هرکدام هفتاد سال اختلاف را حمل میکنند! یا مردی که دقیقه ششم رو به گنبد می چرخد و پاهایش را محکم به هم میکوبد و احترام نظامی می گذارد به امام رضا ! از صدای زنگ ساعت حرم تا صدای لهجه های مختلفی که به گوش میرسد. از تازه عروس و دامادی که برق کفش های داماد و چادر سفید عروس و آرام قدم زدنشان مکمل یکدیگر است. از خادمی که طبق وظیفه آرام آرام طول و عرض صحن را طی میکند تا نظافتچی که از کوچکترین زباله ای نمی گذرد. از همه آنهایی که شاید هشتاد دقیقه ای باشند که روی فرش های صحن نشسته اند. یا دختر بچه ای که بین دقیقه شش و هفت به دوست داشتنی ترین شکل ممکن جیغ می کشد و می دود! 

این فقط هشت دقیقه ی یک گوشه ی کوچک یک صحن حرم امام رضاست. جایی که همه مهمان امام رضا بوده و همه غرق مهربانی امام مشغول زیارت هستند. خیلی هایمان با این حرم زندگی کرده ایم. مگر می شود او را دوست نداشت؟ او امام عاشقی است که برایش فرقی نمی کند چه کسی دارد او را صدا می زند... نه زائران این حرم که همه ی ما مردم ایران مهمان امام رضا هستیم. مهمان امامی که همه ما حداقل یکبار دست لطف و مهربانی اش را روی سرمان احساس کرده ایم. اینجا ولایت ایران است! ولایتی که سلطانی دارد به قدر همه عالم دوست داشتنی، سلطانی که خودش گرد و خاک سفر را از سر و روی زائرانش میگیرد و آنها را بر سر سفره ی کرامتش مهمان می کند. امامی که ولایتش ولایت عشق است. حرمش عشق است. مهربانی اش عشق است. 
چه خوش گفته اند : "نکشد کس کمان عشق به زور ، عشق شاه همه سلاطین است" . 
حالا در ایام طلوع ماه خراسانی دوست دارم آرزو کنم در این ولایت برای همیشه رعیت سلطان بمانم. 
اینجا ایران است! ولایت عشق ...
میلادت مبارک امام رضا

والسلام

در همین رابطه بخوانید :

اینجا خونه امام رضاس ! 






بعدنگار : هشت پوستر ویژه ی میلاد امام رضا (ع) را از (( فطـرس والپـیپـر )) دریافت کنید.
 

..............................

اطلاعنوشت اول: در مراسم بزرگداشت محمدحسین جعفریان عزیز حضور خواهیم داشت. شاید این کمترین کاری باشد برای تقدیر از مردی که سالهای سال  تعهد و دغدغه مندی و انصاف و هنرش را در راستای عقیده اش به کار گرفته است و  شده است محمد حسین جعفریانی که یقینا رهبرش به وجودش و وجود چنین بسیجیانی افتخار می کند. 
اگر توانستید بیایید...
سه شنبه 26 شهریور ماه . خیابان آیت‌الله طالقانی، خیابان برادران شهید مظفر شمالی، پلاک ۹۸
ساعت 17

..............................................

اطلاعنوشت دوم : همگی در اجتماع حزب الله سایبر با عنوان "سوریه و تکلیف ما" حاضر خواهیم بود.
با تمامی همسنگران همسایبر دیدار تازه خواهیم کرد .
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ماه سال حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی. 
ساعت 4 بعد از ظهر
میدان هفت تیر . سالن سید الشهدا 
...........
همایش به پایان رسید لکن بجز اجرای حامد زمانی، برنامه واقعا ضعیف و فاجعه بود!
 


................................

یادنوشت : به مناسبت سالگرد درگذشت استاد حکیم "شهریار" بخوانید : مراودات حضرت امام خامنه ای و استاد شهریار



سه شنبه 19 شهریور 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب سبک نوشت

زندگی با این سبک



بسم الله 

پوستر : کودک و نماز . 
اولین پوستر از مجموعه پوسترهای سبک زندگی.


طرح نوشت : اگر خدا بخواهد سلسله پوسترهای "زندگی زیبا" از مجموعه سبک زندگی ادامه خواهد داشت.
طرح نوشت دوم : تصویر از خبرگزاری تسنیم است.

.............
بازخوانی :

فهرستى مطرح میكنیم: چرا فرهنگ كار جمعى در جامعه‌ى ما ضعیف است؟ این یك آسیب است. با اینكه كار جمعى را غربى‌ها به اسم خودشان ثبت كرده‌اند، اما اسلام خیلى قبل از اینها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»، یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا».یعنى حتّى اعتصام به حبل‌اللّه هم باید دسته‌جمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا».چرا در برخى از بخشهاى كشورمان طلاق زیاد است؟ چرا در برخى از بخشهاى كشورمان روى آوردن جوانها به مواد مخدر زیاد است؟ چرا در روابط همسایگى‌مان رعایتهاى لازم را نمیكنیم؟ چرا صله‌ى رحم در بین ما ضعیف است؟ چرا در زمینه‌ى فرهنگ رانندگى در خیابان، ما مردمان منضبطى به طور كامل نیستیم؟ این آسیب است. رفت‌وآمد در خیابان، یكى از مسائل ماست؛ مسئله‌ى كوچكى هم نیست، مسئله‌ى اساسى است. آپارتمان‌نشینى چقدر براى ما ضرورى است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتى دارد كه باید آنها را رعایت كرد؟ چقدر آن الزامات را رعایت میكنیم؟ الگوى تفریح سالم چیست؟ نوع معمارى در جامعه‌ى ما چگونه است؟ ببینید چقدر این مسائل متنوع و فراگیرِ همه‌ى بخشهاى زندگى، داخل در این مقوله‌ى سبك زندگى است؛ در این بخش اصلى و حقیقى و واقعى تمدن، كه رفتارهاى ماست. چقدر نوع معمارى كنونى ما متناسب با نیازهاى ماست؟ چقدر عقلانى و منطقى است؟ طراحى لباسمان چطور؟ مسئله‌ى آرایش در بین مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟ آیا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهاى روزانه، به همدیگر به طور كامل راست میگوئیم؟ در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر یكدیگر حرف میزنیم؟ بعضى‌ها با داشتن توان كار، از كار میگریزند؛ علت كارگریزى چیست؟ در محیط اجتماعى، برخى‌ها پرخاشگرى‌هاى بى‌مورد میكنند؛ علت پرخاشگرى و بى‌صبرى و نابردبارى در میان بعضى از ماها چیست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات میكنیم؟ در رسانه‌ها چقدر مراعات میشود؟ در اینترنت چقدر مراعات میشود؟ چقدر به قانون احترام میكنیم؟ علت قانون‌گریزى - كه یك بیمارى خطرناكى است - در برخى از مردم چیست؟ وجدان كارى در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعى در جامعه چقدر وجود دارد؟ محكم‌كارى در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید كیفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟ چرا برخى از حرفهاى خوب، نظرهاى خوب، ایده‌هاى خوب، در حد رؤیا و حرف باقى میماند؟ كه دیدید اشاره كردند. چرا به ما میگویند كه ساعات مفید كار در دستگاه‌هاى ادارى ما كم است؟ هشت ساعت كار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یك ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشكل كجاست؟ چرا در بین بسیارى از مردم ما مصرف‌گرائى رواج دارد؟ آیا مصرف‌گرائى افتخار است؟ مصرف‌گرائى یعنى اینكه ما هرچه گیر مى‌آوریم، صرف امورى كنیم كه جزو ضروریات زندگى ما نیست. چه كنیم كه ریشه‌ى ربا در جامعه قطع شود؟ چه كنیم كه حق همسر - حق زن، حق شوهر - حق فرزندان رعایت شود؟ چه كنیم كه طلاق و فروپاشى خانواده، آنچنان كه در غرب رائج است، در بین ما رواج پیدا نكند؟ چه كنیم كه زن در جامعه‌ى ما، هم كرامتش حفظ شود و عزت خانوادگى‌اش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعى‌اش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعى و خانوادگى‌اش محفوظ بماند؟ چه كنیم كه زن مجبور نباشد بین این چند تا، یكى‌اش را انتخاب كند؟ اینها جزو مسائل اساسى ماست. حد زاد و ولد در جامعه‌ى ما چیست؟ من اشاره كردم؛ یك تصمیمِ زمان‌دار و نیاز به زمان و مقطعى را انتخاب كردیم، گرفتیم، بعد زمانش یادمان رفت! مثلاً فرض كنید به شما بگویند آقا این شیر آب را یك ساعت باز كنید. بعد شما شیر را باز كنى و بروى! ماها رفتیم، غافل شدیم؛ ده سال، پانزده سال. بعد حالا به ما گزارش میدهند كه آقا جامعه‌ى ما در آینده‌ى نه چندان دورى، جامعه‌ى پیر خواهد شد؛ این چهره‌ى جوانى كه امروز جامعه‌ى ایرانى دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟ چرا در بعضى از شهرهاى بزرگ، خانه‌هاى مجردى وجود دارد؟ این بیمارى غربى چگونه در جامعه‌ى ما نفوذ كرده است؟ تجمل‌گرائى چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه كار كنیم كه از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اینها بخشهاى گوناگونى از مسائل سبك زندگى است، و ده‌ها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ كه بعضى از اینهائى كه من گفتم، مهمتر است. این یك فهرستى است از آن چیزهائى كه متن تمدن را تشكیل میدهد. قضاوت درباره‌ى یك تمدن، مبتنى بر اینهاست.

نمیشود یك تمدن را به صرف اینكه ماشین دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت كرد و تحسین كرد؛ در حالى كه در داخل آن، این مشكلات فراوان، سراسر جامعه و زندگى مردم را فرا گرفته. اصل اینهاست؛ آنها ابزارى است براى اینكه این بخش تأمین شود، تا مردم احساس آسایش كنند، با امید زندگى كنند، با امنیت زندگى كنند، پیش بروند، حركت كنند، تعالى انسانىِ مطلوب پیدا كنند.

 





دلنوشت: هرآنچه بود گذشت از فضیلت شب قدر ... نگاه ما به شب اول محرّم توست.

والسلام


سه شنبه 12 شهریور 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

روحانیت محترم! اوضاع خوب نیست...



بسم الله  

روحانیون از ابتدای انقلاب همیشه خط اول همه ی مسائل بوده اند. خود حضرت امام به عنوان یک روحانی و مرجع دینی رهبری نهضت را بر عهده داشت و روحانیون آگاه و شجاع و به روزی مثل آقا سید علی خامنه ای ، شهید بهشتی ، هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی ، شهید طالقانی و ... وی را همراهی می کردند.

در این نظام روحانیون به دلیل جایگاه اسلام ارزش والایی بین مردم پیدا کردند و خیلی از مناصب و مقامات حکومتی به آنان سپرده شد. روحانی ها خدمات بی نظیری به این نهضت کردند و البته در مقابل آن روحانی نماها هم خسارتهای جبران ناپذیری به اسلام و انقلاب زدند کما اینکه امام فرمود : "آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است."

اخیرا حجة الاسلام هاشمی در همایشی در مازندران سخنانی در مورد گله مردم از روحانیت به شخص ایشان -به دلیل مشکلات کشور -  ایراد کردند و بعد از آن از اعتماد مردم به یک روحانی گفتند. اینکه یک چهره ی روحانی و انقلابی و مبارز مورد اعتماد مردم قرار گرفته است.

خب به خودی خود اتفاق مبارکی است لکن یک مطالبه ای از این چهره ی روحانی مطرح است که گویا مهجور مانده است. با پایان دولت احمدی نژاد شروع دولت دکتر حسن روحانی بعد از هشت سال حاکمیت به اصطلاح اصولگرایی اتفاقات غریبی در عرصه فرهنگی و بستر جامعه رخ داده است. 

امروزه آزادی بی قید و بندی را در عرصه پوشش و حجاب شاهد هستیم؛ ساده انگاری است اگر بگوییم که انتخابات ریاست جمهوری و نتیجه آن در بستر اجتماعی و زندگی فرهنگی مردم تاثیر نداشته و ندارد. رویکرد غلط حاکمیت اصولگرایی (هرچند احمدی نژاد هیچگاه خود را اصوگرا ندانست) در عرصه فرهنگی و پوشش مردم یقینا از عوامل موثر اوضاع امروز حجاب بوده است. برخورد های قهری و سخت در عین تفرقه در مقابل پدیده بدحجابی و رها کردن فرهنگ سازی و پرداختن به فعالیت های نرم و موثر حاکمیت وقت را نمی توان فراموش کرد. اینکه رئیس جمهور خود عقیده ای صد و هشتاد درجه مخالف اطرافیان و جریان حامی اش داشته باشد و این دو هیچوقت بر سر فرهنگ پوشش به اجماع نرسند یک فاجعه فرهنگی را به بار می آورد . آنچه امروز شاهدش هستیم.

با آغاز دولت تدبیر و امید، بیماری نهفته در لایه زیرین جامعه که علائم ظاهری آن چندی پیش با انتشار تصاویر خیلی خصوصی از مهمانی ها و یا افراد و اشخاص در شبکه های اجتماعی وبالا رفتن عجیب و غریب آمار ایدز به دلیل رابطه نامشروع معلوم شده بود، خود را نشان داد. پایان دولت احمدی نژاد به عنوان یک دولت سرکوبگر (!!) و آغاز دولتی از جنس اصلاحات 76 تا 84 می توانست بهانه خوبی باشد. هرچند که این دولت هیچگاه خود را اصلاح طلب ندانست لکن به قول یکی از دوستان "غش سیاسی" اش به طرف اصلاح طلبان بود.

در شب پیروزی دکتر روحانی در کنار شادی عمومی مردم شاهد صحنه های زننده ای بودیم بعد از آن هم خب مشکلات اقتصادی اصلا اجازه نمی دهد که دولت فکری بحال این اوضاع کند! هرچند که وزیر ارشاد این دولت هم با نهایت تاسف خود را ادامه دهنده راه فرهنگی شانزده سال قبل می داند ... پس نمی توان توقعی داشت.

نوع پوشش امروز بسیاری از دختران کم سن و سال در همین پایتخت به گونه ای حتی با یکی دو سال پیش هم تغییرات اساسی کرده است. روابط گسترده با جنس مخالف و انتشار تصاویر برهنه و خصوصی زنان ایرانی و فروش لباس های اساسا بدن نما و آرایشگر های مرد برای زن و زن برای مرد و کلاس های رقص و ماساژ و مهمانی های مختلط و عروسی های به صَرف مشروب و سقط جنین و اَبَر فروشگاه های لوازم آرایشی و پوشش بازیگران مطرح و دختران خیابانی و دسترسی آسانتر از آسان به این دختران و فحشا هم بماند!  

اما آقای روحانی! به عنوان یک جوان، آسایش و آرامش روانی جامعه خصوصا نسل جوان را از شما طلب میکنم. خود حضرتعالی طبیعتا می دانید که در کشور های غربی هم بعضا ممنوع است آنچه ما در پاساژ ها و مراکز خرید و پشت فرمان خودرو ها شاهد هستیم. اصلا بگذارید اینطور بگویم اگر جمهوری اسلامی و قوانین دینی را هم ندیده بگیریم، هیچ کشوری راضی نخواهد بود که نمای کلی جامعه اش شبیه ساعات دم غروب ام القرای جهان اسلام باشد!


آقای روحانی ! گویا به وزارت فرهنگ دولت امید شما نمی توان هیچ امیدی داشت پس گلایه را پیش خود شما می بریم که یک "روحانی" هستید قبل از آنکه رئیس جمهور باشید. فکری کنید ...

اوضاع اصلا خوب نیست...  

..............................................................

بعد نوشت : من باب استفاده از این تصاویر از مخاطبین عذرخواهی میکنم، لکن حقیقت قسمتی از جامعه بسیار بدتر و شنیع تر از این تصاویر است... بیماری گسترش یافته است، همه در خطر اند...


بخوانید سخنان رهبر انقلاب را : 


تهاجم فرهنگى، مثل خودِ كار فرهنگى، اقدامِ آرام و بى سر و صدایى است. یكى از راههاى تهاجم فرهنگى، این بوده است كه سعى كنند جوانان مؤمن را از پایبندیهاى متعصّبانه به ایمان، كه همان عواملى است كه یك تمدّن را نگه مى‌دارد، منصرف كنند. همان كارى را كه در اندلس، در قرنهاى گذشته كردند. یعنى جوانان را در عالم، به فساد و شهوترانى و میگسارى و این چیزها مشغول كردند. این كار، حالا هم انجام مى‌گیرد. من بارها گفته‌ام: عدّه‌اى وقتى در خیابان نگاه مى‌كنند و زنانى را مى‌بینند كه حجابشان قدرى ناجور است، دلشان خون مى‌شود. بله؛ این كارِ بدى است. اما كارِ بد اصلى، این نیست. كارِ بد اصلى آن است كه شما در كوچه و خیابان نمى‌بینید! كسى به كسى گفت: «چه كارمى‌كنى؟» گفت: «دهل مى‌زنم.» گفت: «چرا صداى دهلت در نمى‌آید؟» گفت: «فردا صداى دهل من درمى‌آید!» صداى فروریختن ایمان و اعتقاد ناشى از تهاجم پنهانى و زیرزیركى دشمن - اگر شما ملت و عناصر فرهنگى بیدار نباشید - خداى نخواسته، آن وقتى درمى‌آید كه دیگر قابل علاج نیست! جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره كردند؛ اگر اوّل یك ویدئو در اختیارش گذاشتند و بعد او را به تماشاى فیلمهاى جنسىِ وقیح وادار كردند؛ شهوت او را تحریك كردند و بعد او را به چند مجلس كشاندند، چه خواهد شد؟! وقتى تشكیلاتى وجود داشته باشد، جوان را در اوج نیروى جوانى، فاسد مى‌كنند. و حالا دشمن این كار رامى‌كند.

۱۳۷۱/۰۵/۲۱



به مناسبت میلاد بانوی کریمه اهل بیت و روز دختران :


والسلام



شنبه 2 شهریور 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب دلنوشت

هشت آسمان



بسم الله 

تا ملائک همه پر را حرکت می دادند

دور تو قرص قمر را حرکت می دادند

به طواف تو زمین بار دگر می چرخید

چون که خدام تو در را حرکت می دادند

پرچم و گنبد و گلدسته برای زوار

به خوش آمد همه سر را حرکت می دادند

صبح خدام تو بودند که با جاروشان

از کف صحن سحر را حرکت می دادند

مقصد اصلیشان پنجره فولاد تو بود

کودکانی که پدر را حرکت می دادند

..................

نمره ی صندلی ام باز در آمد ، هشت است

ساعت رفتن من نیز به مشهد ، هشت است

همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد

آنکه امروز نشسته است به مسند هشت است

بین ما مردم ایران نود و نه درصد

عدد  حاجتمان "پنج" نباشد، هشت است

کربلایی ست دلم در وسط مشهد تو

کسر بر "نُه" شود هفتاد و دو درصد ، هشت است

علی و فاطمه را هشت عدد حرف بس است

حاصل ضرب دو تا اسم محمد ، هشت است

عدد چهار همان پرچم سبز حرمت

یازده شکل دو گلدسته، و گنبد هشت است

هفتِ بی تاب ترینت لب پایین من است

گر برویش لب بالایی مرقد ، هشت است

هشتمین بیت رسیده است که تاکید کنم

بهترین ساعت پرواز به مشهد، هشت است

(مهدی رحیمی)


دلنوشت : بنایم چنین بوده است که هرچند وقت یکبار عزیزان را چند خطی ازین دست مهمان کنم. شاید هم یک حرکت کاملا شخصی باشد! در هر حال خالی از لطف نیست گاهی به آسمان نگاه کردن...، برای دوست داشتنی ترین حرم دنیا و مهربان ترین امام (ع) ... برای لحظه ی پیدا کردن یک گوشه دنج صحن گوهرشاد و لذت بردن از آرامش معنوی بی نظیرش. برای "باب الجواد" و برای همه خاطره هایی که از بچگی با این صحن و سرا داریم . برای خود خودت ای ماه خراسانی ...

عکس از : مهدی طاهری

محضر مبارک اباالحسن حضرت امام رئوف(ع) به یاد همه ی دوستان خواهم بود .

..........
بعد نوشت : در صورت حمله نظامی به سوریه، غرب وارد بازی خطرناکی خواهد شد. آنگونه که وزیر امور خارجه مان گفته اند آمریکا اگر تدبیر داشته باشد حمله نخواهد کرد و ایران به غرب در مورد خط قرمز هشدار می دهد. سوریه خط اول و قرمز و مهم محور مقاومت منطقه است. نتایج این حماقت برای غرب جبران ناپذیر خواهد بود... 


 والسلام