تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب آبان 1392

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

یکشنبه 26 آبان 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب نظرات

زیبای بی رحم من...

کلمات کلیدی : پاییز , دلتنگی , دلنوشت , زیبایی , برگ های خونین , پادشاه فصل ها , دلبری ,


بسم الله

با همه زیبایی و شکوه و رنگ و جلال و دلربایی ات، هیچوقت برایم عزیز نبودی... تو برای من فصل خاطراتی هستی که هیچ رغبتی به یادآوری شان ندارم اما تو گویا سر جنگ داری با دل من. با هر رقص هزاررنگ یک پیر چنار، چنان دلبری می کنی که بید بهار جوان خیره می ماند... و این قدرت جادوی توست، و تو احترام سن و سال را هم نگه نمی داری

برایت متاسفم! چه راحت خاطره می سازی و چقدر راحت سال بعد یا بعدش همان خاطرات بارانی زیبای دلربا را به سخره می گیری! تو بدون رگبارهای ناگهانی و رنگین کمان های دیدنی و شبنم های لطیف روی برگ ها هم زیبایی، دیگر چه اصراری داری که با همه اینها به جنگ یک دل بیایی؟ فتنه بسازی و برقصانی و بسوزانی و بروی... 

چگونه می توانی اینقدر رنگارنگ باشی ؟ هرکدامش برای بر باد رفتن عقل و هوش کافی است دیگر چه احتیاجی که با  همه رنگت دلبری کنی؟ دیدگان دلم چگونه برگهای خونین تو را کنار سبزی درخشنده برگهای دیگر تحمل کند؟ 

خشونت و لطافت با هم در تو جمع است و زیبایی خیره کننده ات معجزه ای برای آنکه باورت کنند. این تضاد هاست که تو را جذاب کرده است، تو بی نهایت زیبایی اما به این زیبایی اعتباری نیست... چقدر خوب که "زیبا" و "بی وفا" هم قافیه اند... 

آنکه تو را بشناسد دیگر می داند که در کنارت آرامش نخواهد داشت، چون ماندنی نیستی... خواهی رفت و بعد از تو خاطرات بارانی ات برایم به یادگار خواهد ماند...

نام فصل قبلی ات بد در رفته ست، وگرنه تو از همه بی رحم تری! به زیبایی ات خیره می شوم و منتظر زمستان می مانم. همان فصل سردی که تنها همدم دلم خواهد بود بعد از تو... 

 والسلام


ببینید : پیام فرزند انقلاب، دکتر محمدجواد ظریف پیش از مذاکرات هسته ای ژنو :


خداقوت و ممنون آقای دکتر ! 

برای تیم مذاکره کننده آرزوی موفقیت داریم و دعا می کنیم بچه های انقلاب مان را، اِن شاالله با دست پر بازگردند.

سفرتان بخیر



چهارشنبه 22 آبان 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب نظرات

ماه بنی عشق ... ای جانم



بسم الله 


تقدیم به علمدار باوفای حسین، سقای ادب، ماه بنی عشق، حضرت اباالفضل العبــــــــــــــــــّـــــاس (ع) :




التماس دعا

والسلام


شنبه 18 آبان 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب اشک

به همه عالم بگویید...

کلمات کلیدی : تشنگی , دل سیدالشهدا , رباب... , طفل شیرخواره , الا یا اهل العالم , حضرت علی اصغر , کنگره جهانی ,


بسم الله

عبا را رویش کشید، از زیر باران نگاه رباب (س) عبور کرد و از خیمه بیرون زد. خورشید با همه توان آتش روی تن کربلا می ریخت. ذوالجناح آرام آرام روبروی لشگر قرار گرفت، خیلی هوای سوارش را داشت چون اینبار امانتی از رباب را در دامن حمل می کرد... 
روبروی لشگر کوفه قرار گرفت، خیلی ها متوجه حضور چیزی زیر عبای حسین (ع) شدند. گفتند شاید قرآن است، آمده است تا آنها را به قرآن قسم دهد تا خونش بگذرند.
نگاه حسین (ع) تمامی لشگر را از راست به چپ طی کرد و رسید به صورت رنگ پریده ی پسر کوچکش. بغض، راه گلوی مهربانترین پدر عالم را می فشرد. علی اصغرش هنوز زیر عبایش بیهوش بود. نگاهش را از صورت مثل ماه علی به سوی آسمان کشید، یاد ماه بنی هاشم افتاد... آه اگر عبّاس بود دیگر چه احتیاجی به اینکه حسین (ع) روبروی بدترین موجودات خداوند قرار بگیرد و برای فرزندش طلب آب کند...؟ کجاست عموی مهربان آب آور علی اصغرش؟
.
.
عبا را کنار زد، تیزی نور آفتاب به صورت بی رنگ علی خورد و بیدارش کرد، زینب دستان رباب را محکم میان دستانش گرفته بود و به میدان خیره شده بود.
حسین (ع) بغض گلویش را فرو خورد و به نام پروردگار کربلا، فرزند را روی دستش گرفت، چنان که صورت علی روبروی لشگر یزید باشد. 

حسین سخن آغاز کرد:

"ای مردم ! شما یاران و فرزندان و برادرانم را کشتید، از آنها کسی بجز این کودک باقی نمانده است. نگاهش کنید که از شدت عطش و تشنگی دهان خود را مانند ماهی باز و بسته می کند... ای قوم! اگر به من رحم نمی کنید به این کودک رحم کنید...آیا کسی در بین شما هست که از خدا بترسد و به این کودک توجه کند؟"
علی اصغر حسین (ع) دیگر توان گریه کردن و بی تابی نداشت، روی دست پدر منتظر آب بود، لبانش را باز و بسته می کرد. 
همه لشکر مبهوت کودکی تشنه لب بودند که بر فراز دست های حسین بی صدا ناله می کرد، شیطان راه عبور از این مخمصه را برای عمرسعد باز کرد، حرمله با مشایعت شیطان، لشکر را آرام شکافت. مقابل حسین (ع) که رسید پای راستش را جلوتر گذاشت و تیری مهیب از چله کشید، تیری که گویی ترکیب سه تیر معمولی و یک نیزه باشد... تیر را روی کمان نشاند و زه را محکم تا سرشانه اش کشید. نفس را در سینه حبس کرد و ... 
تیر با نهایت قدرت از چله کمان رها شد، سینه ی فرشتگان را شکافت و به گلوی علی نشست...

همه ذرات عالم از حرکت ایستادند، قلب رباب، موج فرات، دست و پای کوچک علی، گهواره اش.
 فقط خدا بود و حسین ... و خونی که به آسمان می رفت...
خداوند روی قلب پدر دست گذاشت و آنرا آرام کرد. حسین به آغوش خداوند پناه برد وگرنه مگر این مصیبت قابل تحمل است؟ تیر سه سر کجا و کودک شیرخوار کجا؟ آن هم در اوج تشنگی کودک؟ هیچکس فکرش را هم نمی کرد که اینگونه جواب طلب آب پدر را بدهند...
کسی فکر نمی کرد این قوم اینقدر نامرد باشند...

و حالا حسینِ شکسته ی بالین علی اکبر، حسین خمیده ی کنار عبّاس، حسین تنها مانده در این دشت بلا، باید  در صورت مادر علی اصغر(ع) نگاه کند...

عبا را روی پسر کشید و آرام رفت تا زیر باران چشمهای رباب ...
............................................

آه نوشت : "لیتکم فی یوم عاشورا جمیعا تنظرونی... کیف استسقی لطفلی فابوا ان یرحمونی..."

ماجرای علی اصغر حسین را به همه عالم بگویید... دلی نیست که این ماجرا را بشنود و نسوزد. به همه عالم بگویید که علی رباب را روی دستان پدرش کشتند، بگویید که جرم این  کودک فقط تشنگی بود. همه دنیا مجلس روضه ی شش ماهه ی سیدالشهداست.
به همه عالم بگویید!

الا یا اهل العالم...


والسلام

ببینید:
فطرســ والپـــیپــر در این ایام، با پوستر های ویژه، بروز است.


دوشنبه 13 آبان 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب لبیک یاحسین

ما و ذلت؟؟؟ هرگز!

کلمات کلیدی : هیهات من الذلة , لبیک یا حسین , 13 آبان , لاتظلمون و لاتُظلمون , استکبار , حامد زمانی , مرگ بر آمریکا ,


بسم الله

"به درستی كه من مرگ را بجز سعادت نمی دانم و زندگی با ستمكاران را جز محنت و رنج و ملامت و ذلت نمی بینم"

این جمله را حسین بن علی (ع) وقتی در کربلا مستقر شد فرمود. همین یک خط همه قصه کربلا را همان ابتدا معلوم می کند. پسر فاطمه(س)، دنیا را با ظالم تحمل نمی کند تا حدی که حاضر است میان شمشیر ها با لب تشنه به شهادت برسد اما در این دنیا همراه ظلم و ظالمان نباشد.

کربلا سال شصت و یک هجری قمری تمام نشد. کربلا قله ی مبارزه ی حق علیه باطل شد. شد معیاری ابدی برای سنجش اینکه هرکسی در هر دوره تاریخی کدام مسیر را انتخاب می کند. کربلا میان حق و باطل راه رفتن ندارد. کربلا سازش ندارد. کربلا امان نامه ندارد. یا باید مقابل حسین باشی یا در کنارش. در کنار حسین بودن اما تشنگی دارد، شهادت عزیزانت را دارد، غربت و تنهایی میان ظالمان را دارد. کربلا خون می خواهد، رشادت جنگیدن میان دریای شمشیر می خواهد، صبر می خواهد، اطاعت می خواهد، جگر می خواهد.

.......................

اسلام حسینی، اسلام جهاد و موضع گیری صریح علیه ظلم است. اسلام تلاش برای ساختن دنیای بهتر بدون ظلم است. در این مسیر، برخورد با آنکه از طرف مقابل مواجه می شود ناگزیر است، مگر اینکه طبق قاعده ی "با آنها باشیم، در امان باشیم" رفتارکنیم.

انقلاب اسلامی ایران با الگوی قیام حسینی به پا خواسته و راه سومی را برای حیات برگزیده است یعنی اینکه نه ظلم کنیم نه ظلم بپذیریم  و سپس بر این اساس دشمنی ها ودوستی های جهانی اش را چیده است. هدف جمهوری اسلامی یعنی زمینه چینی برای برقراری حکومت حق و عدالت اینگونه اقتضا می کند که علیه کشور هایی که دارای خود برتربینی و نقض حقوق انسان ها و جنگ طلبی مفرط هستند صراحتا موضع گیری کند.  مثال عینی و واضح این دشمنی در دولت ایالات متحده آمریکا مشاهده می شود. کشوری جنگ طلب، دارای بمب اتمی، ناقض حقوق بشر، با سابقه ی کشتار های عجیب انسانی... به طور قطع نماد ظلم و ستم.

ملت سالهای سال است که با بالاترین شعور سیاسی، بهترین شعار حماسی قرن را سر داده اند: "مرگ بر آمریکا"

چقدر واقعا ساده هستند آنهایی که خیال می کنند “مرگ بر آمریکا” یعنی ما خواستار جنگ ایم و کلا افراطی زاده شدیم و چماق بدست های ضد دیپلماسی هستیم و ازین صحبتها !
چقدر ساده هستند آنهایی که خیال می کنند “مرگ بر آمریکا” یعنی اینکه ما با یک کشوری خصومت داریم و چون منطق نداریم، داریم می گوییم الهی بمیرد آن کشوری که با ما خوب نیست!!

چقدر غافل هستند آنهایی که خیال می کنند “مرگ بر آمریکا” دعوای سیاسی است!

مرگ بر آمریکا” ربطی به دولت ایران و آمریکا - در هر زمانی - ندارد.
مرگ بر آمریکا” ماجرای رسول الله است و کفار مکه ست

مرگ بر آمریکا” روایت علی (ع) و معاویه ست

مرگ بر امریکا” ترجمه ی قیام حسین بن علی(ع) علیه ظلم به زبان امروز است

تا ظلم هست “مرگ بر آمریکا” هست. تا کفر هست “مرگ بر آمریکا” هست.

آمریکا یک کشور نیست. یک فرهنگ است؛ یک نماد است. نماد ظلم و جنگ و کفر، نماد وحشی گری بین المللی و  نماد جنایت. آرزو برای مرگ آمریکا، شعار نیست!  شعور است. صلح طلبی مطلق است.

موضع گیری علیه دولتی است که سابقه کشتار میلیون ها انسان را دارد، سابقه استفاده از سلاح اتمی را دارد، سابقه بهم زدن آرامش هزاران هزار خانواده را دارد. این است آن دولتی که ما آرزوی نابودی اش را داریم. دولتی که با وجود سابقه سیاهش هنوز خود را متولی صلح جهانی می داند و برای مساله هسته ای ایران ابراز نگرانی می کند!

امروز نمی توان ادعای حسینی بودن کرد و صحنه کربلای زمان خود را نشناخت، دوست را تشخیص نداد و دشمن را ندید. فایده ای ندارد برای مظلومیت حسین (ع) اشک ریختن بدون اینکه ازین اشک برای آماده ساختن دنیا جهت ظهور فرزند نهم حسین(ع) استفاده نکرد. انتظار به معنای مبارزه است، حسین بن علی (ع) خورشید درخشنده مبارزه علیه ظلم است و تا این خورشید می درخشد جایی برای خفاش صفتان نیست. مسیر روشن است، ظالم هم معین. ظالمی که در سال 2014 میلادی هم تا به زنجیر کشیدن کودکان و کشتار بی گناهان و تعرض به نوامیس پیش می رود ...

ما عزاداران حسین شهید (ع) دنیا را با ظلم تحمل نخواهیم کرد... ذلت از حسینیان به دور است.

عاشورا هرگز تکرار نخواهد شد؛ و برای عاشورا پایانی نیست...


لبــــیــــک یــــــــــــــــــا حـــــســـــــیـــــن

.............................

در ادامه : پست محرم وبلاگ، امسال طبق سالهای گذشته نبود. همزمانی شب اول محرم حضرت سیدالشهدا (ع) با سیزدهم آبان و شرایط سیاسی روز اقتضا کرد تا اینگونه بنگاریم برای شب اول عشق... فراموش نخواهیم کرد که حرکت امام حسین (ع) یک حرکت کاملا سیاسی و الهی است.

........................................................................

مرگ بر تازیانه ها

تازیانه های بی امان

به گرده های بی گناه بردگان

مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی

در یکی دو ثانیه

با سقوط علم از آسمان

مرگ بر کشتن جوانه ها

مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها

مرگ بر فصاحت دروغ

مرگ بر بوق های بوق

مرگ بر سیم های خاردار و کشتزار های مین

مرگ بر گور های دسته جمعی و بند های انفرادی زمین

مرگ بر بریدن نفس

مرگ بر قفس

مرگ بر شکوه خار و خس

مرگ بر هوس

مرگ بر حقوق بی بشر

مرگ بر تبر

مرگ بر شراره های شر

مرگ بر سفارت شنود

مرگ بر کودتای دود

زنده باد زندگی عود

زنده باد زندگی من ، تو ، ما

یک کلام ، مرگ بر آمریکا

مرگ بر بریدن نفس

مرگ بر قفس

مرگ بر شکوه خار و خس

مرگ بر هوس

مرگ بر حقوق بی بشر

مرگ بر تبر

مرگ بر شراره های شر

مرگ بر آمریکا

مرگ بر ابولهب

مرگ بر یزید و ابن سعد

مرگ بر زاده ی زیاد

بگو بلند بشمار

مرگ بر قطعنامه های بستن فرات

مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب

مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا

مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا

یک کلام مرگ بر آمریکا

بشنوید با صدای حامد زمانی

................................................


در همین رابطه از همین وب بخوانید:








والسلام




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]