تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب فروردین 1393

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

جمعه 29 فروردین 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب تبریک

تا همیشه کوثر تا همیشه مادر...

کلمات کلیدی : روز مادر مبارک! , میلاد حضرت فاطمه مبارک! , ایام تون شاد , زن , روز زن , رهبر انقلاب و روز زن , کوثر پیامبر ,


بسم الله 

انا اعطیناک الکوثر ...

دل پیامبر را می لرزانند. او پسری ندارد. در هر گذری که رد میشود او را بدون نسل خطاب میکنند. پیامبر خدا دلش گرفته است ... میان همه تنهایی ها ای کاش فرزندی داشت... از کوچه ها می گذرد و زخم زبان ها بر جانش می نشیند. 

انا اعطیناک الکوثر ...
خدیجه باردار است، پیامبر باید از همسر و فرزندش دور شود، او هم مورد امتحانی قرار می گیرد که قبلا از جد اش حضرت ابراهیم گرفته شده است، فرمان پروردگار می رسد او باید برود. محمد (ص) امر رب را اطاعت می کند و همسر باردارش را میان زنهای کینه جوی مکی تنها می گذارد... خداوند همانا بهترین حافظان است.


انا اعطیناک الکوثر ...
پارچه را از روی صورت فرزند کنار می زند. بوی بهشت همه خانه را پر میکند. بهانه خلقت به صورت پیامبر نگاه می کند. او همان دختری است که خداوند وعده ی آنرا به پیامبر داده بوده است. حال و هوای خانه ی ساده محمد (ص) عجیب است، بهترین زنان این عالم تا چند لحظه پیش اینجا بودند، انگار هر لحظه هزار فرشته می آیند و می روند انگار به قدم دختر پیامبر همه عرش را آذین بسته اند. آیه ها به قلب پیامبر فرود می آیند :

انا اعطیناک الکوثر ...
تقدیر الهی اینگونه رقم خورده است که پیامبر دختری داشته باشد بهتر از هرچه در این آسمان ها و زمین است. ادامه نسل نبی باید از صلب ولی باشد و مادر سادات، دختر پیامبر همان کوثر وعده داده شده به همراه علی(ع) پاکترین و بهترین خانواده و نسل تاریخ را رقم بزنند. وقتی که خداوند به محمد (ص) کوثر عطا می کند یعنی کثرت خوبی ها را روی دامنش می ریزد.

انا اعطیناک الکوثر ...
گوشه گوشه ی این عالم هرجایی که نام دختر پیامبر می آید، خوبی ها سرازیر می شود، درهای رحمت باز می شود و خداوند لبخند می زند، این درخشندگی تا ابد ادامه خواهد داشت و کسی نمی تواند مقابل این نور عظیم پروردگار بایستد. حالا اجر نبی بابت همان زخم ها، نسل از فرزندان رشید است که آنها را "یابن رسول الله" صدا می زنند. حساس ترین خطه ی جهان امروز در دست فرزندان فاطمه (س) و آنها هستند که دشمنان پیامبر را سرکوب و دوستان علی را محبوب می کنند. فرزندان رشید فاطمه (س) از سلسله سادات حیدری اند. 
آری کوثر خدا چنان کرد که نسل پیامبر تا قیامت بر تارک تاریک جهان خواهد درخشید.
محمد زیر لب زمزمه می کند:
انا اعطیناک الکوثر ...

والسلام

بعد نوشت : اولا این ایام و روز مادر را بر همه مادران گرامی تبریک می گویم :) ... دوما روز زن را به همه بانوان گرامی سرزمینم تبریک عرض میکنم.
.............................................................


بازخوانی: یك مطلب اساسى، در مورد نگاه اسلام به جنس زن است. این نگاه، درست نقطه‌ى مقابل نگاهى است كه فرهنگ غربى به جنس زن دارد. نگاه فرهنگ غربى به زن یك نگاه اهانت‌آمیز است. اسم آن را آزادى میگذارند، لكن در حقیقت آزادى نیست. غربى‌ها در طول دو سه قرن اخیر، بر روى همه‌ى جنایات خود نامهاى زیبا گذاشتند. نام آزادى بر آنچه كه جهتگیرى فرهنگ غربى نسبت به زنان است، یك نام دروغین است؛ این، آزادى نیست. اساس فرهنگ غرب این است كه زن را به عنوان یك كالا، به عنوان یك وسیله‌ى تمتع براى مرد در جامعه عرضه بكند. تشویق و تحریص بر عریان‌گرائى به این جهت است. در غرب، زن‌آزارى در طول صد سال و دویست سال گذشته افزایش پیدا كرده است، كاهش پیدا نكرده است. آزادى جنسى و بى بند و بارى جنسى در غرب موجب نشده است كه دیگ شهوتِ بشرى كه غریزى و طبیعى است، از جوشش بیفتد. قبلا این جور تبلیغ میكردند، میگفتند بگذارید زن و مرد در جامعه روابط آزاد داشته باشند تا حرص شهوت جنسى كم بشود؛ عملاً معلوم شد كه قضیه بعكس است. هر چه آزادى روابط زن و مرد در جامعه بیشتر بشود، با وضعى كه به وجود آوردند، حرص شهوانى بشر بیشتر میشود. 



جمعه 22 فروردین 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب عاشقانه ها

یک عاشقانه ساده




 

بسم الله


ساقیِ چشمان تو با حافظِ دلم تبانی کرده است علیه لشگر غم... 

که میخواهد خون عاشق را بریزد نمی داند‌ که خون عاشق به دل ریخته شده است مدتها پیش و هرجای تنش را نیشتر کینه بزند جز عطر گل بیرون نمی زند... خونها ریخته ست به رنگین دل لاله... همه ی ساقی هایی که از ساق سیمین شان قصیده ها سروده اند در برابر حماسه ی نگاهت چه دارند که بگویند؟!

 

 فردوسی ندید فردوس نگاهت را وگرنه حالا روی پرده روحوضی خوانها نقش تو بود... تو اما... گریبانت را مواظب باش! نکند عطرش در هوای شهر بپیچد؟ نه این شهر که هفت شهر را هم بگردند در هیچ عطاری عطر گریبانت را نخواهند یافت.. 

 

شهریار دلم! چشمانت را ببند ... بگذار از فراق نگاهت اشک به چشم و دست به قلم شوند. بگذار مرثیه ی لاله ی تبریزی لالایی لبان مادران شود... تو باشی و همه عالم سراغم را نگیرند غمی نیست! تو باشی و هیچکس اصلا نپرسد چگونه ام باکی نیست! 

تو باشی و هیچکس نباشد هراسی نیست!

 یک طرف من و تو و طرف دیگر همه ی معشوق هایی که میان زندان خطوط دیوان ها، دلبری کردند! دلم برایشان می سوزد... ! دل می بَرَد ... دل می بَرَد چشمانت.. اصلا در هر چشمت نوشته اند "بُرد" ... در این بازی برد-برد بیچاره دلم....

 

والسلام

 

 



چهارشنبه 13 فروردین 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب فاطمیون

یک ماجرای تکراری ...

کلمات کلیدی : یک ماجرای تکراری , شیعه آرامش ندارد , فرق مدینه تا تهران , مدینه النبی , مردم نامرد زمان علی (ع) , ولایت را محکم گرفته ایم , لبیک یا امام ,


بسم الله 

عده زیادی در خیابان متنهی به بیت رهبر انقلاب مشغول رفتن به سمت حسینیه امام بودند، مراسم نزدیک بود که آغاز شود. خانمها تقریبا از سمت چپ و آقایان سمت راست حرکت می کردند. هوای نسبتا خوب و غروب زیبای خورشید خیابان را دیدنی کرده بود. مشغول صحبت با یکی از دوستانم بودم ک سمت چپم خانمی هنگام عبور از روی جوی آب، نتوانست تعادلش را حفظ کند و زمین خورد...
دستانش را میان خودش و زمین حائل کرد اما زمین خورد...
باد چند ثانیه ای میان چادر و خودش انداخت.
چادرش خاکی شد...
صدای ضعیفی از سوی زن شنیده شد...
چند خانم به سرعت سویش دویدند برای کمک...
خیلی از مرد ها رویشان را سریع برگرداندند تا میادا خانمی که روی زمین افتاده ست بابت نگاهشان اذیت شود...
اینجا تهران. سال ۹۱ شمسی نزدیک خانه ی سید علی خامنه ای.
شب شهادت حضرت فاطمه (س) ... 
..................

بانویی زمین میخورد همه ی کوچه ایستاده اند به تماشا... 
مردی رو بر نمی گرداند. هیچ زنی برای کمک نمی دود...
نه با زمین خوردن این بانو کسی از جایش تکان میخورد نه حتا از ضربه های پی در پی بر تن مجروحش دل کسی میسوزد... 
این بانو سید نیست! سرسلسله سادات است. چقدر علی صبر دارد...
اینجا تهران نیست، مدینه النبی ست و این زن فقط یک خانم محترمه نیست او فرزند کسی است که شهر مدینه به نام او مزین ست... 
این ماجرا هزار سال بعد از پیامبر نیست! چندین روز بعد از پیامبر ست...

سرم را برمیگردانم، خانم زمین خورده ایستاده است با چادری که محکم در دست گرفته است و یکی دو نفری دارند خاکهایش را می تکانند... نه فرزندی کنارش هست نه مجروحیتی دارد...
بغض گلو را می فشارد. چند دقیقه دیگر روضه ی "خانه ی علی" شروع میشود... 
...............................................................................................................

بعدنوشت :  اینجا فدک شماست بانو، ذره ذره ی این خاک متعلق به شماست... اینجا کسی حق جسارت به آستانتان را ندارد.

گوشوارت وسط کوچه نخواهد افتاد...
تا به نام شهدا هست همه معبر ها...



.................
بازخوانی :

سنت لایتغیر الهى نگذاشت، كه زهراى مرضیه، در پشت حجاب غلیظ اوهام پنهان بماند، و آن ستاره درخشان خونین، درگذشت زمان به خورشیدى تابان بدل شد. و امروز نام او و یاد مظلومیت او، از همه‌ى حصارهاى كتمان، عبور كرده است، و به اعتماد دلها و جانها رسیده است. و این درخشندگى و فزایندگى، ادامه خواهد داشت: انا اعطیناك الكوثر...                                        1377/07/02 



...............................................................................................................



والسلام



دوشنبه 4 فروردین 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب ما آماده ایم!

سال اقتصاد و فرهنگ

کلمات کلیدی : سال اقتصاد و فرهنگ , حضرت ماه , یک رهبر داریم قدر دنیا دوستش داریم , امسال با همه توان خواهیم کوشید , سال سخت و شیرین , سال بهبود هوای فرهنگ , سال ما ,


بسم الله 

سلام بر شما
سالتان پر از خوشی و سلامتی و شادکامی !
تیتر این مطلب را بی هیچ درنگی نوشتم! امسال همه وظایف معلوم است. با توجه به نام گذاری امسال توسط حضرت ماه لازم دیدم که سه خطاب کوتاه داشته باشم به دو گروه و یک نفر :

صمیمانه با همه ی دوستان و هم سالان متعهد به فرهنگم: 
آنچه امسال لازم است فعالیت چند برابری همه ی ماست. سال قبل سال حماسه ها بود و ما حماسه اول را ساختیم دومی اش گردن آنهایی بود که آنرا خیلی بی سروصدا پیچاندند!! بماند!
 امسال یک ذره تفاوت دارد آنچه بر گردن ماست... با شمایی هستم که دلت برای هوای فرهنگ می تپد... شمایی که آلودگی این هوا نگرانت میکند شمایی که دوست داری مردمت در هوای پاک تنفس کنند... 
شمایی که قلم بدست گرفتی با همه ی حرفها و انگ ها و دشنام هایی که شنیدی ماندی و نوشتی شمایی که هنرت را در مسیر انقلاب به خرج دادی و ایستادی شمایی که حتی یک نشریه در دانشگاهت راه انداختی و پایش ماندی، شمایی که همه ی ناامیدی ها به سمتت هجوم آوردند اما ذره ای از کاری که میکنی عقب نشستی، شمایی که در شبکه های اجتماعی از آسمان می نویسی، شمایی که وقتی خواستی کاری برای فرهنگ این مملکت کنی نه تنها مسئولان حمایتت نکردند بلکه پیش پایت سنگ انداختند و آزارت دادند اما تو ایستادی، می دانی؟ امسال کار خیلی مهم تر است، امسال باید همه ی همت را بگذاریم برای سالم تر شدن هوای تنفسی مردم... برای فرهنگ... امسال نیمی از فعالیت فرهنگی ایران بر دوش ماست...
چشمان ماه نظاره گر ستارگان ارزشمند آسمان فرهنگ انقلاب است.

صریح با مسئولین امر:
امسال حواستان را جمع کنید! با احترام به محضرتان عرض میکنم فرزندان جوانتان امسال به دقت رفتارتان را زیر نظر خواهند داشت و از کمترین حرکت اشتباه تان نخواهند گذشت... صریح و بی پرده نقوص فرهنگی کشور را گوشزد خواهیم کرد به امید بهبود وضع... هنرمندان متعهد، علما و روحانیون و اساتید دانشگاه به همراه جوانان انقلابی امسال به دقت شرایط فرهنگی را زیر نظر خواهند گرفت. انتقاد سازنده امسال چندین برابر خواهد بود اگر خطاها تکرار شوند... یقین کنید که این انتقاد ها به نفع کشور خواهد بود و شما ((باید)) در رفع ضعف ها بکوشید .


عاشقانه با رهبرم:
تخت باشد خیالتان آقا! هم سخنرانی در دیدار شورای عالی انقلاب فرهنگی را شنیدیم هم دیدار خبرگان حواسمان به نگرانی تان بود هم پیام نوروز و سخنرانی حرم امام مهربان را نوش گوش کردیم... خوب متوجهیم که بخش مهمی از فعالیت امسال ملی است و آن ملی بودن هم بخش مهمی اش برمی گردد به جوانانی که به صورت خودجوش کار فرهنگی می کنند، خطاب مستقیم کردید آقا! یک سید علی که بیشتر نداریم! چیزی بخواهد و ما دریغ کنیم؟ می کوشیم با همه ی وجود تا لبخند رضایت را گوشه لبتان ببینیم...

والسلام

بعد نوشت اول : با توجه به شرایط خاص امسال، این وبلاگ با همه توان خود در عرصه های جدید مجازی خواهد کوشید...از همه دوستانم می خواهم که ارتباط خود را با یکدیگر قوی کنند.

بعدنوشت دوم : سال همه تان خوش و پر از لحظه های دوست داشتنی و پر از سلامتی و تندرستی و خوشبختی :)

...............................................
تسلیت نوشت : علی جان! دلم را سوزاندی با رفتنت... در این شهر مردانی مثل تو کم اند، و آخر و عاقبت تو باید شهادت می شد.. خوش بحالت... شفیع ما باش...