تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب اردیبهشت 1393

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

سه شنبه 30 اردیبهشت 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

امسال حواسمان را جمع کنیم

کلمات کلیدی : گل به خودی , رفتار های نسنجیده , امسال حواسمان را جمع کنیم , تجمع عفاف و حجاب , آن رفتار ها این برخورد ها را هم دارد , سال فرهنگ بکوشیم برای اصلاح فرهنگ , رهبر انقلاب ,


بسم الله 

همین کافیست؟؟؟

آیا همین کافیست ...؟


قانونی است ! غیرقانونی است! قانونی است؟ غیرقانونی است! نه قانونی است! خیر غیرقانونیست...
چندین بار همین جملات در خبرگزاری های مختلف تکرار می شود برای تجمعی که نام آنرا گذاشته اند تجمع اعتراض به وضع حجاب و عفاف.
تجمعی که پشت سرش معلوم نیست چه کسانی هستند و به چه هدفی در تبلیغاتشان گفته اند که یک سال گرفتن مجوز طول کشیده است!
روز تجمع فرا می رسد و تعداد زیادی از آقایان و خانمها در مرکز شهر تهران جمع می شوند و علیه بدحجابی شعار می دهند و می روند. آنچه من را بر آن داشت که قلم بردارم و سراغ این موضوع بروم سوالاتی بود که چند روزی است ذهنم را کاملا درگیر کرده است. لازم دیدم بیایم و بنویسم و بگویم آنچه را که فکر میکنم درست است ... سوالاتم را لیست کرده ام :

یک : دوست دارم بپرسم که آیا بدحجابی یک پدیده خلق الساعة است؟ یعنی همین یک ماه پیش ناگهان دختران شهر من بدحجاب شده اند و آرایش غلیظ می کنند و بیرون می روند؟ این پدیده چند وقت است که در جامعه ما شیوع پیدا کرده است؟ اگر بدحجابی یک پدیده نوظهور و تازه است می توان این تجمع را یک جوری توجیه کرد لکن اگر نیست پس رفتاری انفجاری مثل تظاهرات دقیقا چه معنایی در مقابله با این پدیده می دهد؟

دو : آنچه نام آنرا امر به معروف و نهی از منکر می گذاریم و می توان به این بهانه جمعیت را به سطح خیابان کشید دقیقا چیست؟ خیلی دوست دارم بدانم که این مساله بدحجابی را دوستانی که در آن تجمع حضور داشته اند چگونه می بینند ؟ و روش برخورد با آن را چرا در شعار های خیابانی می دانند؟ 

سه : با عرض احترام فراوان نسبت به خواهران گرامی ام و همه بانوانی که آنجا حضور داشته اند دوست دارم بپرسم که آیا شده است یکبار با همان حجاب برتری که خودشان دارند و با همان وقار و متانت سراغ یک دختر به اصطلاح بدحجاب بروند و از او بپرسند که دلیل این نوع آرایش سر و پوشش اش چیست؟ چند نفر از خانمهای چادری گرانقدر جامعه ما روش برخورد با این خانمهای بدحجاب را می دانند؟ 

چهار : در این برهه حساس سال فرهنگ و همزمان با فشار تبلیغاتی مسمومی که دارد هوای تنفسی جامعه را به بدترین و خطرناکترین شکل ممکن آلوده می کند چرا باید به وضع بدحجابی آن هم به این شکل اعتراض کرد؟ 

.........................

چند روز پس از این تجمع در فیس بوک صفحه ای به نام "آزادی های یواشکی زنان" راه اندازی شد که این هدف را دنبال می کرد : هرکسی از خانمهای ایرانی می تواند در محل های عمومی حجاب از سر بردارد و عکس بگیرد و برای این صفحه ارسال کند !
مدت کوتاهی گذشت که تعداد قابل توجهی عکس ارسال شد. 
نوع عکس العمل ها را مقایسه کنید؟ فکرش را بکنید اگر خانمهای بدحجاب هم یک تظاهرات در سطح شهر راه می انداختند چه می شد! اما این کار را نکردند، آنجه ما به آن برنامه ریزی حساب شده می گوییم همین کاری بود که انجام شد یعنی یک حرکت ابتکاری در مقابل یک حرکت انفجاری.
اما قصه به این جا ختم نشد، باز در مقابل این عکس العمل مجددا شاهد موضع گیری های عجولانه و اظهار نظر های دم دستی از سمت قشر معترض به وضع حجاب بودیم در مقابل وقتی این رفتارها زیاد شد، شدت وخامت تصاویر ارسالی نیز بدتر شد. جای توضیح دادن تصاویری که دیده ام نیست لکن ای کاش بدانیم که وقتی برنامه ای چیده می شود گاهی یک رفتار به ظاهر زیبا می شود بازی کردن در زمین دشمن. اینجاست که برنامه ریزان می توانند از این غفلت نهایت سوءاستفاده را ببرند و چهار نعل علیه همه چیز بتازند!
تصویر صفحه اول سایت یاهو از صفحه آزادی زنان در ایران
صفحه اول سایت یاهو و خبر آزادی یواشکی در ایران

مخاطبان صحبتم چون غالبا اهل این صحبت ها هستند برایشان عرض می کنم که ای کاش در رفتار رهبر انقلاب در قبال حجاب توجه می کردند، کجای این سالها رهبری ایشان چنین برخورد یا چنین موضع گیری های نسنجیده ای دیده می شود؟ آیا فراموش کرده ایم سخنرانی ایشان در خراسان را؟ که از خانم بدحجابی حرف زدند و بعد از آن هم از مقوله امر به معروف صحبت کردند؟
این موضع گیری های چند وقت اخیر از قشر متعهد چقدر به آن آرمان دوست داشتنی نردیک است؟
در سال فرهنگ یقین کنیم که این مسائل در راس نیستند، این زمانی که خیلی از دوست مان دارند صرف مبارزه علیه سایه می کنند فرصت خورشید را از ما می گیرد. هوای فرهنگ هوای تقریبا مسمومی است .
ای کاش بدانیم که وقتی در سطح شهر در مقابل چشمان یک خانم بدحجاب شعار "مرگ بر بدحجاب" سر بدهیم یعنی خودمان داریم فاتحه جامعه خودمان را می خوانیم. 

امسال حواسمان را بیشتر جمع کنیم
امسال حواسمان را بیشتر جمع کنیم...

ای کاش بدانند دوستانمان که بازی کردن در زمین دشمن چیزی غیر از این رفتارها نیست و بدحجابی یک پدیده یک روزه نیست که یک روزه علیه آن اعتراض کرد و فریاد کشید. بدحجابی یک خلاء فرهنگی است که سالهای سال است دارد ادامه پیدا می کند. 
بدحجابی یک شی نیست که آنرا بشود محکوم کرد، یک فرهنگ است که باید با فرهنگ با آن روبرو شد. 
چرا بجای تجمع خیابانی یک حرکت مبتکرانه توسط خانمهای با حجاب انجام نشد؟ چرا سعی در مرزبندی بین جامعه می شود؟ چرا به اسم امر به معروف و نهی از منکر زبان تیز و برنده را بر شاهرگ احساسات یک نفر بگذاریم و آنرا فشار دهیم؟
قصد نداشتم خود نیز به این مقوله دامن بزنم لکن وقتی قصه رسانه ای می شود نمی توان ساکت ماند. در این چند روزه آنچه از دیدگان خیلی از ما دارد می گذرد نا آشناست، جدید است، این یعنی اینکه باید بیشتر حواسمان را جمع کنیم، در مقابل این سنگربندی علنی در جامعه باید موضع گرفت.
زبان مقابل با این پدیده ها زبان فرهنگ است زبان فرهنگی که ابتکار دارد، زبان فرهنگی که خانمهای جامعه، همان دغدغه مندانی که خیلی هایشان از سر دلسوزی در آن تجمع حاضر شدند می دانند. 
ای کاش بدانیم که اگر امسال به شعار سال توجه کنیم همه این مسائل رفع خواهد شد. 
امسال حواسمان را جمع کنیم.

........................................

بعد نوشت : همه توجه مان را یکبار دیگر جلب کنیم به این سخنان رهبر انقلاب در خراسان شمالی، خواهشا یک بار دیگر ولی با توجه به شرایط امروز و با دقت بخوانید:


برای بار سوم بازخوانی : خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهای فرهنگی - هنری بروید و پذیرای جوانها باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌ای داشته باشد؛ داشته باشد. بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند، خانمهائی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم / آیا تو چنان که مینمائی هستی؟».  ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید. 
حضرت ماه، رهبر معظم انقلاب
۱۳۹۱/۰۷/۱۹


نقص او ظاهری است ... با این نگاه و روحیه برخورد کنید

نقص او ظاهری است... با این نگاه و روحیه برخورد کنید



شنبه 20 اردیبهشت 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب ستاره

سر به مُهر ماه ...

کلمات کلیدی : اعتکاف , یک مراسم آسمانی , هرکه رفت التماس دعا , بهترین روزهای سال , ایام نورانی ماه رجب , رهبر انقلاب , دعا کنید ,


بسم الله 


مولای کعبه که متولد می شود تا سه روز دنیا با همه زیبایی می درخشد، آغاز روزهای نورانی با مهمانی سه روزه خداوند همزمان می شود 
 و تو دعوت شده ای... روح ات زندگی زمینی و خالی از آسمان را دیگر تحمل نمی کند... دلت آسمان می خواهد. 
آمده ای چکار؟ از همه دلبستگی هایت جدا شده ای برای چه کسی؟. کنون که دست ها را به سمت آسمان بلند کرده ای طاق گنبد مسجد شکافته است و نور می بارد به سر میهمانان خداوند.

میهمان خدا! بی تردید زیر باران مهربانی پروردگارت ایستاده ای و اوست که تو را در میان آغوش خویش نوازش می کند... مگر نه این است که خودش فرموده است هر آنکه یک قدم سوی من بیاید ده قدم به سویش خواهم شتافت؟ حالا تو آمده ای، سه روز، در خانه خدا، به عشق خدا، به سمت خدا بشتابی ... 
در هر مناجات سحرهای اعتکاف چه رازی است که دربهای رحمت خداوند را اینگونه می گشاید؟ ..
در اشک های معتکفان چه درّی است که فرشته ها آنرا را از روی صورت مهمانان خداوند بر می دارند و به آسمان می برند؟  در هر قنوت اعتکاف، "ربنا" ی مهمانان سه روز نورانی خداوند جز خود حضرت دوست چیز دیگری طلب نمی کند ... 
درب بهشت باز شده است رو به سوی چهره هایی که خداوند را راغب اند و مگر نه این است که "بابک مفتوح لراغبین" ...؟ 
تسبیح ستارگان در دست داری و سر به مهر ماه می گذاری و خورشید روی سرت سایه انداخته است... 
تو معتکفی

معتکف یعنی محرم، یعنی مهمان خاص، یعنی همانی که سه روز و سه شب در خانه دوست زندگی کند ... 

ای میهمان گرامی خداوند! می دانی؟ هر اعتکافی زنده کردن یاد شیرین ترین خاطره عالم است...

هر اعتکافی اقتدا به همان مولود مبارکی ست که سینه کعبه از شوقش شکافت... همان میهمان محترمی که سه روز معتکف کعبه و محرم حریم حرم خدا بود.. همه چیز از همانجا شروع شد...

از روز سیزدهم ماه پر از نور رجب ...

والسلام
.........................................................

بازخوانی : 
اعتکاف جای عبادت است؛ البتّه عبادت فقط هم نماز خواندن نیست؛ تماسّ خوب با معتکفین، ارتباط دوستانه و برادرانه، فراگیری از آنها، تعلیم‌‌دهی به آنها، معاشرت اسلامی را تجربه کردن و آموختن؛ همه‌‌ی اینها فرصتهایی است که در اعتکاف ممکن است پیش بیاید؛ [برای] این باید برنامه‌‌ریزی بشود. مهم‌‌ترین کار، برنامه‌‌ریزی است. اگر چنانچه برنامه‌‌ریزی نشد و کمک نشدند این جمعِ جوانِ مشتاق و شوریده‌‌ای که برای اعتکاف وارد این مسجد شده‌‌اند، این نیروها هدر خواهد رفت و احیاناً زیان‌‌آفرین خواهد شد. برنامه‌‌ریزی هم باید، هم هوشمندانه باشد، هم با توجّه به معنای اعتکاف باشد. حالا فرض کنیم مثلاً یکی بیاید برنامه‌‌ریزی کند که برای این اعتکاف فیلم نشان بدهیم! خب، فیلم که همه جا آدم میبیند؛ فیلم که احتیاج به روز ایّام‌‌البیض و در مسجد و مانند اینها ندارد. اعتکاف برای نزدیک شدن به خدا است. شما ببینید چه کار میتوانید بکنید که هم دل او به خدا نزدیک بشود، هم مغز و ذهنش به خدا نزدیک بشود؛ که طبعاً وقتی انسان در درون، در دل، در باطن با خدای متعال انس پیدا کرد، در ظاهرِ او هم اثر میگذارد و در ظاهر هم نشان داده میشود. وقتی حالت خشوع به انسان دست داد، خضوع هم به دنبال خشوع می‌‌آید؛ و این آن‌‌وقت در زندگی اثر میگذارد؛ این جوانی که بعد از این سه روز از اعتکاف آمد بیرون، پاکیزه میشود، شستشو میشود و می‌‌آید بیرون؛ طهارتی پیدا میکند معنای او؛ این برایش ذخیره است. 


یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب یا نقی

هادی (ع)



بسم الله 

تقدیم به حضرت امام علی النقی (ع) آنکه غربتش با اهانت توله گرگی به ساحتش شکست... 
امروز اما حرکت جهانی امام هادی (ع) آغاز شده است و نام نقی است که بر تارک جهان می درخشد...

پوستر :
هادی (ع)



بازخوانی : «عزم ملّی و مدیریّت جهادی» در سال ۹۳ بهعنوان شعار مطرح میشود، امّا این چیزی نیست که مربوط به سال ۹۳ باشد؛ این هویّت ما است، این حیثیّت ما است، این آیندهی ما است، این ترسیمکنندهی سرنوشت ما است. اگر عزم ملّی بود، اگر مدیریّت جهادی بود، اقتصاد هم پیشرفت میکند، فرهنگ هم پیشرفت میکند؛ و ملّتی که اقتصاد پیشرفته داشته باشد و فرهنگ پیشرفته داشته باشد، در اوج قرار میگیرد و تحقیر نمیشود. ما را قبل از انقلاب دهها سال تحقیر کردند؛ ملّت ایران با این سابقه، با این تمدّن کهن، با اینهمه میراث فرهنگی عمیق، با اینهمه دانشمند در رشتههای مختلف در طول تاریخ، کارش به جایی رسید که حاکمان این ملّت برای کارهای اساسی کشور باید [کسانی را ] میفرستادند سفارت انگلیس و سفارت آمریکا، از سفیر انگلیس و سفیر آمریکا اجازه میگرفتند؛ تحقیر یک ملّت بیشتر از این؟ آن روزی که در اروپا و غرب از دانش خبری نبود، آن روزی که جهل به معنای واقعی کلمه بر آن کشورها حاکم بود، ایران، فارابیها و ابنسیناها و محمّدبن زکریّای رازیها و شیخ طوسیها و این شخصیّتهای عظیم را به دنیا عرضه کرده است؛ این میراث ما است، این گذشتهی ما است، ما نباید تحقیر میشدیم؛ ما نباید اجازه میدادیم که قدرتهای غارتگر جهانی بیایند اقتصاد ما را در دست بگیرند، نفت ما را ببرند، منابع ما را تصرّف بکنند، از لحاظ سیاسی و اجتماعی هم ملّت ما را تحقیر بکنند؛ امّا این اتّفاق افتاد. اگر ملّت ایران بخواهد جایگاه شایستهی خود را پیدا بکند، این جایگاه تعریفشده است.