تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب مهر 1395

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

سه شنبه 13 مهر 1395
به قلم : ابوالفضل اشناب اشک

حسینی بمان و حسینی بمیر

کلمات کلیدی : روح البقا , ما را هوای سلطنت ملک دیگر است , لبیک یا حسین , گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم , دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم , ابوالفضل اشناب , moharam95 ,


بسم الله



میان کاروان اش همه جور آدمی می بینی
زن و مرد، از نوزاد شیرخواره تا پیرمردی محاسن سفید، مسیحی و مسلمان و غلام و شاهزاده، همه دور حضرت خورشید حلقه زده اند.
او کربلا را انتخاب کرده است تا مسیری جدید در میان راه بشر ایجاد کند،
صاحب آن پرچم سرخ، کاری ندارد که تو در گذشته چه کرده ای و یا به کدام دین و آیینی و چند سال داری، از کوفه آمده ای و یا از حجاز و یا مدائن
او از تو می پرسد برای چه آمده ای؟
اینجا کنار این پرچم سرخ چه میخواهی؟
چه چیز شنیده ای که دلت هوای ما را کرده است؟
.
او به چشمان اشك بارت نگاه میكند و میگوید:
هرچه بودی گذشت
هرچه کردی تمام شد
حالا اینجایی و از تو یک سوال بیشتر نیست...
با همه آن چیزهایی که خودت می دانی و من هم میدانم
حاضرى همراه شوى؟
حسینی شوى ؟




دنیا به نام آل حسین است والسلام