تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب اجتماعی

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

شنبه 2 بهمن 1395
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

پروانه محو کرد در آتش وجود خویش...

کلمات کلیدی : آتش نشان شهید , پایان ماموریت شهادت است , آن چنان سوختم از آتش هجران که مپرس , برنامه تلویزیونی آقای آتش نشان , پلاسکو , میرمحمد حسین رضوی , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله


همه ی اندک خاطره من از آتش نشان ها برمیگرده به برنامه تلویزیونی "آقای آتش نشان". سال قبل همین روزها بود که سری به پایگاه آموزش آتش نشانی واقع در صالح آباد زدم و از نزدیک با بچه های آتش نشانی و مربی هاشون روبرو شدم.
.
مجموعه خاصى بودند.
لباس بچه های آتش نشان نه پیرهن مارک بود و نه عینک و ساعت میلیونی، اما همون لباس های سنگین و ضخیم آتش نشانی بیشتر از هر لباس دیگه ای بهشون جذابیت داده بود.
از تن خیسِ عرق بچه های آتش نشانی، هیچوقت بوی عطر تلخ نمیومد، اما دوده های روی لباس شون شهادت میداد که وقت سختی و خطر، اونایی که مردونه سینه سپر میکنن همینان.
سیکس پک و اندام عضلانى درهم تنیده و نمایشى براشون خنده دار بود، اما بدن های ورزیده و قدرتمندشون می تونست سخت ترین شرایط و موقعیت ها رو تحمل کنه.
قدرت و توانایى و آمادگى همیشگى، مغرورشون نكرده بود و توى اون مدت كوتاه جز احترام و لبخند چیزى ازشون ندیدم.
.
من اون مردهای خندان و شاداب و با روحیه رو به اسم نمیشناختم اما با همین برخورد كوتاه، علاقه ام به مجموعه ى پرافتخارشون خیلى بیشتر شد.
نمیدونم کدومشون توی این فاجعه آسمونی شده، اما حالا که همه داغدارشونیم، خوب یادم هست که میشد حس كرد، احتمالش خیلى زیاده كه خدا از بین این بچه ها، چند نفرى رو براى خودش انتخاب كنه.
از بین جمعى كه عطر بهشت میدادند...

پی نوشت: راستى مجموعه مسابقه آقاى آتش نشان به یاد دلاوران آتش نشانى هرشب ساعت ٢١ از شبكه ٥ سیما پخش خواهد شد.

روح بلند آتش نشانان شهید قرین رحمت الهی باد



والسلام



سه شنبه 18 شهریور 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب نظرات

همان ستون خیمه

کلمات کلیدی : برخیز رهبرم , مردی که همه عمرش را مجاهدت کرده است... , امام امت امت امام , خداروشکر که آقا سلامتند , دست خدایی که بر سر ماست همین رهبر است , فدای یک لحظه زندگی بابرکتش ,


بسم الله


امنیت کلمه است که در نگاه اول یکی از نیاز های مهم آدمی به حساب می آید. اما اگر دقیقتر روی این نیاز متمرکز شویم به این موضوع پی می بریم که مهم ترین نیاز یک انسان در جوامع امروزی همین امنیت است.
به جرات می توان گفت که هیچ چیز از امنیت مهم تر نیست. بگذارید نگاهی به دنیای پیرامونمان کنیم تا این سخن را بهتر بررسی کنیم:

در منطقه ای که ایران در آن واقع شده است امنیت گوهر گمشده ملت هاست. با نگاهی به وضعیت کشور های عربی منطقه متوجه میشویم امنیت در این کشور ها یا موقتی است و یا وجود ندارد. عراق از سالها پیش درگیر مسائل چون جنگ داخلی و تجاوز خارجی و هرج و مرج است، بحرین و یمن و عربستان آبستن حوادث گوناگونی است، پاکستان و افغانستان نیز همینطور.
بخش هایی از شمال آفریقا چون مصر و لیبی و سودان درگیر نزاع های قومی و داخلی است و عدم وجود اتحاد همیشه عامل بی ثباتی این کشور هاست.

عملا می توان گفت امنیت اگر وجود نداشته باشد نه پیشرفت علمی وجود خواهد داشت و نه روند رو به رشد اقتصادی و نه ثبات سیاسی. 
جمهوری اسلامی ایران از ابتدای تشکیلش همیشه مورد تهدیدات امنیتی بوده است چون دشمن بهتر از هر کسی می داند اگر امنیت جمهوری اسلامی ایران سلب شود تمامی دستاورد های چند ساله آن بر باد می رود و کشور در ضعیف ترین شکل ممکن قرار می گیرد و آن وقت فرصت تهاجم خارجی نیز فراهم میشود.
از سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی درگیری های قومیتی و مرزی همیشه وجود داشته ست و همزمان با آن گروهک های مسلح با کشتار وسیع در سطح شهر ها سعی در ناامنی ایران داشتند.
بعد از آن نیز چالش بزرگ جنگ هشت ساله برای جمهوری اسلامی ایران پیش آمد که با فداکاری مردم و رهبری حضرت امام (ره) با سربلندی و افتخار به پایان رسید.
جمهوری اسلامی بعد از پشت سر گذاشتن تهدیدات بزرگی به سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت می رسد و دانشگاه مورد تهاجم نرم دشمن قرار میگیرد. همان روز ها رسانه های غربی از درگیری همه جانبه در ایران سخن می گویند و امنیتی که از بین رفته است... این شرایط و اوضاع با سخنرانی رهبر انقلاب و حضور به موقع مردم در صحنه به اتمام می رسد و غائله هجدهم تیر 78 به پایان می رسد.
چالش های متعدد بعدی را می توان در چند عنوان اصلی تا سال 88 دست بندی کرد. به عنوان مثال انفجار های تروریستی در استان های شرقی و مرزی کشور و همچنین ربودن سربازان و مردم در جاده ها به هدف اخلال در امنیت ملی صورت گرفت. همچنین ترور دانشمدان هسته ای نیز به همین هدف انجام شد.
اما مهم ترین چالش امنیتی جمهوری اسلامی را می توان فتنه 88  دانست که در عرض هشت ماه شدیدترین فشار داخلی را به کشور تحمیل کرد، به گفته کارشناسان انقلابی و فرماندهان جنگ هشت ساله، فتنه هشتاد و هشت حتی از جنگ عراق علیه ایران خطرناک تر بود.

هجوم همه جانبه به آرمان های یک انقلاب و ارزشهای مقدسی که تا قبل از این ابدا سابقه نداشت وقتی با قانون شکنی خواص و سکوت بزرگان کشور همراه شد نمایشی از یک تهاجم امنیتی کامل را علیه جمهوری اسلامی شکل داد.
رهبر انقلاب با حضور در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد 88 مانع بسیاری از حوادث و جنایات شدند و همه کشور را به آرامش دعوت کردند. ایشان در طول این هشت ماه با روشنگری و بصیرت افزایی عمومی زمینه های نابودی همیشگی فتنه 88 را فراهم کردند تا این تهدید بزرگ در نهم دی ماه سال هشتاد و هشت از کشور رفع شد.
........................................................................................................
این روزها که رهبر انقلاب در بیمارستان بستری هستند همه وقایعی را که در طول دوران رهبری این مرد بر ایران گذشته است مرور می کنم. همه تهدیداتی را که خود او به تنهایی از سر ایران رفع کرده ست، همه سخنرانی هایی که در ظاهر برای راهنمایی مردم و در باطن برای خنثی کردن نقشه های دشمن انجام داده است، همه تلاش هایی که رهبر انقلاب برای حفظ ثبات و آرامش کشور داشته ست را از مقابل چشمان خویش عبور می دهم...
حال که این بزرگمرد حتی برای چند روز مختصر و برای یک جراحی ساده و معمولی در بیمارستان بستری است و خبرگزاری ها و رسانه ها هر روز تصاویری ایشان منتشر می کنند که مردم از سلامتی رهبرشان مطمئن باشند، قلب خیلی ها نگران است ... او تکیه گاهی است که سالهای سال ایستاده ست پای آرامش ملت ایران.
صدای خنده کودکان هنگام بازی، صدای فریاد های کسب و کار در بازار، صدای گریه کودکان تازه متولد شده، صدای اذانی که از گلدسته های مساجد پخش می شود، صدای آرامش ملت ایران و زندگی و کسب و کارشان که به گوش می رسد می بینیم که همگی این صداهای دوست داشتنی بسته به صدای تپش قلب رهبر است...
اینجا خیمه گاه آرامش است میان کارزار بی رحمانه و ناآرام دشمنان انسانیت که سید علی خامنه ای محور و رهبر این خیمه گاه است.
همان ستون خیمه...

......................................................

بعدنوشت: خداراشکر که حالتان خوب است آقا... برای سلامتی تان و برای طول عمرتان دعا می کنیم

........................................................

دلنوشت: از عمر آنچه هست برجای ... بستان و به عمر لیلی افزای



یکشنبه 15 تیر 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

غصه بیسکوییت هایش ...



بسم الله


بابام رفته شاهرود. منم بیسکوییت میفروشم. دویست و پنجاه می خرم سیصد میفروشم...
- کار کردن بد نیست که! شبها بده...
- پول هامو میدادم به مادرم... خونه دامادمون زندگی میکنیم...
سنی ندارد اما پوست صورتش سوخته است، هنوز نشاط دخترانه در خنده هایش هست...اما تضمینی نیست که تا چند سال دیگر همین لبخند های خسته را هم بزند...


جمهوری اسلامی قرار است که برای تعالی مادی و معنوی مردمش بکوشد ولی انگار در هر دوی اینها دچار نقص ست.
فکرش را بکنید وزیری که اصلا فقر را نمی فهمد، برایش صد میلیون، پول خرد هم نیست چگونه میخواهد فقر را ریشه کن کند؟ اغلب مدیران ارشد حاکمیت در رفاه مطلق در مناطق خوب پایتخت زندگی می کنند و برایشان آدامس های روی دست مانده دخترک بیچاره شوخی مسخره ای است...



جناب آقای نعمت زاده! چگونه وزیر هستید و اجناس هر روز در حال کم شدن حجم و بالا رفتن قیمت هستند؟ شما گرسنگی یک خانواده را درک نمی کنید. شما از فقر هیچ نمی فهمید. از شرمندگی یک پدر هیچ نمی فهمید. آنچه دغدغه شماست حضور سرمایه داران گردن کلفت بیگانه ای است که می توانند کارنامه شما را در زمینه صادرات و واردات پر بار تر کنند.

آقای رییس جمهور! در یک سال گذشته دست چند روستایی به عبای تمیز خوشرنگتان خورده است؟ شما در استودیو با ویدیو کنفرانس به حال مردم رسیدگی می کنید؟ از چند متری تان مردم اجازه عبور ندارند؟! وام های کلان میلیاری و پشت سر هم برای یک عده خاص در مقابل قرض های یک نان آور شریف بدهکار اعتدال نیست.



 آقای آملی لاریجانی! هنوز هیچ نظارت قضایی روی گرانفروشی و کم فروشی و فساد گسترده اداری - مالی نیست و جسارتا حضرت شما پاسخگو نیستید... چرا برخورد نمی کنید؟ منتظر چه هستید؟ گسترده تر شدن تبعیض؟ اما الحق جسارتا بسیار خوب تهدید می کنید!

آنچه باعث عقب ماندگی بیشتر و بیشتر جمهوری اسلامی می شود، دور بودن انقلابیون از اصل انقلاب است و این تهدید بزرگی است که دیده می شود. اسناد بالادستی متعددی که از سمت رهبر انقلاب ابلاغ می شود برای رسیدگی به همین موارد است. 

آقایان مدیر. شما روی آبروی جمهوری اسلامی معامله می کنید که از آن آبرومند شدید. یقین کنید رو سیاهی اش برایتان خواهد ماند. در مقابل هشدار ها و عتاب های ره بر چه حرفی دارید که بزنید؟ چند حکم حکومتی و چند امر و چند خواهش باید از جانب ایشان صادر شود تا به خود تکانی بدهید؟ بعید نیست به ایشان بگویید که ای آقا بس کن!! نمیشود! خیلی نگرانید خودتان بیایید درستش کنید... غصه های حضرت ماه هم پای شما...

 لبخند بزن دخترک معصوم کشورم... حتا اگر صاحبان شکم های ورم کرده از حال دلت بی خبر باشند. لبخند بزن عزیزدل که هنوز امید هست هنوز محبت هست هنوز ارتباط غیردولتی بین ما مردم هست... مارا ببخش اگر سیر، سر به بالین گذاشتیم و تو نگران بیسکوییت هایت چشمانت را بستی... لبخند بزن عزیز من... زمین ارثیه نهایی مستضعفان خواهد بود....



کاملا با ربط : وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ...


بعدنوشت: از آقای علیخانی باید تشکر کرد بخاطر نمایش بخش هایی از جامعه که ما فراموشان شده است...


بازخوانی:

از جمله‌ى چیزهایى که مردم را به بهشت نزدیک میکند، بهبود معیشت مردم است؛ کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا.  جامعه‌اى که در آن فقر باشد، بیکارى باشد، مشکلات معیشتىِ غیر قابل حل وجود داشته باشد، اختلاف طبقاتى باشد، تبعیض باشد، شکاف طبقاتى باشد، حالت آرامش ایمانى پیدا نمیکند. فقر، انسانها را به فساد میکشاند، به کفر میکشاند؛ فقر را باید ریشه‌کن کرد.


والسلام


سه شنبه 30 اردیبهشت 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

امسال حواسمان را جمع کنیم

کلمات کلیدی : گل به خودی , رفتار های نسنجیده , امسال حواسمان را جمع کنیم , تجمع عفاف و حجاب , آن رفتار ها این برخورد ها را هم دارد , سال فرهنگ بکوشیم برای اصلاح فرهنگ , رهبر انقلاب ,


بسم الله 

همین کافیست؟؟؟

آیا همین کافیست ...؟


قانونی است ! غیرقانونی است! قانونی است؟ غیرقانونی است! نه قانونی است! خیر غیرقانونیست...
چندین بار همین جملات در خبرگزاری های مختلف تکرار می شود برای تجمعی که نام آنرا گذاشته اند تجمع اعتراض به وضع حجاب و عفاف.
تجمعی که پشت سرش معلوم نیست چه کسانی هستند و به چه هدفی در تبلیغاتشان گفته اند که یک سال گرفتن مجوز طول کشیده است!
روز تجمع فرا می رسد و تعداد زیادی از آقایان و خانمها در مرکز شهر تهران جمع می شوند و علیه بدحجابی شعار می دهند و می روند. آنچه من را بر آن داشت که قلم بردارم و سراغ این موضوع بروم سوالاتی بود که چند روزی است ذهنم را کاملا درگیر کرده است. لازم دیدم بیایم و بنویسم و بگویم آنچه را که فکر میکنم درست است ... سوالاتم را لیست کرده ام :

یک : دوست دارم بپرسم که آیا بدحجابی یک پدیده خلق الساعة است؟ یعنی همین یک ماه پیش ناگهان دختران شهر من بدحجاب شده اند و آرایش غلیظ می کنند و بیرون می روند؟ این پدیده چند وقت است که در جامعه ما شیوع پیدا کرده است؟ اگر بدحجابی یک پدیده نوظهور و تازه است می توان این تجمع را یک جوری توجیه کرد لکن اگر نیست پس رفتاری انفجاری مثل تظاهرات دقیقا چه معنایی در مقابله با این پدیده می دهد؟

دو : آنچه نام آنرا امر به معروف و نهی از منکر می گذاریم و می توان به این بهانه جمعیت را به سطح خیابان کشید دقیقا چیست؟ خیلی دوست دارم بدانم که این مساله بدحجابی را دوستانی که در آن تجمع حضور داشته اند چگونه می بینند ؟ و روش برخورد با آن را چرا در شعار های خیابانی می دانند؟ 

سه : با عرض احترام فراوان نسبت به خواهران گرامی ام و همه بانوانی که آنجا حضور داشته اند دوست دارم بپرسم که آیا شده است یکبار با همان حجاب برتری که خودشان دارند و با همان وقار و متانت سراغ یک دختر به اصطلاح بدحجاب بروند و از او بپرسند که دلیل این نوع آرایش سر و پوشش اش چیست؟ چند نفر از خانمهای چادری گرانقدر جامعه ما روش برخورد با این خانمهای بدحجاب را می دانند؟ 

چهار : در این برهه حساس سال فرهنگ و همزمان با فشار تبلیغاتی مسمومی که دارد هوای تنفسی جامعه را به بدترین و خطرناکترین شکل ممکن آلوده می کند چرا باید به وضع بدحجابی آن هم به این شکل اعتراض کرد؟ 

.........................

چند روز پس از این تجمع در فیس بوک صفحه ای به نام "آزادی های یواشکی زنان" راه اندازی شد که این هدف را دنبال می کرد : هرکسی از خانمهای ایرانی می تواند در محل های عمومی حجاب از سر بردارد و عکس بگیرد و برای این صفحه ارسال کند !
مدت کوتاهی گذشت که تعداد قابل توجهی عکس ارسال شد. 
نوع عکس العمل ها را مقایسه کنید؟ فکرش را بکنید اگر خانمهای بدحجاب هم یک تظاهرات در سطح شهر راه می انداختند چه می شد! اما این کار را نکردند، آنجه ما به آن برنامه ریزی حساب شده می گوییم همین کاری بود که انجام شد یعنی یک حرکت ابتکاری در مقابل یک حرکت انفجاری.
اما قصه به این جا ختم نشد، باز در مقابل این عکس العمل مجددا شاهد موضع گیری های عجولانه و اظهار نظر های دم دستی از سمت قشر معترض به وضع حجاب بودیم در مقابل وقتی این رفتارها زیاد شد، شدت وخامت تصاویر ارسالی نیز بدتر شد. جای توضیح دادن تصاویری که دیده ام نیست لکن ای کاش بدانیم که وقتی برنامه ای چیده می شود گاهی یک رفتار به ظاهر زیبا می شود بازی کردن در زمین دشمن. اینجاست که برنامه ریزان می توانند از این غفلت نهایت سوءاستفاده را ببرند و چهار نعل علیه همه چیز بتازند!
تصویر صفحه اول سایت یاهو از صفحه آزادی زنان در ایران
صفحه اول سایت یاهو و خبر آزادی یواشکی در ایران

مخاطبان صحبتم چون غالبا اهل این صحبت ها هستند برایشان عرض می کنم که ای کاش در رفتار رهبر انقلاب در قبال حجاب توجه می کردند، کجای این سالها رهبری ایشان چنین برخورد یا چنین موضع گیری های نسنجیده ای دیده می شود؟ آیا فراموش کرده ایم سخنرانی ایشان در خراسان را؟ که از خانم بدحجابی حرف زدند و بعد از آن هم از مقوله امر به معروف صحبت کردند؟
این موضع گیری های چند وقت اخیر از قشر متعهد چقدر به آن آرمان دوست داشتنی نردیک است؟
در سال فرهنگ یقین کنیم که این مسائل در راس نیستند، این زمانی که خیلی از دوست مان دارند صرف مبارزه علیه سایه می کنند فرصت خورشید را از ما می گیرد. هوای فرهنگ هوای تقریبا مسمومی است .
ای کاش بدانیم که وقتی در سطح شهر در مقابل چشمان یک خانم بدحجاب شعار "مرگ بر بدحجاب" سر بدهیم یعنی خودمان داریم فاتحه جامعه خودمان را می خوانیم. 

امسال حواسمان را بیشتر جمع کنیم
امسال حواسمان را بیشتر جمع کنیم...

ای کاش بدانند دوستانمان که بازی کردن در زمین دشمن چیزی غیر از این رفتارها نیست و بدحجابی یک پدیده یک روزه نیست که یک روزه علیه آن اعتراض کرد و فریاد کشید. بدحجابی یک خلاء فرهنگی است که سالهای سال است دارد ادامه پیدا می کند. 
بدحجابی یک شی نیست که آنرا بشود محکوم کرد، یک فرهنگ است که باید با فرهنگ با آن روبرو شد. 
چرا بجای تجمع خیابانی یک حرکت مبتکرانه توسط خانمهای با حجاب انجام نشد؟ چرا سعی در مرزبندی بین جامعه می شود؟ چرا به اسم امر به معروف و نهی از منکر زبان تیز و برنده را بر شاهرگ احساسات یک نفر بگذاریم و آنرا فشار دهیم؟
قصد نداشتم خود نیز به این مقوله دامن بزنم لکن وقتی قصه رسانه ای می شود نمی توان ساکت ماند. در این چند روزه آنچه از دیدگان خیلی از ما دارد می گذرد نا آشناست، جدید است، این یعنی اینکه باید بیشتر حواسمان را جمع کنیم، در مقابل این سنگربندی علنی در جامعه باید موضع گرفت.
زبان مقابل با این پدیده ها زبان فرهنگ است زبان فرهنگی که ابتکار دارد، زبان فرهنگی که خانمهای جامعه، همان دغدغه مندانی که خیلی هایشان از سر دلسوزی در آن تجمع حاضر شدند می دانند. 
ای کاش بدانیم که اگر امسال به شعار سال توجه کنیم همه این مسائل رفع خواهد شد. 
امسال حواسمان را جمع کنیم.

........................................

بعد نوشت : همه توجه مان را یکبار دیگر جلب کنیم به این سخنان رهبر انقلاب در خراسان شمالی، خواهشا یک بار دیگر ولی با توجه به شرایط امروز و با دقت بخوانید:


برای بار سوم بازخوانی : خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهای فرهنگی - هنری بروید و پذیرای جوانها باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌ای داشته باشد؛ داشته باشد. بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند، خانمهائی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم / آیا تو چنان که مینمائی هستی؟».  ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید. 
حضرت ماه، رهبر معظم انقلاب
۱۳۹۱/۰۷/۱۹


نقص او ظاهری است ... با این نگاه و روحیه برخورد کنید

نقص او ظاهری است... با این نگاه و روحیه برخورد کنید




( تعداد کل صفحات: 9 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]