تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب سیاسی

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

شنبه 12 تیر 1395
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

چند جمله با رهبرم

کلمات کلیدی : نامه ای به رهبر , خیلی وقت نداریم , حرف دل , مساله راهبردی جمعیت رو حواسمون هست؟ , حضرت ماه , ما بچه های خامنه ای , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله



محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیت الله خامنه ای

با سلام و احترام و آرزوی سلامتی
آنچه باعث شد قلم بردارم و این جملات را بنویسم و تقدیم تان کنم، دغدغه ای بزرگ و موضوعی مهم بود.
موضوعی که در حال حاضر و تا چند سال آینده، شاید مهم ترین موضوع کشور باشد. به مراتب مهم تر از برجام و فیش های حقوقی، مهم تر از تمام دعواهای سیاسی داخلی و موضوعاتی که کشور تاکنون به خود دیده است.
دغدغه ای مهم که به قدرت درونی کشور و آینده ایران مربوط می شود.


رهبر عزیز
به گمانم یقینا تا امروز بارها و بارها گزارش های متعدد وضعیت جامعه جوان کشور به سمع و نظر جنابعالی رسیده است. وضعیت نگران کننده ای که برای هر انسان آینده نگری می تواند مورد تامل باشد. شیب رشد جمعیت کشور از حد نصاب مطلوب دور شده است و جمعیت جوان کشور هم به طبع کاهش چشمگیری داشته است. طبق آمار هم اکنون حدود 25 درصد جمعیت را جوانان تشکیل می دهند که این آمار با این شیب رشد جمعیت رو به کاهش می رود و در آینده ای نه چندان دور، تنها 14 درصد جمعیت کشور جوان خواهند بود.


رهبر فرزانه
اگر حاکمیت و سیاست های کلی اش، نسل جوان را ارزشمند ترین دارایی خود می داند، باید برای رفع موانع پیشرفت این نسل تلاش کند، نسلی که در مقابل خویش لشکری عظیم از تهدیدات و خطرات را می بیند.
چگونه است که ما سخن از افزایش جمعیت و حفظ چهره جوان جامعه می زنیم اما در میدان عمل طوری عمل می کنیم که انگار در سالهای ابتدایی دهه 60 هستیم؟!
در حال حاضر ما با دو عدد 20 سر و کار داریم، اولین عدد بیست، میزان جمعیت جوان کشور است و عدد 20 دوم زمانی که حاکمیت برای رسیدگی به وضعیت جمعیت جوان خواهد داشت. یعنی 20 میلیون نفر طی 20سال ... این یعنی که ما فرصت زیادی نداریم و اگر مشکلات همین جمعیت جوان فعلی رفع نشود، موتور محرک کشور تا آستانه توقف پیش خواهد رفت.

رهبر گرانقدر
چگونه می شود که نحوه تعامل حاکمیت و دستگاه های دولتی و حکومتی با جمعیت جوان کشور اینچنین نامناسب باشد، و ما توقع افزایش نسل جوان را داشته باشیم؟
قوانین دست و پا گیر و قدیمی کشور بدون اندکی تغییر هنوز لازم الاجرا هستند و شرایط زندگی و تشکیل خانواده را روز به روز دشوار تر می کنند.
جوانی که در سن تشکیل خانواده قرار دارد باید دو سال از حساس ترین لحظات زندگی را در جایی بگذراند که هیچ فرصت پیشرفتی نیست، حال اگر خطراتی مانند آسیب دیدگی های جدی و حتی مرگ را در این ایام را هم نادیده بگیریم. جوانی که بعد از این دو سال هم هیچ تضمینی از سمت حاکمیت برای پیدا کردن شغل و تشکیل خانواده نمی بیند.
این مشکلات حکومتی و معیشتی را بگذاریم کنار عُرف غلط بسیاری از مردم تا وضعیت سخت ادامه زندگی مناسب برای یک جوان را بهتر درک کنیم. موسسات مالی و اعتباری از پرداخت صحیح اندک کمک هزینه تشکیل یک زندگی ساده نیز سر باز می زنند و حاکمیت هیچ تمایل و رغبتی برای انگیزه بخشی و رفع مشکلات جاری زندگی جوانان نشان نمی دهد.

آنچه امروز در کشور دیده می شود، بازی خطرناکی با سرنوشت ایران اسلامی است، ایرانی که به جوانان پرشور و با انگیزه خود نیاز دارد. این ولنگاری همگانی در رفع مشکلات جوانان جای تعجب بسیاری دارد. هنوز بسیاری از قوانین کشور مناسب زندگی در دهه 60 هستند و کسی نیست که این قوانین بعضا سخت گیرانه و آزار دهنده را لغو و یا تغییر دهد.

رهبر بزرگوار
حضرتعالی بهتر از هرکسی میدانید که یک سری از مشکلات سر راه جوانان با یک بخشنامه و یک دستور حکومتی قابل حل شدن نیست، این را ما هم می دانیم. لکن مسائلی از قبیل خدمت اجباری، تامین اعتبار بانکی، تامین سرمایه ویژه جوانان و مسائلی از این قبیل می توانند با یک حکم و یا بخشنامه و یا دستور و توجه جنابعالی رو به بهبود بروند. ما امروز شرایط سالیان گذشته را نداریم و این جمعیت جوان 20 میلیونی ارزشمندترین دارایی کشور است. اگر بناست که تغییری جدی در مسیر فعلی ایجاد شود، برای پذیرفتن و اجرایی کردن آن، چه کسی شایسته تر از شما؟
با توجه به روحیه و سابقه تان در تعامل و دفاع از نسل جوان، از شما خواستارم که با اتخاذ تصمیماتی شجاعانه در مسیر تغییر وضعیت فعلی از این ثروت ملی دفاع کنید؛

که بنا به گفته ارزشمندتان آینده کشور در دستان همین نسل خواهد بود.


آرزوی سلامتی و توفیق هرچه بیشترتان را درگاه پرودگار خواستارم
فرزند کوچکتان

ابوالفضل اشناب

والسلام

...........................................

بعدنوشت: اگر فرصت سخن گفتن با رهبر انقلاب در دیدار دانشجویی فراهم بود، این متن را قرائت می کردم.


یکشنبه 13 دی 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

معلم بصیرت در میدان حرکت

کلمات کلیدی : باید مراقب بود , حمله به سفارت عربستان , عرصه فکری خیلی جای کار داره , ابوالفضل اشناب , باید خوب دید شرایط رو , آل سقوط , دشداشه های خونین ,


بسم الله


 در وقایع و حوادثی که به سرعت رخ می دهد و ابعاد گسترده ای دارد، خصوصا در دنیای سیاست، نیاز به دید هوشمندانه ای هست.
با توجه به اهمیت موضوع و سرعت نشر اخبار و همچنین درگیر شدن احساسات، هرکسی که خود را مسئول می داند باید مدل برخورد منطقی و دقیقی داشته باشد.
انقلاب اسلامی مطابق ماهیتی که داشته است بارها در این شرایط قرار گرفته است و بارها هم کسانی آسیب دیده اند و یا برای کشور هزینه درست شده است. افراد در انقلاب اسلامی می توانند اثرگذاری بالایی داشته باشد و این به دلیل بافت مردمی کشور ما و نظام حاکم آن است.
گاهی جمعی می توانند برای انقلاب خطر بیافرینند و گاهی عده ای می توانند آن را از خطرات مختلف نجات دهند.
از وقایع سال 88 بگیرید تا حمله به سفارت انگلیس و بعد از آن هم تجمعات مختلف و این واقعه آخرین یعنی حمله به سفارت عربستان.

بازی خوردن از سودجو های داخل کشور و خودی های مغرض و یا دشمنان کشور هردو برای یک ایرانی انقلابی ضرر است.
اینکه عده ای به احساسات انقلابی مردم طمع داشته باشند یک امر حقیقی و جدی است... اینکه در بدنه حکومت باشند کسانی که برای انقلابی ها تله گذاری کنند و بعد در ژست اعتدال گرایی آنها را له کنند یک حقیقت است.
در سالهای اخیر این برنامه در موارد زیادی روی افراد و جناح های انقلابی پیاده سازی شده است و در برخی موارد جواب مورد نظر را هم داده است.
این تهدید شاید یکی از جدیدترین تهدیدات حوزه انقلاب و انقلابی گری باشد.
نباید این فرصت را در اختیار شان گذاشت.

انقلابی یعنی معلم بصیرت در میدان حرکت!

والسلام
...............
ماهـ نوشت:

اگر به نام عدالت‌خواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالت‌خواهی، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگری و رفتار انقلابی، امنیت را از بخشی از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. در کشور آراء و عقاید مختلفی وجود دارد. اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌ای بر یک حرکتی، بر یک حرفی منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌های موظف باید تعقیب کنند و میکنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌ای نباشد، کسی است که نمیخواهد براندازی کند، نمیخواهد خیانت کند، نمیخواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه‌ی سیاسی ما، با مذاق سیاسی ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّکم شنئان قوم علی الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور میدهد و میگوید: مخالفت شما با یک قومی، موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید. «اعدلوا»؛ حتّی در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوی»؛ این عدالت، نزدیکتر به تقواست. مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است.





دوشنبه 2 شهریور 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

خطرناک تر از انگلیس!

کلمات کلیدی : روباه پیر , انگلیس خبیث , کاش همیشه اینقدر آماده باشد پلیس ما ! , سیلی میخورند آنها که برای حفظ لبخند دروغین تلاش می کنند , سرکوب اعتراض خطر بزرگی است , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله



تصاویر سرکوب مقتدرانه دانشجویان توسط پلیس محترم جمهوری اسلامی ایران را که نگاه می کردم، سعی کردم حواسم را از چند مفهوم مهم که در ذهنم پدیدار شد، منحرف کنم اما نتوانستم.
من اصلا کاری ندارم به اینکه کلیپ های کتک خوردن و عجز و التماس نیروی انتظامی در فتنه 88 چند بار در سایت یوتیوب کلیک خورد
و یا اینکه این مانور مقتدرانه علیه دوستان انقلاب علتش چه بود؟ همان کسانی که وقت دیدار های دانشجویی و حمایت از حاکمیت تصاویرشان را به عنوان عزیزان انقلاب از سیما پخش می کنند و فردا روزی به دلیل اعتراض به بازگشایی سفارت انگلستان آنها را بازداشت می کنند.



یا اصلا کاری ندارم به اینکه پشت سر این قضایا کدام حکم مقتدرانه و پنهانی وجود دارد
یا حتی اینکه سردار اشتری بزرگوار به عنوان فرمانده نیروی انتظامی نظرشان در مورد سخنان رهبر معظم انقلاب در همین دیدار اخیر با فرماندهان این نیروی زحمت کش چیست و وقتی رهبری مثال اقتدار خشن پلیس آمریکا را برایشان زدند چه حسی داشتند.
من اصلا کاری ندارم به اینکه دقیقا وزارت کشور کجای این قضیه ایستاده است و خب حال و هوای کسانی که دیروز حتا فرصت شعار دادن هم پیدا نکردند و سرکوب شدند چیست؟
.
.
مهم تر از همه اینها نکته ای است که خطر اصلی برای انقلاب هم همان است.
یعنی حفظ لبخند دیپلماتیک و جلب رضایت قدرتهای پوشالی جهان به هر قیمت
قیمتش گاهی حمله به جوان انقلابی ست که به تعبیر رهبری وقت خطر سینه سپر خواهد کرد و گاهی هم امتیازات عجیب و غریب اقتصادی.
اینکه جمهوری اسلامی ایران حاضر است همه مناسبات گذشته را فراموش کند و یادش برود که همین سفارت سال 1388 چه بلایی بر سر جوانان کشور آورد و یادش برود که پرچم بریتانیای کبیر در تمامی اختلافات جدی مذهبی بلند است و با تمام اینها مذاکره خواهد کرد.
صدالبته که سرکوب اعتراضات همیشه خطر بوده و هست.
اینکه کسی حق اعتراض ندارد زیرا دور جدیدی از مناسبات ایران و انگلیس آغاز شده است
اینها برای یک کشور انقلابی تهدید است.

.
موضوع آن وقتی خطرناک می شود که این سوی دیوار سفارت را با آن طرف دیوار اشتباه بگیریم...




والسلام
..............................................................................


رونوشت به: دکتر روحانی - سردار حسین اشتری  - دکتر ظریف - دکتر رحمانی فضلی 


..............................................................................

ماه نوشت اول : ما از فرانسه، از ایتالیا، از اسپانیا خاطره‌ی بدی نداریم. بله، از انگلیس خیلی خاطره‌ی بد داریم؛ انگلیس را میگوئیم «انگلیس خبیث»


ماهـ نوشت دوم: واقعاً باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را همه بدانند، همه؛ این جوانان مؤمن و انقلابیاند که روز خطر سینه سپر میکنند، هشت سال جنگ تحمیلی میروند توی میدان؛ اینها هستند. افرادی که نسبت به این جوانها با چشم بدبینی نگاه میکنند یا مردم را بدبین میکنند، خدمت نمیکنند به کشور؛ به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمیکنند. این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانی کرد، امروز هم بحمدالله کم نیستند و زیادند. [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند؛ آن جوانهای مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوی نمیشوند اینها؛ لکن خب، ما باید قدر اینها را بدانیم.

ماهـ نوشت سوم : خودتان را آماده کنید برای ادامه‌ی مبارزه‌ی با استکبار.



سه شنبه 6 مرداد 1394
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

بدون لبخند

کلمات کلیدی : لبخند نزنید! , favirus , فرش خون , عزت با دیپلماسی هیچ تناقضی ندارد , امضا ابوالفضل اشناب ,


بسم الله

ما نمیفهمیم!؟
مصلحت است؟
عرصه دیپلماسی جای این کارها نیست؟
باید خجالت بکشیم؟
باید لبخند بزنیم و تندرو هستیم که نمی زنیم!؟



در فرهنگ انقلاب اسلامی آن طور که من شنیده ام، حرف حق را باید زد و آن را باید با قاطعیت گرفت.
اینکه دیپلماسی و روابط صالحه با کشور های جهان سرجای خود باشد و دورمان را دیوار نکشیم، تناقضی با اخم کردن بجا و استحکام در سیاست خارجی ندارد.
نمی‌خواهید بحث غرامت و جنایت و ایدز را مطرح کنید باشد، جسارت چنین حرکتی نیست، قبول!
اما باید در چشمان این مرد بدون لبخند نگاه کرد.

اکنون که بحث تحریم ها داغ و است و دیپلمات ها شاید گرمی خون های آلوده را فراموش کرده باشند، چرا در همین ماجرای تحریم، موش دوانی ها و اهانت ها و فشار های دولت فرانسه را به ایران کنار گذاشته اند؟
کجا ما باید با پررویی اروپایی ها مقابله کنیم؟ کجا باید نشان دهیم ناراحتیم؟ کی میرسد وقتی که ما تعیین تکلیف کنیم؟

فرش قرمزتان را جمع کنید...
بوی خون می آید...

والسلام

..............................................


بعدنوشت: تقدیم به وزیر امور خارجه فرانسه


ماهـ نوشت: دشمن - همان‌طور که گفتم - هیچ‌وقت غافل نیست. در بهترین حالات، با مسائل جهانی، با روابط بین‌المللی، در مواجهه با شیرینترین لبخندهای دیپلماسی، در مبادله گرمترین درودها و سلامهایی که مسؤولان و رؤسای سیاسی دنیا به یکدیگر تحویل میدهند، در هر کدام از آنها باید مراقب دشمنی باشند؛ چون عالم دیپلماسی و روابط بین‌الملل و مسائل جهانی، عالم صفا و صداقت که نیست. دشمن، همان عنصری است که میخواهد یک ملت و یک کشور را از ابزارهای اقتدارش تهیدست کند..۱۳۷۸/۰۱/۲۵





( تعداد کل صفحات: 20 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]