تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب ابر حضرت ماه

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

شنبه 12 تیر 1395
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

چند جمله با رهبرم

کلمات کلیدی : نامه ای به رهبر , خیلی وقت نداریم , حرف دل , مساله راهبردی جمعیت رو حواسمون هست؟ , حضرت ماه , ما بچه های خامنه ای , ابوالفضل اشناب ,


بسم الله



محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیت الله خامنه ای

با سلام و احترام و آرزوی سلامتی
آنچه باعث شد قلم بردارم و این جملات را بنویسم و تقدیم تان کنم، دغدغه ای بزرگ و موضوعی مهم بود.
موضوعی که در حال حاضر و تا چند سال آینده، شاید مهم ترین موضوع کشور باشد. به مراتب مهم تر از برجام و فیش های حقوقی، مهم تر از تمام دعواهای سیاسی داخلی و موضوعاتی که کشور تاکنون به خود دیده است.
دغدغه ای مهم که به قدرت درونی کشور و آینده ایران مربوط می شود.


رهبر عزیز
به گمانم یقینا تا امروز بارها و بارها گزارش های متعدد وضعیت جامعه جوان کشور به سمع و نظر جنابعالی رسیده است. وضعیت نگران کننده ای که برای هر انسان آینده نگری می تواند مورد تامل باشد. شیب رشد جمعیت کشور از حد نصاب مطلوب دور شده است و جمعیت جوان کشور هم به طبع کاهش چشمگیری داشته است. طبق آمار هم اکنون حدود 25 درصد جمعیت را جوانان تشکیل می دهند که این آمار با این شیب رشد جمعیت رو به کاهش می رود و در آینده ای نه چندان دور، تنها 14 درصد جمعیت کشور جوان خواهند بود.


رهبر فرزانه
اگر حاکمیت و سیاست های کلی اش، نسل جوان را ارزشمند ترین دارایی خود می داند، باید برای رفع موانع پیشرفت این نسل تلاش کند، نسلی که در مقابل خویش لشکری عظیم از تهدیدات و خطرات را می بیند.
چگونه است که ما سخن از افزایش جمعیت و حفظ چهره جوان جامعه می زنیم اما در میدان عمل طوری عمل می کنیم که انگار در سالهای ابتدایی دهه 60 هستیم؟!
در حال حاضر ما با دو عدد 20 سر و کار داریم، اولین عدد بیست، میزان جمعیت جوان کشور است و عدد 20 دوم زمانی که حاکمیت برای رسیدگی به وضعیت جمعیت جوان خواهد داشت. یعنی 20 میلیون نفر طی 20سال ... این یعنی که ما فرصت زیادی نداریم و اگر مشکلات همین جمعیت جوان فعلی رفع نشود، موتور محرک کشور تا آستانه توقف پیش خواهد رفت.

رهبر گرانقدر
چگونه می شود که نحوه تعامل حاکمیت و دستگاه های دولتی و حکومتی با جمعیت جوان کشور اینچنین نامناسب باشد، و ما توقع افزایش نسل جوان را داشته باشیم؟
قوانین دست و پا گیر و قدیمی کشور بدون اندکی تغییر هنوز لازم الاجرا هستند و شرایط زندگی و تشکیل خانواده را روز به روز دشوار تر می کنند.
جوانی که در سن تشکیل خانواده قرار دارد باید دو سال از حساس ترین لحظات زندگی را در جایی بگذراند که هیچ فرصت پیشرفتی نیست، حال اگر خطراتی مانند آسیب دیدگی های جدی و حتی مرگ را در این ایام را هم نادیده بگیریم. جوانی که بعد از این دو سال هم هیچ تضمینی از سمت حاکمیت برای پیدا کردن شغل و تشکیل خانواده نمی بیند.
این مشکلات حکومتی و معیشتی را بگذاریم کنار عُرف غلط بسیاری از مردم تا وضعیت سخت ادامه زندگی مناسب برای یک جوان را بهتر درک کنیم. موسسات مالی و اعتباری از پرداخت صحیح اندک کمک هزینه تشکیل یک زندگی ساده نیز سر باز می زنند و حاکمیت هیچ تمایل و رغبتی برای انگیزه بخشی و رفع مشکلات جاری زندگی جوانان نشان نمی دهد.

آنچه امروز در کشور دیده می شود، بازی خطرناکی با سرنوشت ایران اسلامی است، ایرانی که به جوانان پرشور و با انگیزه خود نیاز دارد. این ولنگاری همگانی در رفع مشکلات جوانان جای تعجب بسیاری دارد. هنوز بسیاری از قوانین کشور مناسب زندگی در دهه 60 هستند و کسی نیست که این قوانین بعضا سخت گیرانه و آزار دهنده را لغو و یا تغییر دهد.

رهبر بزرگوار
حضرتعالی بهتر از هرکسی میدانید که یک سری از مشکلات سر راه جوانان با یک بخشنامه و یک دستور حکومتی قابل حل شدن نیست، این را ما هم می دانیم. لکن مسائلی از قبیل خدمت اجباری، تامین اعتبار بانکی، تامین سرمایه ویژه جوانان و مسائلی از این قبیل می توانند با یک حکم و یا بخشنامه و یا دستور و توجه جنابعالی رو به بهبود بروند. ما امروز شرایط سالیان گذشته را نداریم و این جمعیت جوان 20 میلیونی ارزشمندترین دارایی کشور است. اگر بناست که تغییری جدی در مسیر فعلی ایجاد شود، برای پذیرفتن و اجرایی کردن آن، چه کسی شایسته تر از شما؟
با توجه به روحیه و سابقه تان در تعامل و دفاع از نسل جوان، از شما خواستارم که با اتخاذ تصمیماتی شجاعانه در مسیر تغییر وضعیت فعلی از این ثروت ملی دفاع کنید؛

که بنا به گفته ارزشمندتان آینده کشور در دستان همین نسل خواهد بود.


آرزوی سلامتی و توفیق هرچه بیشترتان را درگاه پرودگار خواستارم
فرزند کوچکتان

ابوالفضل اشناب

والسلام

...........................................

بعدنوشت: اگر فرصت سخن گفتن با رهبر انقلاب در دیدار دانشجویی فراهم بود، این متن را قرائت می کردم.


پنجشنبه 2 بهمن 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب ماه نوشت

پیام رهبر انقلاب به جوانان غربی + تصاویر اختصاصی برای اینستاگرام

کلمات کلیدی : حضرت ماه , دارد صدای قدمهای یار می رسد... , دعوت به اسلام , مثل پیامبر... , امام امت , هرچه می توانید رسانه باشید , اسلام دین مهربانی است و سید علی علمدار این اسلام ,


بسم الله



حضرت ماه است دیگر!
گاهی دلش نمی آید حتا آن جوان آمریکایی یا اروپایی در غفلت به سر ببرد.
پیام رهبر انقلاب به جوانان آمریکایی و اروپایی را در ذیل می بینید . ضمنا در انتهای پیام تصاویری جهت استفاده در شبکه اجتماعی اینستاگرام تهیه شده است که مخاطبان عزیز می توانند با دریافت و انتشار آنها نقشی در رساندن پیام ولی امر به جوانان غربی داشته باشند.


بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱

........................................................................................................................................

Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei Leader of The Islamic Republic of Iran

 In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei
21st Jan. 2015















چهارشنبه 14 خرداد 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب ماه نوشت

خمینی؛ 37 سال جوانتر

کلمات کلیدی : حضرت ماه , ای کاش بدانیم که اگر نباشد چه می شود , بیست و پنج سال شبانه روز , خداقوت اماما , دل آرام خمینی و رهبری شما , ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم ,


بسم الله

 

راه افتاده اند در جاده و هر ماشینی پلاک کربلا و نجف دارد را به رگبار می بندند ... تکفیری اند ... رحم ندارند... اینجا هم که آدم می کشند عراق است نه سوریه و لبنان و اردن و اینها. اینجا عراق است،‌ همسایه ایران. تکفیری ها این فیلم را منتشر کرده اند برای دیدن امثال من

 

حضرت ماه!

سالهاست ستون آرامش ایرانی و حافظ امنیت جزیره امن وسط آتش منطقه و تنها رهبر شیعه که بعد امام دارای سپاه و ارتشی و تنها رهبری که زعامت دنیای اسلام را برعهده داری. خیلی هایمان شاید اصلا متوجه نشویم که تو همانی هستی که جای همه ما مواظب که خواب کودکی در این کشور آشفته نشود، کسی کشته نشود توسط دشمن کسی آتش نزند جان و مال مردم را ، نشود مثل سوریه...کسی به دختران و زنان محترم این کشور چپ نگاه نکند... خیلی هایمان نمی دانیم ...


حضرت ولی!

 خیلی هایمان فکر میکنیم که دنیا قرار است با ما کنار بیاید! تحملمان کند! مشکل قیمت خوار و بار داریم! وقتی دنیا دنیایی ست که به هیچ مسلمانی رحم نمیکند، اینجا آرامش دارد رهبرم ... کنار گوشمان دارند سر می برند و ما در ششصد کیلومتری گرگ ها آرامیم ... چون شما هستید ... حالا بیایند بنشینند که رهبری را چگونه نقد کنیم!!! بیایند تلاش شان را بکنند که شما را محدودتر کنند،‌قدرت شما را کمتر کنند،‌ مرتب بگویند که رهبر باید در حیطه قانون حرکت کند!‌ نمی دانند انگار که اگر شما نباشید چگونه زیر گلد دشمنشان التماس خواهند کرد...

 

امام انقلاب!

ربع قرن است پرچم را محکم نگه داشته ای و دستت روی قبضه شمشیر است ... می دانی کوتاه اگر بیایی به کمتر از بریدن شاهرگ همه مان رضایت نمی دهند... اینجا از دید آنها مزاحم ترین بخش دنیاست...

شما از تمدن نوین اسلامی سخن می گویید و تن دشمن می لرزد که مبادا افکار و عقاید شما در کشورهای دیگر پیاده شود و آنگاه یک نظام قدرتمند علیه شان تشکیل شود ... مزاحم ترین جای عالم برای آنها اینجاست و خطرناک ترین شخصیت دنیا از دید ظالمین شمایید... شمایی که پرچم را را محکم نگه داشته ای ...

 

جانشین خمینی!

با تو امام انگار سی و هفت سال جوان تر شد برای رهبری امت. یادت هست چقدر نگران بودی مبادا رهبر شوی؟  تقدیر خداوند اما جایزه ایثار شهیدان را به مردم، رهبری تو قرار داد تا چقدر قدر بدانیم... ببخش اگر غصه میخوری ببخش اگر تنهایی هایت را ما خیلی وقتها پر نمیکنیم ببخش اگر نمی فهمیم اگر نباشی جان و ناموس مان به خطر میافتد... ببخش اگر باید همه چیز را بیایی و صریح تذکر بدهی ببخش اگر تو سپر جان مایی بجای اینکه ما باشیم. تو چون پدری که کودک خویش را پشت سر خودش پنهان می کند که از خطر های روبرو گزندی نبیند ما را عقب نگه داشته ای که مبادا ذره ای آزار از دشمنان مان به ما برسد و خود سالهاست که زخم می خوری و ایستاده ای...



 

خمینی زمان ما !

نگویم رهبری،‌میگویم دلبری! در سالروز شروع دوران دلبری ات آرزو میکنم پایان رهبری ات ظهور باشد بحق حق... خدا شما را حفظ کند حضرت رهبر...


..............................................

بعد نوشت :‌ بادا که به دریا برسد کوشش این رود ... همپای تو پرچم بسپاریم به موعود ...

تسلیت نوشت :‌رحلت حضرت امام روح الله (ره)‌ تسلیت باد.

...............................................

عصری كه امام بزرگ و عظیم‌الشأن ما آغاز كردند، مشخصه‌‌هایی دارد كه عمده‌ی آنها عبارت است از: ایجاد روح عزت و استقلال و استغنا و اعتماد به نفس برای ملتی كه در طول سالیان متمادی سعی شده بود این روحیات از او گرفته شود و دیگران بر سرنوشت او تسلط پیدا كنند.
این‌جا همان مملكتی است كه رئیس جمهور امریكا، كمك چند ده میلیونی خود به دولت ایران را متوقف به تعیین فردی كه وابسته به امریكاست، كرده بود. این‌جا همان مملكتی است كه امریكا - قدرت زورگو و گردن‌كلفت جهانی - رئیس آن را رعیت خود می‌دانست و با او مثل یك رعیت رفتار می‌كرد. این‌جا همان مملكتی است كه آراء و افكار و ایمان و دلبستگی‌ها و خواست مردم، هیچ تأثیری در تعیین سرنوشت اقتصادی و سیاسی آنها نداشته است.
دست قدرتمند معمار انقلاب و پدر جمهوری اسلامی، این كشور و ملت را، به كشور و ملتی تبدیل كرد كه در طول این ده سال، بزرگترین وسنگین‌ترین تحقیرها را نسبت به همان قدرتهای گردن‌كلفت و قلدر دنیا روا داشت و تاكنون هیچ ملتی مثل ملت ما، رژیم مستكبر و زورگوی امریكا را این‌گونه تحقیر نكرده است. همه‌ی دنیا هم به این موضوع اعتراف كرده‌اند. این‌جا همان كشور و سرزمین است؛ اما نسبت به گذشته، صدوهشتاد درجه تفاوت كرده است. باید این اقتدار و عزت را كه میراث امام(ره) است، حفظ كرد. اگر امام را دوست داریم و اگر جای خالی او برای ما تلخ است، باید راه او را ادامه دهیم.
مشخصه‌ی دیگر عصری كه امام موجد آن بودند، عبارت است از گرایش و احترام به ارزشهای انسانی و عدالت و حریت و آرای مردم. همان شخصیت باعظمت كه امروز مردم دنیا و دشمنان او نیز به عظمتش اعتراف می‌كنند، می‌گفت: اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر است از این‌كه به من رهبر بگویند. راست می‌گفت و تعارف و تظاهر نمی‌كرد. او تا آن اندازه برای مردم احترام قایل بود كه خود را خدمتگزار آنها بداند. ما مثل این نمونه را در دنیا و تاریخ سراغ نداریم.
حرف و تعارف زیاد است، ادعای حقوق بشر زیاد مطرح می‌شود؛ اما صادقانه و واقعی نیست. امروز دولتهایی ادعای طرفداری از حقوق بشر را می‌كنند كه بزرگترین اهانتها را به بشر كرده‌اند! رژیمهایی داعیه‌ی آزادی بیان و فكر را در دنیا بلند كرده‌اند كه بزرگترین اختناقها و استبدادهای عالم، از آثار وجود شوم آنهاست!



دوشنبه 4 فروردین 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب ما آماده ایم!

سال اقتصاد و فرهنگ

کلمات کلیدی : سال اقتصاد و فرهنگ , حضرت ماه , یک رهبر داریم قدر دنیا دوستش داریم , امسال با همه توان خواهیم کوشید , سال سخت و شیرین , سال بهبود هوای فرهنگ , سال ما ,


بسم الله 

سلام بر شما
سالتان پر از خوشی و سلامتی و شادکامی !
تیتر این مطلب را بی هیچ درنگی نوشتم! امسال همه وظایف معلوم است. با توجه به نام گذاری امسال توسط حضرت ماه لازم دیدم که سه خطاب کوتاه داشته باشم به دو گروه و یک نفر :

صمیمانه با همه ی دوستان و هم سالان متعهد به فرهنگم: 
آنچه امسال لازم است فعالیت چند برابری همه ی ماست. سال قبل سال حماسه ها بود و ما حماسه اول را ساختیم دومی اش گردن آنهایی بود که آنرا خیلی بی سروصدا پیچاندند!! بماند!
 امسال یک ذره تفاوت دارد آنچه بر گردن ماست... با شمایی هستم که دلت برای هوای فرهنگ می تپد... شمایی که آلودگی این هوا نگرانت میکند شمایی که دوست داری مردمت در هوای پاک تنفس کنند... 
شمایی که قلم بدست گرفتی با همه ی حرفها و انگ ها و دشنام هایی که شنیدی ماندی و نوشتی شمایی که هنرت را در مسیر انقلاب به خرج دادی و ایستادی شمایی که حتی یک نشریه در دانشگاهت راه انداختی و پایش ماندی، شمایی که همه ی ناامیدی ها به سمتت هجوم آوردند اما ذره ای از کاری که میکنی عقب نشستی، شمایی که در شبکه های اجتماعی از آسمان می نویسی، شمایی که وقتی خواستی کاری برای فرهنگ این مملکت کنی نه تنها مسئولان حمایتت نکردند بلکه پیش پایت سنگ انداختند و آزارت دادند اما تو ایستادی، می دانی؟ امسال کار خیلی مهم تر است، امسال باید همه ی همت را بگذاریم برای سالم تر شدن هوای تنفسی مردم... برای فرهنگ... امسال نیمی از فعالیت فرهنگی ایران بر دوش ماست...
چشمان ماه نظاره گر ستارگان ارزشمند آسمان فرهنگ انقلاب است.

صریح با مسئولین امر:
امسال حواستان را جمع کنید! با احترام به محضرتان عرض میکنم فرزندان جوانتان امسال به دقت رفتارتان را زیر نظر خواهند داشت و از کمترین حرکت اشتباه تان نخواهند گذشت... صریح و بی پرده نقوص فرهنگی کشور را گوشزد خواهیم کرد به امید بهبود وضع... هنرمندان متعهد، علما و روحانیون و اساتید دانشگاه به همراه جوانان انقلابی امسال به دقت شرایط فرهنگی را زیر نظر خواهند گرفت. انتقاد سازنده امسال چندین برابر خواهد بود اگر خطاها تکرار شوند... یقین کنید که این انتقاد ها به نفع کشور خواهد بود و شما ((باید)) در رفع ضعف ها بکوشید .


عاشقانه با رهبرم:
تخت باشد خیالتان آقا! هم سخنرانی در دیدار شورای عالی انقلاب فرهنگی را شنیدیم هم دیدار خبرگان حواسمان به نگرانی تان بود هم پیام نوروز و سخنرانی حرم امام مهربان را نوش گوش کردیم... خوب متوجهیم که بخش مهمی از فعالیت امسال ملی است و آن ملی بودن هم بخش مهمی اش برمی گردد به جوانانی که به صورت خودجوش کار فرهنگی می کنند، خطاب مستقیم کردید آقا! یک سید علی که بیشتر نداریم! چیزی بخواهد و ما دریغ کنیم؟ می کوشیم با همه ی وجود تا لبخند رضایت را گوشه لبتان ببینیم...

والسلام

بعد نوشت اول : با توجه به شرایط خاص امسال، این وبلاگ با همه توان خود در عرصه های جدید مجازی خواهد کوشید...از همه دوستانم می خواهم که ارتباط خود را با یکدیگر قوی کنند.

بعدنوشت دوم : سال همه تان خوش و پر از لحظه های دوست داشتنی و پر از سلامتی و تندرستی و خوشبختی :)

...............................................
تسلیت نوشت : علی جان! دلم را سوزاندی با رفتنت... در این شهر مردانی مثل تو کم اند، و آخر و عاقبت تو باید شهادت می شد.. خوش بحالت... شفیع ما باش...





( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]