تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب ابر رهبر معظم انقلاب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

چهارشنبه 20 آذر 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب ماه نوشت

بوسیدن روی ماه ...

کلمات کلیدی : رهبر معظم انقلاب , حضرت ماه , حضرت آقا , مقام معظم رهبری , امام خامنه ای , امام لاله های شهید , حضرت سید علی ,


بسم الله


نکته : این یک نوشته ی کاملا شخصی است... !

- الو

- جانم؟

- سلام. خوبی؟ چه خبر؟

- سلام، ممنون، سلامتی، تو خوبی؟

- آره. میگم میای بریم یه جاکفشی رو ببریم برای روضه فردا و بعدش بریم بیرون؟

- آره ، چرا که نه

صاحب صدای آشنای آن طرف خط سالهاست که در سردی و گرمی روزگار همراهی ات می کند و ثابت شده است برایت محبتش. زود شال و کلاه میکنی و راه می افتی به همراهش، خانه برادرپدربزرگ زیاد دور نیست، خانه پیرمردی که پدر یک شهید است. مدت زیادی طول نمی کشد که به مقصد می رسیم، باران می بارد، باد سردی می وزد و یادآوری می کند که پاییز است، برگهای خیس بازیچه دست باد شده اند، وسط خیابان این طرف و آن طرف می روند.

وارد خانه می شویم که بطور غیرعادی شلوغ است و رفت و آمد زیادی دارد، شاید مهمان دارند، شاید هم برای روضه فردا دارند آماده می شوند؛ ما به دنبال ماموریت خودمان هستیم! جاکفشی روضه ی امام حسین(ع) ! کسی جلو می آید و می خواهد که گوشی هایمان را تحویل دهیم ، راستش خیلی جا می خوریم! گوشی ها را که تحویل می دهیم طولی نمی کشد که سر و کله عده ای پیدا می شود که بیسیم های مخصوصی دارند و معمولا به آنها می گویند محافظ !  این رفت و آمد ها و حضور محافظین انگار خبر از حضور یک شخصیت مهم را می دهد، ذهنت می رود سمت رئیس جمهور و تازه یادت می آید الان که مذاکرات نیست!؟ چهره آشنای یکی از محافظان و تصویرامام خمینی(ره) روی میز و تکاپوی وانتظار عجیب اهل خانه کم احتمال ترین گزینه را قوت می بخشد...

رهبر انقلاب؟؟؟

نام مقام معظم رهبری را که از زبان یکی از آشنایان این خانواده می شنوی پاهایت شل می شوند، آری! این خانه تا ساعاتی دیگر میزبان رهبر معظم انقلاب خواهد بود. و تو دیگر توان ایستادن نداری، جایی پیدا میکنی و می نشینی، ته دلت اصلا باور نداری چنین واقعه ای را... آشپزخانه ی منزل محل جنب و جوش خانم های خانواده است، شنیده بودم که رهبری اصرار دارند خانواده شهید اصلا به خودشان زحمتی ندهند، یکی از دلایل حضور سرزده ایشان هم همین است.

روی دیوار خانه، تصویر شهید "عباس اعتمادیان" خودنمایی می کند، تصویری که یک نسخه ی دیگرش روی میزی است که قرار است جلوی رهبر باشد. این خانواده شهید زیاد داده اند، در یکی دیگر از عکس ها شش شهید این خانواده بزرگ کنار هم دیده می شوند. چشمت از روی عکس شهید می رسد به بچه هایی که مشغول جنب و جوش اند، جوشیدن و خروشیدنشان تو را یاد دلت می اندازد... دلی که از لحظه شنیدن نام "خامنه ای" دیگر اختیارش دست تو نیست...

محافظان مرتب می آیند و می روند و همه چیز را کنترل می کنند، معلوم است که سالهاست با خُلق رهبر انقلاب خو گرفته اند و بدون ایجاد هیچ هیجان یا جلب توجهی خانواده شهید را آرام نگه می دارند.  شب جمعه است، عده ای کمیل می خوانند پاقدم رهبر. آقا اما هنوز نرسیده اند، گویا در ترافیک مغرب تهران هستند!

ساعت به هشت نزدیک می شود که محافظان سریع بیرون می روند، بزرگترها مقابل درب ورودی می ایستند، عده ای هم نزدیک می شوند به چهارچوب، بلند می شوی و خیره می مانی به درب خانه، قلبت می خواهد سینه را بشکافد... صدای صلوات بلند می شود، روبروی دیدگانت "ماه" طلوع می کند ، "سید علی" وارد می شود با لبخندی که عجیب "رحماء بینهم" است و دستی که به نشانه پاسخ به سلام و صلوات اهل خانه بلند کرده است. نگاهت که به قامت رعنایش می افتد، به قدر همه دلتنگی ات برای حضرت ماه اشک می ریزی، چشمانت هم مثل دلت دیگر به فرمانت نیستند! فقط می بارند و می بارند و می بارند پای مقدم  رهبر پاکی ها... رهبر آرام می آیند و می نشینند. پیش پایش پشت سر برادر شهید می نشینی، روی مبل سمت راست آقا دو ریش سفید خانواده مستقر می شوند و روی مبل سمت چپ هم مادر شهید می نشیند. اشک رهایت نمی کند، مادر شهید با اینکه کنار آقاست اما کاملا به سمت رهبر نشسته است، آقا با مادر و سپس پدر و برادر شهید که جلویش نشسته است سلام و احوال پرسی می کند و نگاهش می گردد سمت چهره ی خیس و سرخ و برافروخته ای که دلت را سخت رسوا کرده است...،  به چشمانت خیره می شود، زیر لب چیزی میگوید و لبخندی دلنشین می زند، نگاهش به چشمانت آنچنان دوست داشتنی است که بی اختیار دو دست را روی سینه می گذاری و با همان گریه از ته دل لبخند می زنی و همین تضاد میان صورتت، گل لبخند رهبر را گلستان می کند...چقدر آرامتر می شوی با یک نگاه معشوق ...

حضور در منزل شهید طهرانی مقدم

رهبر انقلاب صحبتهایشان را آغاز میکنند و از این خانواده ایثارگر به نیکی یاد می کنند و آنها را در مسیر و منش شهادت و سعادت می دانند و تاکید می کنند که انقلاب توانست چنین جوانانی - مثل جوان شما - را در مدتی کوتاه به مراتبی عظیم و درجاتی بزرگ برساند، آقا ادامه می دهند که اگر اینها اینگونه ایثارگری نمی کردند اوضاع امروز اینطور نبود، اینقدر عزت وجود نداشت. برادر شهید که جلوی پای رهبر به همراه فرزند کوچکش نشسته است سریع می پرسد که ما چه کنیم این ارزشها و این آرمانها فراموشمان نشود؟ ما هم شبیه آنها شویم؟

امام امت فورا پاسخ می دهد که "مطالعه کنید" ... آقا قاطعانه ادامه می دهند که مطالعه تان را بیشتر کنید، با این مسیر آشناتر می شوید، من باید بگویم که متاسفانه جوانهای ما در زمینه مطالعه کمی تنبل هستند، اگر نصف کتاب هایی را هم که من می خوانم بخوانند خیلی مسائل برایشان روشن می شود! همین کتابهایی را هم که ما معرفی کردیم را بروند مطالعه کنند.

 ذهنم می رود سمت کتابهایی که آقا کنارشان یادداشتی برای کتاب نوشته است، چقدر زیادند کتابهایی که زوایای پنهان آن هشت سال ایثار را برایمان روشن می کنند البته اگر اهل مطالعه شان باشیم، حتی نصف وقت مطالعه حضرت آقا !

رهبر خیلی با صلابت سخن می گویند، استحکامی که در کلامشان هست را اینجا با همه وجود لمس میکنی، تازه اینجا آقا عتاب و یا غضبی در سخنانشان ندارند، حال می فهمم وقتی که هیاهوی سگ های ولگرد جهان علیه کشورت بیشتر می شود آقا با چه لحنی آنان را صدها قدم می راند... 

به رسم همیشگی رهبر انقلاب ، قرآنی با دستخط خودشان به پدرشهید و هدیه ای به مادر شهید اهدا می کنند، خانواده شهید دیگری هم که حضور دارند قرآن دیگری را از دست مقام معظم رهبری می گیرند به اضافه ی همسر شهیدی که در این دیدار حضور دارد، آقا در مجموع سه قرآن هدیه می دهند به این خانواده! در نوع خودش انصافا جالب است! پسر عموی شهدا از فرصت استفاده می کند و می گوید که آقا ما از بچگی با این شهدا با هم بودیم، آنها رفتند و ما ماندیم، دعا کنید ما هم برویم، آقا نگاهی می کنند و می گویند: "از فرصت حیات استفاده کنید، کار کنید برای خدا برای اسلام"... یکی دیگر از اقوام که پزشک و رئیس یکی از بیمارستان های تهران است شروع به صحبت می کند، آقا مشغول تماشای دستخط شهید و آلبوم عکسهای شهداست، حواسش در عین حال به صحبت های دکتر هست، رهبر  با دقت و لبخند آلبوم را ورق می زنند، چقدر این نگاه دقیق و همراه ذوقش را دوست دارم! صحبتهای دکتر می رسد به آنجا که ما همه چیز را مدیون شما هستیم و همین امنیت و ... که رهبر سرشان را بلند می کنند و می گویند شما تخصصتان قلب بود دیگر؟!! دکتر می گوید نه آقا کلیه بود و کلا رشته کلام قبلی که حاوی تعریف و تمجید بود، از دست دکتر خارج می شود!

دستخط مبارک آیت الله خامنه ای در قرآن اهدایی به خانواده شهید اعتمادیان

زمان مثل باد گذشته است ، آقا می گویند خیلی جلسه خوبی بود و استفاده کردیم و سپس بلند می شوند، همگی بلند می شویم. بی قرار و مبهوت از درخشش مهتاب، جلوتر می روی، چند نفری دور آقا ایستاده اند، یکی دوتا از آشنایان با رهبر احوال پرسی می کنند، نفر روبرویی کنار می رود، تو خیره به سیمای سیدعلی هستی که ناگهان خودت را مقابل ولی امرت می بینی (( فکان قاب قوسین او ادنى))  نزدیکتر از آنچه حتی در رویایت هم تصور نمی کردی، امام امت لبخند می زند، از پس پرده اشک به چشمان روشن و خندانش خیره می شوی.

او حضرت ولی امر است، او همانی است که بعد خمینی پرچمدار انقلاب اسلامی است، او همان وارث خون شهیدان است، او رهبر تنها حکومت شیعه تاریخ است، او فرمانده کل قوا است، فرمانده لشگری از سربازان عاشق که نه تنها در ایران که در همه جای جهان منتظر یک اشاره ی چشمانش هستند، همانی که در مرزهای جولان و فلسطین و لبنان خیلی ها برای لبیک به او با خون خود وضو گرفتند، او انگیزه مقاومت مقابل کفر است، او همان کسی است که سال هشتاد و هشت یک تنه مقابل همه ی زیاده خواهی ها و ظلم ها و بدعت ها ایستاد و پرچم را حفظ کرد، او رهبری است که کمر به نابودی اسرائیل بسته است و نامش کابوس دشمن است، حافظ امنیت و استقلال و پیشرفت کشورت است. او همانی است که مثل هیچکس دوستش داری، اوست رهبر همان خانم بدحجابی که پیش پایش گریه میکند و آقا بجای نگاه به ظاهرش نگاه به دلش میکند که در گرو این انقلاب است، او همانی است که همیشه سعی کرده ای حداقل اندکی شبیه اش باشی و نشدی. او رهبر خوبی هاست...  او همان سیدی است که ولایت رسول خدا را به ارث برده و امانت دار مهدی فاطمه (عج) است. به چشمان روشن سید علی نگاه می کنی و در ثانیه ای همه عظمت نام "خامنه ای" را از ذهنت می گذرانی، همه خاطرات و همه بیانات و همه تصاویر و همه ی چیزهایی را که از کودکی از این بزرگمرد شنیده ای ... تو چه کرده ای برای رهبرت؟ تو چه میخواهی بگویی در مقابل نیابت امام عصر (عج)؟ خودت را هیچ می بینی در مقابل امام خامنه ای.. دستانت می لرزند، سرت را پایین می اندازی. هیچ چیزی نمی توانی بگویی، حتی همه چیزهایی را که با خودت در رویاهایت مرور کرده ای. نه اصلا نمی توانی چیزی بگویی... 

دلدارت لبخند می زند برای دلداری ات، وارد حریم بهشتی اش که می شوی خیالت راحت می شود که تا انتهای دلت را خوانده است، انگار فهمیده است هیچکس را در دنیا مثل او دوست نداری. دلت آرام آرام می شود در مجاورت قلب آسمانی سید علی... 

دست مهربانش را با دستانت میگیری، چشمانت را می بندی و بوسه می زنی بر همان دست خدایی که بر سر ماست، عطر خاصش تا اعماق وجودت می رود... این لحظه ورای همه لحظات عمر توست... 

دیدار با جانبازان . سال 90

دعای آرام رهبر به گوش ات می رسد، از حضرت ماه فاصله می گیری و اینبار به معنی واقعی کلمه گریه می کنی. دلت مگر چقدر تاب و تحمل دارد؟؟؟ آقا آرام آرام حرکت می کنند، محافظان پشت سر ایشان راه می افتند. جلویشان هم حلقه ای از خانواده شهید قرار دارد، هرکسی که می تواند عرض ادبی میکند به ایشان. پشت سر مقام معظم رهبری تا درب خانه همه می آیند، آقا به چهارچوب در می رسند و خداحافظی می کنند با اهل خانه. رهبر شهدای آسمانی و شهدای زنده منزل شهید را ترک می کنند. در این هیاهو پسر بچه ای بلند می گوید:  "آقا دوباره کِی میان؟" !

زیر لب زمزمه می کنی :

((اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ))

سپاس خدایی را که خوب می داند باید پرچم ولایت را به چه کسی بسپارد...

...........................

بیرون هنوز باران می بارد...


والسلام

بعد نوشت اول : تصویر دستخط مبارک حضرت خامنه ای در مطلب تنها تصویر اختصاصی است، باقی تصاویر از سایت khamenei.ir هستند . 

بعدنوشت دوم : ارزش و اهمیت شما مخاطبان عزیز که مدتهاست وب حقیر را دنبال می کنید بسیار بیش از خود این وبگاه است لکن آن بالا نوشته ایم شخصی ! این یادداشت هم شخصی است که صدالبته به دلیل همان ارزش والای مخاطبان منتشر شده است.

............
در رابطه با رهبر معظم انقلاب :
بخوانید



دوشنبه 1 مهر 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

تیز تر از شمشیر ؛ نرم تر از حریر

کلمات کلیدی : نرمش قهرمانانه , سازمان ملل متحد , نیویورک , سازش حقیرانه , تیزتر از شمشیر , نرم تر از حریر , رهبر معظم انقلاب ,


بسم الله

سلام
این روزها فضای عمومی جامعه ایران طبق سنوات هر سال تحت تاثیر آغاز سال تحصیلی جدید است. لکن فضای سیاسی کشور کاملا متمرکز به سفر رئیس محترم جمهوری اسلامی به آمریکا برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل است. 
از ساز و کار مدیریت سازمان ملل - که شدیدا مورد نقد و غیرقابل پذیرش است - بگذریم می رسیم به اینکه این سفر یک فرصت مناسب برای رساندن پیام انقلاب اسلامی ایران به گوش دنیاست. 
سفر ریاست جمهوری به عنوان برترین شخصیت کشور بعد از حضرت امام انقلاب همیشه دارای اهمیت بسیار بوده است. اما امسال از جهاتی مهم تر و متفاوت تر است :

یک : نتیجه انتخابات به نفع دکتر حسن روحانی رقم خورد. خب این یعنی یک تغییر گسترده در روابط با دنیا و سیاست خارجی.( نه تغییر در سیاستهای کلی) . 
دکتر روحانی سابقه مذاکره مستقیم با سران 1+ 5 غیر از آمریکا را داشته است و یک دیپلمات است. این اوضاع را کاملا تحت تاثیر قرار می دهد. هرچند که دکتر روحانی امروز در قامت رئیس جمهوری ایران وارد نیویورک می شود. 

دو : سخنان اخیر حضرت آقا در مورد "نرمش قهرمانانه" در آستانه سفر رئیس جمهور به نیویورک گمانه زنی رسانه ها و غربی ها در مورد تغییر کلی در سیاست خارجی ایران را افزایش داده است. 

سه : نامه نگاری اوباما به دکتر روحانی و پاسخ متقابل و بعد از آن ابراز تمایل غرب برای مذاکره مستقیم فضای سفر را دگرگون کرده است.

چهار : بحران سوریه و مساله سلاح شیمیایی و رفتار یاغی گرانه آمریکا و مواضع ایران می تواند مورد دیگری باشد که این سفر را حساس می کند.

پنج :  خارج شدن پرونده هسته ای از شورای عالی امنیت ملی و سپرده شدن آن به دولت. این یعنی دولت خود تصمیم به حل مشکل هسته ای ایران دارد. تحریم ها و زورگویی ها هم در شروع کار روحانی فراموش نشدنی است.

......................................
خب . از آنجایی که مقام معظم رهبری مسئول سیاست گذاری کلان در عرصه سیاسی است از همه این موارد شاید مهم تر مورد دوم باشد. اینکه غربی ها "نرمش قهرمانانه" را یک چراغ سبز از سوی رهبر انقلاب به دولت برای ورود به یک فاز جدید از سیاست خارجی ایران تفسیر کرده اند. 
از آنجایی که سخنان روشن امام امت بدون هیچ توضیحی قابل درک است لکن باعث تعجب است که امروز در ایران هم کسانی دچار کج فهمی شده اند.
آنچه که رهبر عزیز انقلاب در دیدار پاسداران انقلاب فرموده اند به سادگی قابل درک است. توجه کنید :

" بحث سلاح هسته‌اى را مطرح میكنند. خب، ما سلاح هسته‌اى را نه به‌خاطر زید و عمرو، نه به خاطر آمریكا و غیر آمریكا، به‌خاطر عقیده‌مان قبول نداریم؛ هیچ كس نباید داشته باشد. وقتى ما میگوییم شما نداشته باش، معنایش این است كه خودمان هم قاطعاً میگوییم نباید داشته باشیم و نخواهیم داشت؛ امّا مسئله‌ى آنها مسئله‌ى دیگرى است؛ آنها حرفى ندارند كه برخى از كشورها هم فرضاً به‌وجود بیایند كه‌] انحصار آنها را به هم بزنند، البتّه نمیخواهند انحصارشان به هم بخورد، امّا قیامتى هم بر پا نمیكنند؛ در مورد ایران اسلامى و جمهورى اسلامى قیامت بپا میكنند؛ چرا؟ چون داشتن یك چنین توانى، یك چنین قدرتى، پشتوانه‌ى این نظامِ «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون» است؛ چالش اصلى اینجا است؛ این را باید شناخت، این را باید دید، در این چهارچوب بایستى رویكردهاى آمریكا و غرب و فلان كشور وابسته‌ى به اینها و فلان جریان وابسته و دلبسته‌ى به اینها را تفسیر و تحلیل كرد؛ انقلاب اسلامى این است."

این سخنان قبل از جملات راجع به "نرمش قهرمانانه" مطرح شده اند.  اینکه این نظام قاعده و قانون بازی غرب را به هم زده است ، نه ظلم می کند و نه ظلم می پذیرد . و آنها هم طبیعتا با آن دشمنند. این یک چهارچوب ثابت است . این دشمنی قرار نیست که به پایان برسد زیرا از مبنا ما با هم مشکل داریم . پس هر اقدامی از سوی دولت های غربی و آمریکا باید در این چهارچوب دیده شود. ماهیت انقلاب اسلامی با منافع طرف مقابل در تضاد کامل است. 
در ادامه رهبری ادامه می دهند :

" هر كسى كه در پایبندى به این ارزش اصولى و اصلى، یعنى ارزشى كه هویّت سیاسى انقلاب را معیّن میكند - لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون - پایبندتر باشد و بفهمد كه فهرست مشكلات تولیدشده و ایجادشده‌ى دشمنان علیه نظام اسلامى در این چهارچوب میگنجد - هركسى با یك چنین بینشى و با ایستادگى در این راه باشد - همان‌قدر براى آنها مبغوض است. البتّه عالَم دیپلماسى، عالَم لبخند زدن است؛ لبخند هم میزنند، مذاكره هم میكنند، درخواست مذاكره هم میكنند، خودشان هم میگویند. به یكى از این سیاستمداران غربى چند روز پیش از این گفته بودند شما كه میخواهید مذاكره بكنید با ایران، خب دشمن است ایران؛ گفته بود خب، آدم با دشمن مذاكره میكند دیگر! یعنى اقرار به دشمنى با ایران؛ صریح میگویند. علت دشمنى اشخاص نیستند، علت دشمنى این حقیقت و این هویّت است. همه‌ى آنچه كه میگویند در این چهارچوب باید تفسیر و تحلیل بشود، در این چهارچوب باید فهمیده بشود."


تاکید مجدد و یادآوری چهارچوب ها برای بار دوم قبل از استفاده از لفظ "نرمش قهرمانانه" دیده می شود. وقتی هویت یک ملت عامل دشمنی است پس طبیعتا عقل حکم می کند که لبخند زدن به اشخاصی که می آیند و می روند را زیاد جدی نگیریم. دولتمردان آمریکایی این را بارها ثابت کرده اند. باراک اوباما در آغاز دوران ریاست جمهوری اش صراحتا دست دوستی به سوی ایران دراز کرده بود که رهبر انقلاب از آن به عنوان "دست چدنی زیر دستکش مخملی" نام بردند. که درستی آنرا را همه متوجه شدند(خصوصا بعد وقایع سال 88) . نکته اصلی اینجاست که طرف مقابل با این ذهنیت پای میز مذاکره می آید که ایران دشمنی است که باید با آن مذاکره کرد. در تاریخ مذاکرات ایران و غرب این موضوع واضح دیده شده است. در مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در عراق هم این تجربه را تیم مذاکره داشته است که منظور غرب از مذاکره، تحمیل مواضع خود است نه احترام به عقاید و مواضع طرف مقابل.
حضرت امام امت در ادامه اضافه می کنند : 
"ما مخالف با حركتهاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى ، چه در عالم سیاستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم كه سالها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یك جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این كشتى‌گیرى كه دارد با حریف خودش كشتى میگیرد و یك جاهایى به دلیل فنّى نرمشى نشان میدهد، فراموش نكند كه طرفش كیست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ این شرط اصلى است؛ بفهمند كه دارند چه‌كار میكنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است؛ این را توجّه داشته باشند." 

مجموعه سخنان رهبر معظم انقلاب در این چند خط این موضوع را روشن می کند که ماجرای این دفعه ایران و غرب اندکی پیچیده است و هوشیاری مسئولان مذاکره خصوصا دکتر روحانی را می طلبد. اینکه همه وقایع و لبخند ها و ژست ها باید در یک چهارچوب معین دیده شود و طرف ایرانی متوجه باشد که اصل موضوع ایران و غرب کجاست و اگر نرمشی نشان داده شود در راستای قهرمانی و پیروزی و اقتدار باشد. یقینا اگر در این مذاکره (مبارزه) طرف ایرانی محو لبخند دیپلماسی طرف مقابل شود و نبیند که حمله حریفش به کجاست، با یک نرمش اشتباه ضربه فنی خواهد شد! در عین حال سیاست خارجی ایران همیشه یک خط اصول معین داشته است که تغییر ناپذیر است فقط دوره هایی تفاوت هایی در نحوه اجرا داشته است. صدالبته که این دوره، دورانی جدید است و دکتر روحانی مواضع قابل قبولی داشته و دارند. امید می رود که رئیس دولت تدبیر و امید که امروز برای مذاکره مستقیم با غرب اعلام آمادگی کرده اند، با تدبیری که اندیشیده اند هم حقوق حقّه ملت ایران را پیگیری کنند هم آرمان های انقلاب را با افتخار مطرح کنند هم چهره صلح طلب و دوستانه ملت ایران را به جهان بنمایانند.
آرزوی موفقیت داریم آقای رئیس جمهور !

تکمیل نما ! حتما بببنید : 


۱۳۷۵/۰۵/۱۷

تاسف نوشت : باید برای سیاستمداران حقیری که دوست دارند زیر لگد های غرب تحقیر شوند تاسف خورد، آنها که منتظرند تا با اشاره ای به دامان دشمن جنایتکار بیافتند. همانها که امروز "نرمش قهرمانانه" را "سازش حقیرانه" می بینند...

....................................
ویژه نامه هفته دفاع مقدس : 


http://www.shokranemehr.blogfa.com/post/103

منتظریم!

والسلام