تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب ابر لبیک یا امام

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

چهارشنبه 28 آبان 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب سرباز

سربازان جهانی (پوستر)

کلمات کلیدی : سربازان جهانی , رهبر انقلاب , جنگ جهانی حق , پوستر , لبیک یا امام , سید علی خامنه ای , امضا ابوالفضل اشناب ,


بسم الله


نیرو های نظامی یعنی اقتدار یک کشور و اقتدار یک کشور یعنی عامل بازدارنده جلوی گرگ های دنیا... ره بر دارد جهانی فکر میکند... پس سربازانش هم باید جهانی باشند...


پوستر :
سربازان جهانی



برای مشاهده در اندازه اصلی روی تصویر کلیک کنید



والسلام


چهارشنبه 13 فروردین 1393
به قلم : ابوالفضل اشناب فاطمیون

یک ماجرای تکراری ...

کلمات کلیدی : یک ماجرای تکراری , شیعه آرامش ندارد , فرق مدینه تا تهران , مدینه النبی , مردم نامرد زمان علی (ع) , ولایت را محکم گرفته ایم , لبیک یا امام ,


بسم الله 

عده زیادی در خیابان متنهی به بیت رهبر انقلاب مشغول رفتن به سمت حسینیه امام بودند، مراسم نزدیک بود که آغاز شود. خانمها تقریبا از سمت چپ و آقایان سمت راست حرکت می کردند. هوای نسبتا خوب و غروب زیبای خورشید خیابان را دیدنی کرده بود. مشغول صحبت با یکی از دوستانم بودم ک سمت چپم خانمی هنگام عبور از روی جوی آب، نتوانست تعادلش را حفظ کند و زمین خورد...
دستانش را میان خودش و زمین حائل کرد اما زمین خورد...
باد چند ثانیه ای میان چادر و خودش انداخت.
چادرش خاکی شد...
صدای ضعیفی از سوی زن شنیده شد...
چند خانم به سرعت سویش دویدند برای کمک...
خیلی از مرد ها رویشان را سریع برگرداندند تا میادا خانمی که روی زمین افتاده ست بابت نگاهشان اذیت شود...
اینجا تهران. سال ۹۱ شمسی نزدیک خانه ی سید علی خامنه ای.
شب شهادت حضرت فاطمه (س) ... 
..................

بانویی زمین میخورد همه ی کوچه ایستاده اند به تماشا... 
مردی رو بر نمی گرداند. هیچ زنی برای کمک نمی دود...
نه با زمین خوردن این بانو کسی از جایش تکان میخورد نه حتا از ضربه های پی در پی بر تن مجروحش دل کسی میسوزد... 
این بانو سید نیست! سرسلسله سادات است. چقدر علی صبر دارد...
اینجا تهران نیست، مدینه النبی ست و این زن فقط یک خانم محترمه نیست او فرزند کسی است که شهر مدینه به نام او مزین ست... 
این ماجرا هزار سال بعد از پیامبر نیست! چندین روز بعد از پیامبر ست...

سرم را برمیگردانم، خانم زمین خورده ایستاده است با چادری که محکم در دست گرفته است و یکی دو نفری دارند خاکهایش را می تکانند... نه فرزندی کنارش هست نه مجروحیتی دارد...
بغض گلو را می فشارد. چند دقیقه دیگر روضه ی "خانه ی علی" شروع میشود... 
...............................................................................................................

بعدنوشت :  اینجا فدک شماست بانو، ذره ذره ی این خاک متعلق به شماست... اینجا کسی حق جسارت به آستانتان را ندارد.

گوشوارت وسط کوچه نخواهد افتاد...
تا به نام شهدا هست همه معبر ها...



.................
بازخوانی :

سنت لایتغیر الهى نگذاشت، كه زهراى مرضیه، در پشت حجاب غلیظ اوهام پنهان بماند، و آن ستاره درخشان خونین، درگذشت زمان به خورشیدى تابان بدل شد. و امروز نام او و یاد مظلومیت او، از همه‌ى حصارهاى كتمان، عبور كرده است، و به اعتماد دلها و جانها رسیده است. و این درخشندگى و فزایندگى، ادامه خواهد داشت: انا اعطیناك الكوثر...                                        1377/07/02 



...............................................................................................................



والسلام