تبلیغات
یادداشت های شخصی ابوالفضل اشناب - مطالب ابر مرگ بر آمریکا

شارژ ایرانسل

فال حافظ

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست... ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
 

دوشنبه 13 آبان 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب لبیک یاحسین

ما و ذلت؟؟؟ هرگز!

کلمات کلیدی : هیهات من الذلة , لبیک یا حسین , 13 آبان , لاتظلمون و لاتُظلمون , استکبار , حامد زمانی , مرگ بر آمریکا ,


بسم الله

"به درستی كه من مرگ را بجز سعادت نمی دانم و زندگی با ستمكاران را جز محنت و رنج و ملامت و ذلت نمی بینم"

این جمله را حسین بن علی (ع) وقتی در کربلا مستقر شد فرمود. همین یک خط همه قصه کربلا را همان ابتدا معلوم می کند. پسر فاطمه(س)، دنیا را با ظالم تحمل نمی کند تا حدی که حاضر است میان شمشیر ها با لب تشنه به شهادت برسد اما در این دنیا همراه ظلم و ظالمان نباشد.

کربلا سال شصت و یک هجری قمری تمام نشد. کربلا قله ی مبارزه ی حق علیه باطل شد. شد معیاری ابدی برای سنجش اینکه هرکسی در هر دوره تاریخی کدام مسیر را انتخاب می کند. کربلا میان حق و باطل راه رفتن ندارد. کربلا سازش ندارد. کربلا امان نامه ندارد. یا باید مقابل حسین باشی یا در کنارش. در کنار حسین بودن اما تشنگی دارد، شهادت عزیزانت را دارد، غربت و تنهایی میان ظالمان را دارد. کربلا خون می خواهد، رشادت جنگیدن میان دریای شمشیر می خواهد، صبر می خواهد، اطاعت می خواهد، جگر می خواهد.

.......................

اسلام حسینی، اسلام جهاد و موضع گیری صریح علیه ظلم است. اسلام تلاش برای ساختن دنیای بهتر بدون ظلم است. در این مسیر، برخورد با آنکه از طرف مقابل مواجه می شود ناگزیر است، مگر اینکه طبق قاعده ی "با آنها باشیم، در امان باشیم" رفتارکنیم.

انقلاب اسلامی ایران با الگوی قیام حسینی به پا خواسته و راه سومی را برای حیات برگزیده است یعنی اینکه نه ظلم کنیم نه ظلم بپذیریم  و سپس بر این اساس دشمنی ها ودوستی های جهانی اش را چیده است. هدف جمهوری اسلامی یعنی زمینه چینی برای برقراری حکومت حق و عدالت اینگونه اقتضا می کند که علیه کشور هایی که دارای خود برتربینی و نقض حقوق انسان ها و جنگ طلبی مفرط هستند صراحتا موضع گیری کند.  مثال عینی و واضح این دشمنی در دولت ایالات متحده آمریکا مشاهده می شود. کشوری جنگ طلب، دارای بمب اتمی، ناقض حقوق بشر، با سابقه ی کشتار های عجیب انسانی... به طور قطع نماد ظلم و ستم.

ملت سالهای سال است که با بالاترین شعور سیاسی، بهترین شعار حماسی قرن را سر داده اند: "مرگ بر آمریکا"

چقدر واقعا ساده هستند آنهایی که خیال می کنند “مرگ بر آمریکا” یعنی ما خواستار جنگ ایم و کلا افراطی زاده شدیم و چماق بدست های ضد دیپلماسی هستیم و ازین صحبتها !
چقدر ساده هستند آنهایی که خیال می کنند “مرگ بر آمریکا” یعنی اینکه ما با یک کشوری خصومت داریم و چون منطق نداریم، داریم می گوییم الهی بمیرد آن کشوری که با ما خوب نیست!!

چقدر غافل هستند آنهایی که خیال می کنند “مرگ بر آمریکا” دعوای سیاسی است!

مرگ بر آمریکا” ربطی به دولت ایران و آمریکا - در هر زمانی - ندارد.
مرگ بر آمریکا” ماجرای رسول الله است و کفار مکه ست

مرگ بر آمریکا” روایت علی (ع) و معاویه ست

مرگ بر امریکا” ترجمه ی قیام حسین بن علی(ع) علیه ظلم به زبان امروز است

تا ظلم هست “مرگ بر آمریکا” هست. تا کفر هست “مرگ بر آمریکا” هست.

آمریکا یک کشور نیست. یک فرهنگ است؛ یک نماد است. نماد ظلم و جنگ و کفر، نماد وحشی گری بین المللی و  نماد جنایت. آرزو برای مرگ آمریکا، شعار نیست!  شعور است. صلح طلبی مطلق است.

موضع گیری علیه دولتی است که سابقه کشتار میلیون ها انسان را دارد، سابقه استفاده از سلاح اتمی را دارد، سابقه بهم زدن آرامش هزاران هزار خانواده را دارد. این است آن دولتی که ما آرزوی نابودی اش را داریم. دولتی که با وجود سابقه سیاهش هنوز خود را متولی صلح جهانی می داند و برای مساله هسته ای ایران ابراز نگرانی می کند!

امروز نمی توان ادعای حسینی بودن کرد و صحنه کربلای زمان خود را نشناخت، دوست را تشخیص نداد و دشمن را ندید. فایده ای ندارد برای مظلومیت حسین (ع) اشک ریختن بدون اینکه ازین اشک برای آماده ساختن دنیا جهت ظهور فرزند نهم حسین(ع) استفاده نکرد. انتظار به معنای مبارزه است، حسین بن علی (ع) خورشید درخشنده مبارزه علیه ظلم است و تا این خورشید می درخشد جایی برای خفاش صفتان نیست. مسیر روشن است، ظالم هم معین. ظالمی که در سال 2014 میلادی هم تا به زنجیر کشیدن کودکان و کشتار بی گناهان و تعرض به نوامیس پیش می رود ...

ما عزاداران حسین شهید (ع) دنیا را با ظلم تحمل نخواهیم کرد... ذلت از حسینیان به دور است.

عاشورا هرگز تکرار نخواهد شد؛ و برای عاشورا پایانی نیست...


لبــــیــــک یــــــــــــــــــا حـــــســـــــیـــــن

.............................

در ادامه : پست محرم وبلاگ، امسال طبق سالهای گذشته نبود. همزمانی شب اول محرم حضرت سیدالشهدا (ع) با سیزدهم آبان و شرایط سیاسی روز اقتضا کرد تا اینگونه بنگاریم برای شب اول عشق... فراموش نخواهیم کرد که حرکت امام حسین (ع) یک حرکت کاملا سیاسی و الهی است.

........................................................................

مرگ بر تازیانه ها

تازیانه های بی امان

به گرده های بی گناه بردگان

مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی

در یکی دو ثانیه

با سقوط علم از آسمان

مرگ بر کشتن جوانه ها

مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها

مرگ بر فصاحت دروغ

مرگ بر بوق های بوق

مرگ بر سیم های خاردار و کشتزار های مین

مرگ بر گور های دسته جمعی و بند های انفرادی زمین

مرگ بر بریدن نفس

مرگ بر قفس

مرگ بر شکوه خار و خس

مرگ بر هوس

مرگ بر حقوق بی بشر

مرگ بر تبر

مرگ بر شراره های شر

مرگ بر سفارت شنود

مرگ بر کودتای دود

زنده باد زندگی عود

زنده باد زندگی من ، تو ، ما

یک کلام ، مرگ بر آمریکا

مرگ بر بریدن نفس

مرگ بر قفس

مرگ بر شکوه خار و خس

مرگ بر هوس

مرگ بر حقوق بی بشر

مرگ بر تبر

مرگ بر شراره های شر

مرگ بر آمریکا

مرگ بر ابولهب

مرگ بر یزید و ابن سعد

مرگ بر زاده ی زیاد

بگو بلند بشمار

مرگ بر قطعنامه های بستن فرات

مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب

مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا

مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا

یک کلام مرگ بر آمریکا

بشنوید با صدای حامد زمانی

................................................


در همین رابطه از همین وب بخوانید:








والسلام



شنبه 27 مهر 1392
به قلم : ابوالفضل اشناب دیدگاه

من هم از امام(ره) خاطره دارم!

کلمات کلیدی : حجة السلام هاشمی رفسنجانی , خواب امام , خاطره از امام , مرگ بر آمریکا , دکتر روحانی , کلید , احمدی نژاد ,


بسم الله 


اینجانب ابوالفضل اشناب متولد روز پنجم از ماه هفتم سال هفتاد و دو اعلام می دارم که با توجه به رونق بازار استفاده از خاطرات و توصیه های درگوشی و رازهای امام(ره)، در راستای همراهی با ریاست محترم مجمع تشخیص، اقدام به انتشار چند عدد خواب اختصاصی کرده ام!
..........

یک : شبی بعد از مطالعه بسیار در حالی که روبروی کامپیوتر با چشمانی خسته مشغول نوشتن بودم، روی میز به خواب رفتم. 
در خواب بعد از گذشت از یک تونل نورانی به دهه شصت رسیدم. اوایل جنگ بود و اوضاع کشور بحرانی. بنی صدر به ریاست جمهوری انتخاب شده بود. بعد از چند دقیقه احساس کردم در جماران و در جلسه ای با حضور سران کشور هستم. آیت الله هاشمی رفسنجانی (آن زمان البته حجة الاسلام بودند الانم هستند راستش نمی دانیم کی ایشان آیت الله شدند) کنار امام نشسته بودند و از اوضاع کشور گزارش می دادند، امام توجه ویژه ای به ایشان داشتند. من گوشه ای ایستاده بودم و می شنیدم که آقای هاشمی به امام گفتند ما برای این اوضاع کشور چه کنیم؟ امام به آقای هاشمی چیزی گفتند سپس آقای هاشمی ایستادند و گفتند این جوان روزی رئیس جمهور کشور خواهد شد. تا ایشان (بنده را گفتند ) را دارید چرا غصه می خورید؟! او با یک وبلاگ می آید... سپس من را در آغوش گرفتند و بیدار شدم. از آن شب به بعد من خودم را برای ریاست جمهوری ایران آماده میکنم و منتظرم تا مدرک تحصیلی ام تکمیل شود و فرصت خدمت فرا برسد.

دو: یک شب بعد از تماشای مجدد مستند انتخاباتی دکتر روحانی و در حالی که بسیار مشتاق بودم تا جوانی آیت الله هاشمی را از نزدیک درک کنم، به خواب رفتم. در خواب بود که خودم را در باغی بزرگ مملو از گل های پسته یافتم. روی تختی بزرگ مردی با محاسن کم نشسته بود و در کنارش مرد دیگری با چند شاه کلید مشغول تلفن زدن بود. به زبان انگلیسی حرف می زد میان کلامش چیزی از ترافیک نیویورک هم شنیدم. اول فکر کردم کلیدسازی، قفل بازکنی چیزی از اینهاست لکن بعدا متوجه شدم که ایشان دکتر روحانی هستند. مردی که روی تخت نشسته بود من را کنارخویش نشاند و از میوه های رنگارنگ تعارف کرد. من متوجه شدم که ایشان آیت الله هستند و بسیار خوشحال شدم. آیت الله گفت که از امام شنیده است که قهر با آمریکا ابدی نیست و ایشان موافق حذف شعارمرگ بر آمریکا بودند. بعد به باغ اشاره کرد و گفت که اینجا آمریکاست و باغ اختصاصی باراک ! من متعجب از این دیپلماسی قوی دکتر روحانی از آیت الله پرسیدم که چگونه چنین چیزی ممکن است؟ ایشان فرمودند با تدبیر امام (ره) و امید به این کلید و به دکتر اشاره کردند.
دکتر روحانی به من لبخندی عمیق و زیبا و جذاب زدند و کلیدی را در دستشان تکان می دادند. کلید روی چهره ی خندان حاج حسن تکان تکان می خورد که من بیدار شدم.

سه : بعد از دو خواب قبلی بسیار به خودم امیدوار شده بودم و تقریبا خودم را در زمره بزرگان می دانستم فلذا هرشب به این امید سر به بالین می گذاشتم که امام و یا حداقل آیت الله را ببینم. شبی از شب های تابستان بعد از  در خواب بودم که دیدم آیت الله دوان دوان آمده است تا من را به جایی ببرد. با او همراه شدم و از سرزمین های زیادی گذشتیم تا به یک ویرانه رسیدیم. او با ناراحتی گفت که اینجا ایران است! از امام صریحا شنیده است که هشت سال سیاه بر تاریخ ایران سایه می اندازد و آن هشت سال مردی که نامش محمود است و همش دروغ می گوید کشور را به پرتگاه می برد. آیت الله می گفت که امام وی را به صبر توصیه کرده است و اضافه کرده که بعد از این هشت سال ظلم و دروغ و تباهی(!) دوران امید فرا خواهد رسید.
لازم به ذکر است که آیت الله بعد از خواب حضرت امام به خواب رهبر انقلاب رفته اند و نامه ای سرگشاده را همانجا بلند بلند قرائت کرده اند و از آنجا سری به خواب دکتر روحانی زده اند و سپس به کابوس دکتر احمدی نژاد رفته و بعد به خواب بنده آمده بودند. پس با این حساب، بنده سخن امام (ره) را با یک واسطه فقط با یک واسطه آن هم شخصی چون آیت الله شنیدم .

ادامه دارد...!


والسلام 

از جانشین روح خدا بخوانید :
خود امام برجسته‌ترین شاخصهاست؛ رفتار امام، گفتار امام. خوشبختانه بیانات امام در دسترس است، تدوین شده است. وصیتنامه‌ى امام آشكارا همه‌ى مافى‌الضمیر امام را براى آینده‌ى انقلاب تبیین میكند. نباید اجازه داد این شاخصها غلط تبیین شوند، یا پنهان بمانند، یا فراموش بشوند. اگر این شاخصها را ما بد تبیین كردیم، غلط ارائه دادیم، مثل این است كه یك قطب‌نما را در یك راه از دست بدهیم، یا قطب‌نما از كار بیفتد. فرض كنید در یك مسیر دریائى یا در یك بیابان كه جاده‌اى هم وجود ندارد، قطب‌نماى انسان آسیب ببیند و از كار بیفتد؛ انسان متحیر میماند. اگر نظرات امام، بد بیان شد، بد تبیین شد، مثل این است كه قطب‌نما از كار بیفتد، راه گم میشود؛ هر كسى به سلیقه‌ى خود، به میل خود حرفى میزند. بدخواهان هم در این میان از فرصت استفاده میكنند، راه را جورى تبیین میكنند كه ملت به اشتباه بیفتد.
 مواضع امام بایستى به طور روشن و واضح - همان طور كه خود او گفت، همان طور كه خود او نوشت - تبیین شود؛ این ملاك راه امام و خط امام و صراط مستقیم انقلاب است. یك نفر صریح میگوید من امام را قبول ندارم - این بحث دیگرى است - خیلى خوب، پیروان امام و طرفداران امام با كسى كه صریح بگوید من امام را قبول ندارم، راه او را غلط میدانم، حسابشان روشن است؛ اما اگر قرار است در خط امام، با اشاره‌ى انگشت امام، این انقلاب پیش برود، باید معلوم باشد، روشن باشد و مواضع امام بزرگوارمان بدرستى تبیین شود.
 نباید براى خوشامد این و آن، برخى از مواضع حقیقى امام را یا انكار كرد، یا مخفى نگه داشت. بعضى اینجور فكر میكنند - و این فكر غلطى است - كه براى اینكه امام پیروان بیشترى پیدا كند، كسانى كه مخالف امام هستند، آنها هم به امام علاقه‌مند شوند، بایستى ما بعضى از مواضع صریح امام را یا پنهان كنیم یا نگوئیم یا كمرنگ كنیم؛ نه، امام هویتش، شخصیتش به همین مواضعى است كه خود او با صریح‌ترین بیانها، روشن‌ترین الفاظ و كلمات، آنها را بیان كرد. همین‌ها بود كه دنیا را تكان داد. همین مواضع صریح بود كه توده‌هاى عظیم را مشتاق ملت ایران و بسیارى را پیرو ملت ایران كرد. این نهضت عظیم جهانى كه شما امروز در گوشه و كنار دنیاى اسلام نشانه‌هاى آن را مى‌بینید، از این طریق به راه افتاد.
 امام را صریح باید آورد وسط میدان. مواضعش بر علیه استكبار، مواضعش بر علیه ارتجاع، مواضعش بر علیه لیبرال دموكراسى غرب، مواضعش بر علیه منافقان و دورویان را باید صریح گذاشت.
...........................................

دلنوشت : سرکار خانم نعیمه اشراقی، صراحتا می گویم که شما از"شهید" هیچ نمی دانید و اصلا معنی کلمه خانواده شهدا را درک نمی کنید... انتظاری هم البته از شما نمی رود. شما می توانید به هرچه که دوست دارید گوش دهید هرچه می خواهید ببینید و بعد هم اسم دهان پر کن نوه امام را روی خودتان بگذارید. آنچه در این میان اهمیت دارد شما نیستید بلکه همسر شهیدی است که یک ماه بعد از عروسی اش پیکر خونین همسرش را مقابل خویش دید . شما اهمیتی ندارید در مقابل دختر شهیدی که سهم اش از پدرش فقط چند عکس یادگاری و یک سنگ مزار و شب های طولانی غم و غصه است.
بدانید که خامنه ای فرزند روح الله است و همسران و فرزندان شهدا نوادگان امام(ره).
 خانم اشراقی شما هیچ اهمیتی ندارید!

..................